اینجا ستاره ها همه خاموشند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند
تشکرشده 18 در 7 پست
اینجا ستاره ها همه خاموشند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
تشکرشده 18 در 7 پست
اینجا ستاره ها همه خاموشند
اینجا فرشته ها همه گریانند
اینجا شکوفه های گل مریم
بیقدرتر ز خار بیابانند
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
تشکرشده 3,145 در 958 پست
در حضورت سرکشی هایم فروکش کرده اند
موج دریا نیز ساحل را که دید آرام شد
تشکرشده 18 در 7 پست
دل گفت شيدا گشته ام از چشم مستِ ماه او
گفتم كه بربند اين سخن راهي جدا است راه او
دل گفت دالان ميزنم گر كوه باشد پيش رو
گفتم كه كوه آري ولي فولاد تفتان است او
وقتی که تنگ غروب بارون به شیشه می زنه
همه غصه های دنیا توی سینه ی منه
تشکرشده 4,460 در 1,179 پست
و عشق ... تنها عشق تو را به گرمی یک سیب می کند مانوس
تشکرشده 3,145 در 958 پست
سردی چنان که «آه» بدل می شود به اشک
تا وارهی ز سردی خود، «ها» کن آینه!
تشکرشده 3,584 در 906 پست
سخن عشق نه انست ،که اید برزبان
ساقیا می ،ده!و کوتاه کن این گفت و شنفت
تشکرشده 3,145 در 958 پست
تمام قصه های عاشقی پایان خوش دارند
شب تاریک ما هم کاشکی روزی سحر می شد
تشکرشده 85 در 57 پست
دیگر در جان من نه عشق ، نه احساس
دیگر در قلب من نه شور نه فریاد
دشتم اما در او نه ناله ی مجنون
کوهم اما در آن نه تیشه ی فرهاد
تشکرشده 88 در 53 پست
دشت آرام و سکوتی مرگبار
گرد غم بر چهره سبز بهار
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)