خب خب
اصل حالتون چطوره ؟
چشمک بانو ، حالا فلسفه انتخاب چشمک رو میگی ؟
و اما این برنامه آواتار قشنگه :
من زیبایی ظاهر و باطن را نمیتوانم از هم تفکیک کنم . و از آنجا که همه پدیده ها به نظرم در موقعیت خود هارمونی در طبیعت ایجاد می کنند و زیبا هستند ، (حتی یک حشره به ظاهر زشت ) لذا همه اینها از نظر من زیبا هستند .
به قول سهراب سپهری که نگاه تیزش زیبایی شناسی را در عمق زیبایی خلقت پی می گیرد و می گوید :
من نمی دانم
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است
و کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لالهء قرمز دارد
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
لذا من هم در مورد این آواتارها ، ضریب به امتیازی که در نظر گرفته شده می دهم ( که شما می توانید تقسیمش کنید و به همان امتیاز برگردانید . من هارمونی این ضریب را در نظر دارم )
می گویم :
آواتارهای همه این دوستان بیسته .
در عین حال حس خودم را نسبت به هرکدام بیان می کنم :
>>> دستی به سوی سرچشمه نور و روشنی و گرما بخش دل و جان داشته باش بی شک نور و انرژِی حیات بخش دریافت خواهی کرد .
>>> تداعی هارمونی نواهای طبیعت را دارد که هیچ بشری قادر به ایجاد این نوای موزون از همه نواهای طبیعی نیست ( که در عین نوسانهای بی نهایت و نتهای متنوع ، وحدتی شگفت انگیز دارند و هرگز تشویش ایجاد نمی کند ) . و این موسیقی طبیعت عجب آرام بخش است . کافیست تصور کنید تا باور کنید ، در یک روز بهاری در دل طبیعت ، هم نوای عبور آب از جویبار را ، هم صدای پرندگان را ، هم ورزش باد را و هم صدای حاصل از رقص درختان و ...... را با هم توجه کن ، این همه صدا نه تنها تورا آشفته نمی کند بلکه بس لذت بخش خواهد بود ( و این را تجربه کرده ام واقعاً لذت بخش است )
>>> تداعی یاری خواستن از تنها حافظ بی کم و کاست و همه جانبه ( حافظ مطلق )دیالوگ نهفته در این آواتار در نظر من می گوید : تو را می خوانم و تنها از تو یاری می جویم و تنها آنگونه که تو را رضاهست می روم و می جویم و می شوم ، و مطمئنم که معجزه ها در راه است .
>>> دریا برای من مظهر تعمق و اندیشه هست ، چون هروقت کنار دریا رفته ام ، فقط دوست دارم نگاهش کنم ، به عمق آن فکر کنم و در عمق آن غوطه ور باشم ، حس نوشتنم گل می کند و ...... ( عنوان آبی آرام بلند برای دریا و آسمان قشنگه ) و تداعی این شعر فریدون مشیری :
همه می پرسند:
چيست در زمزمه مبهم آب؟
چيست در همهمه دلكش برگ؟
چيست در بازی آن ابر سپيد،
روی اين آبی آرام بلند،
كه ترا می برد اينگونه به ژرفای خيال؟
چيست در خلوت خاموش كبوترها؟
چيست در كوشش بی حاصل موج؟
چيست در خنده جام؟
كه تو چندين ساعت،
مات و مبهوت به آن می نگری؟
و ........
>>> تداعی عطوفت پاک مادرانه ، آغوش گرم و حمایت گر برای ظریفترین و نحیفترین و پاک ترین و مستعدترین مخلوق خدا ، نوازد انسان . و عشق سرشار مادر سرمایه عظیم الهی به تجلی سرود " والله خیراٌحافظا و هو ارحم الراحمین " و ندای دل بی تاب مادر به یاری خواستن از خدایش در پرورش کودکش که ترجمان بعونک یا لطیف است . و تداعی مهری بی بدیل و آرام و عمیق که در سینه چاک ترین عاشقان معشوقه های زیبا روی این عالم نمی توانی بیابی .
خوش و خندان و خرم باشید ، آهسته و پیوسته
.
علاقه مندی ها (Bookmarks)