به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 14 از 49 نخستنخست ... 4567891011121314151617181920212223243444 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 131 تا 140 , از مجموع 485
  1. #131
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 09 مهر 89 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1386-11-13
    نوشته ها
    952
    امتیاز
    20,283
    سطح
    89
    Points: 20,283, Level: 89
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,946

    تشکرشده 1,965 در 675 پست

    Rep Power
    114
    Array

    RE: اشعار برگزیده


    رباعیات
    هر کار که هست جز به کام تو مباد هر خصم که هست جز به دام تو مباد
    هر سکه که هست جز به نام تو مباد هر خطبه که هست جز به بام تو مباد

    □
    دولت همه ساله بی‌جلال تو مباد همت همه ساله بی‌جمال تو مباد
    هر بنده که هست بی‌کمال تو مباد خورشید جهان تویی، زوال تو مباد

    □
    تاریک شد از مهر دل افروزم روز شد تیره شب، از آه جگر سوزم روز
    شد روشنی از روز و سیاهی ز شبم اکنون نه شبم شبست و نه روزم روز

    □
    ای کرده سپاه اختران یاری تو فخرست جهان را به جهانداری تو
    مستند مخالفان ز هشیاری تو بخت همه خفته شد ز بیداری تو

    □
    در بندم از آن دو زلف بند اندر بند نالانم از آن عقیق قند اندر قند
    ای وعده‌ی فردای تو پیچ اندر پیچ آخر غم هجران تو چند اندر چند



  2. 2 کاربر از پست مفید erfan25 تشکرکرده اند .

    erfan25 (جمعه 19 بهمن 86)

  3. #132
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    "دستور زبان عشق"

    دست عشق از دامن دل دور باد!
    می توان آیا به دل دستور داد؟

    می توان آیا به دریا حکم کرد
    که دلت را یادی از ساحل مباد؟

    موج را آیا توان فرمود: ایست!
    باد را فرمود: باید ایستاد؟

    آنکه دستور زبان عشق را
    بی گذاره در نهاد ما نهاد

    خوب می دانست تیغ تیز را
    در کف مستی نمی بایست داد

    "قیصر امین پور"

  4. #133
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 شهریور 01 [ 10:24]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    محل سکونت
    قم
    نوشته ها
    1,166
    امتیاز
    41,377
    سطح
    100
    Points: 41,377, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    2,961

    تشکرشده 3,584 در 906 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    سلام به همه دوستان و چشم انتظاران راه.........

    جمعه ها از پی هم می ایند و چشم های به اسمان دوخته ی ما عصر های جمعه دراشک غرقه می شوند و دراه می سوزند
    .پس کجاست ؟
    ان یکه سوار حجازی که با یک غمزه ی پیامبرانه ی خود معجزه اسا دلها را زیرو می کند وزمین و زمان را بر کرسی عدالت مینشند؟

    ای اخرین ترانه و ای اخرین بهار
    باز اکه بی حضور تو تلخ است روزگار
    مولای سبز پوش من ای منجی بزرگ
    تعجیل کن که تاب ندارم درانتظار
    اللهم عجل لولیک الفرج

  5. کاربر روبرو از پست مفید setareh تشکرکرده است .

    setareh (شنبه 20 بهمن 86)

  6. #134
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    چو بستی در به روی من به کوی صبر رو کردم
    چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

    چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
    بخود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم

    خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یکروتر
    من اینها هر دو با آیینه ی دل رو به رو کردم

    فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را
    ز حال گریه ی پنهان حکایت با صبا کردم

    فرودآ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
    سرای دیده با اشک ندامت جستجو کردم

    صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
    ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

    ملول از ناله ی بلبل نباش ای باغبان رفتم
    حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم

    تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
    من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

    حراج عشق و تاراج جوانی وحشت پیری
    در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم

    از این پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
    که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم


    محمد حسین شهریار

  7. 3 کاربر از پست مفید zeinab تشکرکرده اند .

    zeinab (دوشنبه 22 بهمن 86)

  8. #135
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 آذر 89 [ 11:10]
    تاریخ عضویت
    1386-7-02
    نوشته ها
    548
    امتیاز
    13,995
    سطح
    76
    Points: 13,995, Level: 76
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 55
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 507 در 236 پست

    Rep Power
    74
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا
    خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا
    رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا
    التفاتی به اسیران بلا نیست ترا
    ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا
    با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

    فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود
    جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود

    همچو گل چند به روی همه خندان باشی
    همره غیر به گلگشت گلستان باشی
    هر زمان با دگری دست و گریبان باشی
    زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی
    جمع با جمع نباشند و پریشان باشی
    یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

    ما نباشیم که باشد که جفای تو کشد
    به جفا سازد و صد جور برای تو کشد

    شب به کاشانه‌ی اغیار نمی‌باید بود
    غیر را شمع شب تار نمی‌باید بود
    همه جا با همه کس یار نمی‌باید بود
    یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بود
    تشنه‌ی خون من زار نمی‌باید بود
    تا به این مرتبه خونخوار نمی‌باید بود

    من اگر کشته شوم باعث بدنامی تست
    موجب شهرت بی باکی و خودکامی تست

    دیگری جز تو مرا اینهمه آزار نکرد
    جز تو کس در نظر خلق مرا خوارنکرد
    آنچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد
    هیچ سنگین دل بیدادگر این کار نکرد
    این ستمها دگری با من بیمار نکرد
    هیچکس اینهمه آزار من زار نکرد

    گر ز آزردن من هست غرض مردن من
    مردم ، آزار مکش از پی آزردن من

    جان من سنگدلی ، دل به تو دادن غلط است
    بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
    چشم امید به روی تو گشادن غلط است
    روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
    رفتن اولاست ز کوی تو ، ستادن غلط است
    جان شیرین به تمنای تو دادن غلط است

    تو نه آنی که غم عاشق زارت باشد
    چون شود خاک بر آن خاک گذارت باشد

    مدتی هست که حیرانم و تدبیری نیست
    عاشق بی سر و سامانم و تدبیری نیست
    از غمت سر به گریبانم و تدبیری نیست
    خون دل رفته به دامانم و تدبیری نیست
    از جفای تو بدینسانم و تدبیری نیست
    چه توان کرد پشیمانم و تدبیری نیست


    شرح درماندگی خود به که تقریر کنم
    عاجزم چاره‌ی من چیست چه تدبیر کنم


    نخل نوخیز گلستان جهان بسیار است
    گل این باغ بسی ، سرو روان بسیار است
    جان من همچو تو غارتگر جان بسیار است
    ترک زرین کمر موی میان بسیار است
    با لب همچو شکر تنگ دهان بسیار است
    نه که غیر از تو جوان نیست، جوان بسیار است

    دیگری اینهمه بیداد به عاشق نکند
    قصد آزردن یاران موافق نکند

    مدتی شد که در آزارم و می‌دانی تو
    به کمند تو گرفتارم و می‌دانی تو
    از غم عشق تو بیمارم و می‌دانی تو
    داغ عشق تو به جان دارم و می‌دانی تو
    خون دل از مژه می‌بارم و می‌دانی تو
    از برای تو چنین زارم و می‌دانی تو


    از زبان تو حدیثی نشنودم هرگز
    از تو شرمنده یک حرف نبودم هرگز

    مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت
    دست بر دل نهم و پا بکشم از کویت
    گوشه‌ای گیرم و من بعد نیایم سویت
    نکنم بار دگر یاد قد دلجویت
    دیده پوشم ز تماشای رخ نیکویت
    سخنی گویم و شرمنده شوم از رویت

    بشنو پند و مکن قصد دل‌آزرده‌ی خویش
    ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده‌ی خویش

    چند صبح آیم و از خاک درت شام روم
    از سر کوی تو خودکام به ناکام روم
    صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم
    از پیت آیم و با من نشوی رام روم
    دور دور از تو من تیره سرانجام روم
    نبود زهره که همراه تو یک گام روم

    کس چرا اینهمه سنگین دل و بدخو باشد
    جان من این روشی نیست که نیکو باشد

    از چه با من نشوی یار چه می‌پرهیزی
    یار شو با من بیمار چه می‌پرهیزی
    چیست مانع ز من زار چه می‌پرهیزی
    بگشا لعل شکر بار چه می‌پرهیزی
    حرف زن ای بت خونخوار چه می‌پرهیزی
    نه حدیثی کنی اظهار چه می‌پرهیزی

    که ترا گفت به ارباب وفا حرف مزن
    چین بر ابرو زن و یک بار به ما حرف مزن

    درد من کشته‌ی شمشیر بلا می‌داند
    سوز من سوخته داغ جفا می‌داند
    مسکنم ساکن صحرای فنا می‌داند
    همه کس حال من بی سر و پا می‌داند
    پاکبازم هم کس طور مرا می‌داند
    عاشقی همچو منت نیست خدا می‌داند

    چاره‌ی من کن و مگذار که بیچاره شوم
    سر خود گیرم و از کوی تو آواره شوم

    از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت
    چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت
    تا نظر می‌کنی از پیش نظر خواهم رفت
    گر نرفتم ز درت شام ، سحر خواهم رفت
    نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت
    نیست بازآمدنم باز اگر خواهم رفت

    از جفای تو من زار چو رفتم ، رفتم
    لطف کن لطف که این بار چو رفتم ، رفتم

    چند در کوی تو با خاک برابر باشم
    چند پا مال جفای تو ستمگر باشم
    چند پیش تو ، به قدر از همه کمتر باشم
    از تو چند ای بت بدکیش مکدر باشم
    می‌روم تا به سجود بت دیگر باشم
    باز اگر سجده کنم پیش تو کافر باشم

    خود بگو کز تو کشم ناز و تغافل تا کی
    طاقتم نیست از این بیش تحمل تا کی

    سبزه دامن نسرین ترا بنده شوم
    ابتدای خط مشکین ترا بنده شوم
    چین بر ابرو زدن و کین ترا بنده شوم
    گره ابروی پرچین ترا بنده شوم
    حرف ناگفتن و تمکین ترا بنده شوم
    طرز محبوبی و آیین ترا بنده شوم

    الله ، الله ، ز که این قاعده اندوخته‌ای
    کیست استاد تو اینها ز که آموخته‌ای

    اینهمه جور که من از پی هم می‌بینم
    زود خود را به سر کوی عدم می‌بینم
    دیگران راحت و من اینهمه غم می‌بینم
    همه کس خرم و من درد و الم می‌بینم
    لطف بسیار طمع دارم و کم می‌بینم
    هستم آزرده و بسیار ستم می‌بینم

    خرده بر حرف درشت من آزرده مگیر
    حرف آزرده درشتانه بود ، خرده مگیر

    آنچنان باش که من از تو شکایت نکنم
    از تو قطع طمع لطف و عنایت نکنم
    پیش مردم ز جفای تو حکایت نکنم
    همه جا قصه‌ی درد تو روایت نکنم
    دیگر این قصه بی حد و نهایت نکنم
    خویش را شهره‌ی هر شهر و ولایت نکنم

    خوش کنی خاطر وحشی به نگاهی سهل است
    سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است

    شعر : وحشی بافقی

  9. 3 کاربر از پست مفید 108 تشکرکرده اند .

    108 (دوشنبه 22 بهمن 86)

  10. #136
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    سلام به همگی.
    امروز می خوام یه شعر غمناک بنویسم
    بعضی وقتا اینجور شعرا به دل آدم میشینه!
    امیدوارم هیچ وقت احساس تنهایی نکنید!!

    تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست
    گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

    غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را
    بر سفره ی رنگین خود بنشانمت ...بنشین غمی نیست

    هوای من خرده مگیر این خودستایی را که بی شک
    تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

    آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم
    تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست

    همواره چون من ..خوب من بیندیش
    لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت همدمی نیست

    من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
    شاید برای من که همراز کویرم شبنمی نیست

    شاید به چشم من که می پوشم ز چشم شهر آن را
    در دستهای بی نهایت مهر بانش مرحمی نیست

    شاید و شاید و هزاران شاید دیگر اگرچه
    اینک به گوش انتظارم چون صدای مبهمی نیست....

    البته فکر نکنید من احساس تنهایی کردما!!!من مثل همیشه شــادم

  11. #137
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    تو آن نه​ای که دل از صحبت تو برگیرند
    و گر ملول شوی صاحبی دگر گیرند

    و گر به خشم برانی طریق رفتن نیست
    کجا روند که یار از تو خوبتر گیرند

    به تیغ اگر بزنی بی​دریغ و برگردی
    چو روی باز کنی دوستی ز سر گیرند

    هلاک نفس به نزدیک طالبان مراد
    اگر چه کار بزرگست مختصر گیرند

    روا بود همه خوبان آفرینش را
    که پیش صاحب ما دست بر کمر گیرند

    قمر مقابله با روی او نیارد کرد
    و گر کند همه کس عیب بر قمر گیرند

    به چند سال نشاید گرفت ملکی را
    که خسروان ملاحت به یک نظر گیرند

    خدنگ غمزه خوبان خطا نمی​افتد
    اگر چه طایفه​ای زهد را سپر گیرند

    کم از مطالعه​ای بوستان سلطان را
    چو باغبان نگذارد کز او ثمر گیرند

    وصال کعبه میسر نمی​شود سعدی
    مگر که راه بیابان پرخطر گیرند

  12. کاربر روبرو از پست مفید طاهره تشکرکرده است .

    طاهره (دوشنبه 22 بهمن 86)

  13. #138
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 30 آبان 88 [ 11:45]
    تاریخ عضویت
    1386-7-10
    نوشته ها
    1,573
    امتیاز
    16,204
    سطح
    81
    Points: 16,204, Level: 81
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    898

    تشکرشده 926 در 486 پست

    Rep Power
    177
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    بی ادب از با ادب بالا نشیند عیب نیست
    روی دریا خس نشیند،قعر دریا گهر است

  14. #139
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست
    آن جا جز انکه جان بسپارند چاره نیست

    هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
    در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

    ما را زمنع عقل نترسان و می بیار
    کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

    از چشم خود بپرس که ما را که می کشد
    جانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

    او را به چشم پاک توان دید چون هلال
    هر دیده جای جلوه آن ماهپاره نیست

    فرصت شمر طریقه ی رندی که این نشان
    چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

    نگرفت در تو گریه ی حافظ به هیچ روی
    حیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست.

  15. 2 کاربر از پست مفید zeinab تشکرکرده اند .

    zeinab (پنجشنبه 25 بهمن 86)

  16. #140
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 فروردین 89 [ 23:29]
    تاریخ عضویت
    1386-10-30
    نوشته ها
    178
    امتیاز
    4,302
    سطح
    41
    Points: 4,302, Level: 41
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    300

    تشکرشده 303 در 128 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اشعار برگزیده

    وای از دست دلم!!!
    که بسوزد چون شمع!...........گه به ناکامی دوست..گه به حال دشمن!

    این دل من چون است؟!

    گاه چون شعله برافروخته دل!....گاه چون شمع دلش سوخته دل!

    گاه چون ابر گرفته است دلم!.....گه خروشنده چنان جیحون است!

    گاه همرنگ شفق!

    آری آری خون است...دلم از دست دلم!!!

  17. کاربر روبرو از پست مفید zeinab تشکرکرده است .

    zeinab (چهارشنبه 24 بهمن 86)


 
صفحه 14 از 49 نخستنخست ... 4567891011121314151617181920212223243444 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 54
    آخرين نوشته: چهارشنبه 17 تیر 94, 18:47
  2. سرد شدن نسبت به همسر بدلیل مشکلات زیاد
    توسط سناریا در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 16 خرداد 94, 18:34
  3. از اینکه خیلی زیاد عاشق شوهرمم خسته شدم چون مشکلات زیادی برام ایجاد کرده
    توسط مهشید93 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 دی 93, 15:23
  4. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: یکشنبه 11 خرداد 93, 10:55
  5. استرس شدید -تنبلی زیاد -بی حوصلگی زیاد باعث شده همه اش بخورم
    توسط پونه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 دی 92, 23:06

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.