سلام
گزینه 3
تشکرشده 2,912 در 637 پست
سلام
گزینه 3
نمی دانم چه کرده ام
اما
می دانم به تو نیاز مندم
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (شنبه 17 اسفند 92), میشل (شنبه 17 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 5,213 در 1,375 پست
چشامو بستم و فکر کردم ؛ دیدم یه وال کوچولو با مامان باباش دارن میاین نزدیکم ؛ وال کوچولو اومد جلوتر یکمی آب اقیانوس و پاشید رو صورتم.
منم نشستم رو عرشه و دستمو از لابه لای میله ها بردم جلو تا بدنشو لمس کنم ؛ واییی چه پوست لیزی داره؛ چقدم نازه.خیلی حس آرامش بخش خوبی بهم داد ؛ مامانش صداش کرد و رفت اما دل منم با خودش برد.
کاش دوباره وال کوچولو مو ببینم.![]()
**برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
یاد نمیگرفتم .....! **
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), terme00 (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (یکشنبه 18 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), ستیلا (شنبه 17 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92), صبوری (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 1,769 در 422 پست
واااااااااااااای چه صحنه قشنگی تو ذهنم نقش بست ...
همسرم هم کنارم بود نمیدونم درسته یا نه ولی از اونجایی که بابت تست اول قول دادم بدون همسرم جایی نرم دیگه ملکه ذهنم شده و تا میخوام تست رو بخونم آقای همسر هم کنارم می ایسته ... باور کنین راست میگمااااااااااااااااااااا اااااااااا
همشون اومده بودن یعنی هر 4 گزینه اونجا تو آب اقیانوس بودن ولی من از گزینه 3 خیلی خوشم اومد و به همسرم گفتم واااااااااااای آقا این سه تا رو ببین مامان و بابا و نینی ....
چقدر رمانتیک شد ...![]()
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند
دست خطی که تورا عاشق کرد، شوخی کاغذی ماست بخند
آن خدایی که بزرگش خواندی، به خدا مثل تو تنهاست بخند ...
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (یکشنبه 18 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92), صبوری (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 556 در 137 پست
سلام به دوستان گل همدردیشیدا جون ممنون برای تاپیک شاد و جالبتبا اجازه پیشکسوتای عزیز منم در این بازی نسبتا خطرناک شرکتمیکنم
فکرکنم به گزینه 3 نزدیکتر باشهمن تصور کردم یه دسته وال داره میره چندتا بچه وال هم درگروه هست که یکی از این بچهها میاد سمتم سرشو از آب بیرون میاره و به من لبخندمیزنه که یک وال نر میاد و خیلی آروم اونو به گروه برمیگردونه...
قَالَ وَ مَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّآلُّونَ﴿حجر۵۶﴾کیست که مأیوس شود از رحمت پروردگار به جز گمراهان
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), rozaneh (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (یکشنبه 18 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92), صبوری (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
از طرف خودم و دوستان به عضو جدید گروه بازیهای کوکولوژی، شهراز عزیز، خوشامد می گم.
نهنگ یک مثال از کهن الگوی مادرکبیر یونگ است. رابطه ای که در این تست برای نهنگها تصور کردید بیانگر رابطه ای است که شما با مادر خود دارید.
1- نقش مادر برای شما خیلی مهم است.
ممکن است مادرشما روی رفتار و تفکر شما تاثیر زیادی دارد.
شاید بهتر باشه که کمی این رشته های وابستگی را ببرید و مستقل تر باشید.
شیدا.
2- شما نیاز به توجه فیزیکی دارید. البته این یک نیاز طبیعی بشر هست،
اما گویا این نیاز شما بیش از دیگران است.
اگر مرد هستید و این گزینه را انتخاب کردید باید مواظب باشید که از همسر خودتون طالب حمایتهای مادری نباشید.
برای داشتن رابطه خوب همسری، پسر کوچولوی مامان بودن راه مناسبی نیست.
آبی بیکران، خاله قزی، صبوری
3- شما ارزش یکسانی برای نقش پدر و مادر خود قائلید. زندگی خانوادگی تان در کودکی امن و شاد بوده و نگاه متعادلی به زندگی دارید.
ستیلا، کیان (گفتی یه سایت بلدی می ری جوابها را می بینی؟به گزینه 2 هم گرایش داریها!)،
روزنه (مث همیشه سربلند. راستش را بگو مث کیان به یه منبع امدادی وصلی؟)،
دختر بیخیال، ترمه، شهراز
4- شما به استقلال شخصی رسیده اید و برای رسیدن به رشد فردی خیلی خوب هست.
اما مواظب باشید که این استقلال به خودسر بودن، لجباز بودن یا خودخواهی تعیبر نشه و باعث نشه که اطرافیانتون از شما دور بشن.
میشل، پونه، سارا65
در مورد این که خودم گزینه یک را انتخاب کردم یه توضیح دارم.
به نظر من نقش مادر خیلی مهم است. اما خودم وابستگی شدیدی به مادرم ندارم.
شاید اون ارتباط عاطفی و چیزی که از مادر انتظار داشتم بین من و مادرم نبوده و از این که همیشه از سن کم خیلی مستقل و خودسر (مورد 4 ) بودم شاکیم.
مقصر این مساله را هم مادرم می دونم. دلم می خواست نمی ذاشت من اینقدر مستقل باشم.
برای همین اون بچه نهنگ من دنبال مامانش می ره. در واقع تصویری از ایده آل من هست نه شرایطم.
اولش خواستم گزینه 2 را انتخاب کنم اما راستش از وابستگی بیش از حد بچه نهنگنه به مامانش جلوی دوستان خجالت کشیدم. گفتم بذار بره پشت سرش![]()
ولی فکر می کنم تست از یه جنبه دیگه برای من درسته. هر چند خودم وابسته نیستم.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
ویرایش توسط شیدا. : یکشنبه 18 اسفند 92 در ساعت 17:12
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), rozaneh (یکشنبه 18 اسفند 92), sara 65 (دوشنبه 19 اسفند 92), shabnam z (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (یکشنبه 18 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), ستیلا (یکشنبه 18 اسفند 92), شهراز (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 11,395 در 3,444 پست
والا من یکی چی بگم
خدا بیامرزه مادر خدابیامرزمون رومن یکی نقش مادر یکه نه ولی نقش یه دوست یکی که بتونم یکمقدار از بار مشکلات رو بدوشش بندازم یعنی دو نفری بار مشکلات رو بکشیم به همسرم نیگا میکنم.
کلا یکچیزی بگم ناراحت نشینا
ولی تا اینجاش که بنظرم چرت بودشالبته نظر شخصیم رو بیان کردما.ولی خوب چیکار کنم نزدیک نیست به افکار و اخلاقیاتم.بعنوان سرگرمی ولی میشه بهش نیگا کرد
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), ستیلا (یکشنبه 18 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 2,768 در 697 پست
همونطور كه گفتم روزش مشخص نبود وگرنه جواب من درست درمياومد. من گزينه چهار رو انتخاب ميكنم .اون سه تا گزينه ديگه از ما گذشته ديگه.![]()
- اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري
http://www.hamdardi.net/thread-32764.html
خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
که جواب برخی دعاهایم؛
«صبر» و «انتظار» است ...
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (یکشنبه 18 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), ستیلا (یکشنبه 18 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 851 در 242 پست
[QUOTE=khaleghezey;320767]والا من یکی چی بگم
خدا بیامرزه مادر خدابیامرزمون رومن یکی نقش مادر یکه نه ولی نقش یه دوست یکی که بتونم یکمقدار از بار مشکلات رو بدوشش بندازم یعنی دو نفری بار مشکلات رو بکشیم به همسرم نیگا میکنم.
کلا یکچیزی بگم ناراحت نشینا
ولی تا اینجاش که بنظرم چرت بودشالبته نظر شخصیم رو بیان کردما.ولی خوب چیکار کنم نزدیک نیست به افکار و اخلاقیاتم.بعنوان سرگرمی ولی میشه بهش نیگا کرد[/QU
ببخشید خاله قزی بازی به این خوبی کجاش....هست؟؟؟(البته ببخشید قصد جسارت نداشتم)
فرو افتادن در مقابلِ خدا ؛ تنها راه برخاستن است …
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), rozaneh (یکشنبه 18 اسفند 92), shabnam z (دوشنبه 19 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 11,395 در 3,444 پست
بانو ستیلای گرامی
ناراحت چرا نظرمو گفتم و شما هم نقدش کردین
والا منم بالا نوشتم بعنوان بازی سرگرم کنندست ولی جدی بخوایم مثل تست روانشناسی اونجوری حساب کنیم نه فقط گمراه کنندست.
قصد بی احترامی نبودش فقط یه نقد بود همین.
با سپاس از بانو میشل و بانو شیدای گرامی![]()
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
ویرایش توسط khaleghezey : یکشنبه 18 اسفند 92 در ساعت 20:17
abi.bikaran (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (یکشنبه 18 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), ستیلا (دوشنبه 19 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92)
تشکرشده 2,912 در 637 پست
نمی دانم چه کرده ام
اما
می دانم به تو نیاز مندم
khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), پونه (یکشنبه 18 اسفند 92), میشل (دوشنبه 19 اسفند 92), ستیلا (دوشنبه 19 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 18 اسفند 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)