روزگارت باد شیرین شاد باش
دست کم یک شب تو هم شاداب باش
تشکرشده 88 در 53 پست
روزگارت باد شیرین شاد باش
دست کم یک شب تو هم شاداب باش
تشکرشده 88 در 53 پست
شبی خوش بود و من غرق نیایش
بسی درحال انجام ستایش
تشکرشده 88 در 53 پست
شعر آشفته حال و وحشی ام
حاصل یک لحظه حیرانی است
تشکرشده 88 در 53 پست
تا کی ز سر جور فلک از دل بیمار
صبر دل ایوب پیمبر طلبیدن
تشکرشده 148 در 75 پست
نه زمین خاک قدیمی ، نه هوا همون هواست
تا چشام کار میکنه ، هرچی که مونده نابجاست
تشکرشده 3,145 در 958 پست
تلخم ای دوست! نخوان قصه شیرین از عشق
واژه عشق مقدس تر از این بازی هاست
تشکرشده 148 در 75 پست
تو اون ابر بلندی که دستات شبای شوره زاره
تو اون ساحل دوری که هر موج به تو سجده میاره
توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل شیر برنا بود
د بدید
تشکرشده 148 در 75 پست
( فدایی ) ..خواهشا این تاپیک و با کات های الکی خرابش نکن...: میشه بگی جواب مشاعرت چه ربطی به " ه " داشت ؟
از نفر بعدی خواهش میکنم روند طبیعی تاپیک رو ادامه بدند :
---------------------------------
تو اون ابر بلندی که دستات شبای شوره زاره
تو اون ساحل دوری که هر موج به تو سجده میاره
--------------------------------
و جواب تازه من :
هر دریچه ای که به شب گشودم
فکر تنهایی چشمای تو بودم
تشکرشده 3,145 در 958 پست
من فکر می کنم شما و فدایی، همزمان با هم پست رو ارسال کردین برای همین هر دو با (ت) شروع کردین.
منم صید پریشان تو پیش از کشتنم ای کاش
به تخدیر نگاه خویش بی هوشم کنی کم کم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)