تو آتشي كه مرا گرم مي كني در خود
زمانهء گذران مثل دود مي ماند
تشکرشده 375 در 164 پست
تو آتشي كه مرا گرم مي كني در خود
زمانهء گذران مثل دود مي ماند
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 2,234 در 570 پست
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا میطلبم صحبت روشن رایی
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود
رقم مهر تو بر چهره ی ما پیدا بود
تشکرشده 375 در 164 پست
دولب از برای لبیک
به وظیفه بازکردن
به مساجد و معابد
همه اعتکاف جستن
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ناطقه را بند کن و جمع باش
گر نه ضمیر تو پریشان شود
تشکرشده 375 در 164 پست
دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم
نقشی به یاد خط تو بر آب میزدم
ابروی یار در نظر و خرقه سوخته
جامی به یاد گوشه محراب میزدم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
منم ابر سیه اندر شب غم
که روز عید را دلشاد کردم
عجب خاکم که من از آتش عشق
دماغ چرخ را پرباد کردم
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
من آن گلبرگ مغرورم كه میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم
تشکرشده 375 در 164 پست
مردي که بايد بيايد، دور از شهر ما نيست
پا در خم جاده دارد، مردي که بايد بيايد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما خوش رو
که آتش با خلیل ما کند رسم گلستانی
نمی دانی که خار ما بود شاهنشه گل ها
نمی دانی که کفر ما بود جان مسلمانی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)