به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 13 از 17 نخستنخست ... 34567891011121314151617 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 168

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )



    من وخواهرم بچگی هامون یک بسته عروسک کوچولو داشتیم که ادمک وانواع حیوانات بودند.
    اکثراوقات نمایش عروسک بازی داشتیم.
    یعنی یه نمایشنامه زنده که همون لحظه از ذهن کوچکمون میومد!
    2 نفربودیم اما نزدیک 20تاعروسک رو بازی میدادیم وجاشون حرف می زدیم و رلشون رو اجرا می کردیم.
    خیلی جالب بود......
    اما یک روزکه خواستیم بازی کنیم پیداشون نکردیم :(هرچی دنبالشون گشتیم نبود.انگار ازاولش هم نبوده!
    چندسال بعد می خواستیم اسباب کشی کنیم،اون موقع دیگه بزرگ شده بودیم اما امیدوار بودیم ازیه جایی اون عروسکای عزیزمون رو پیداکنیم اما بازم پیدانشد!!!!!!!!!!!!:(

  2. 18 کاربر از پست مفید داملا تشکرکرده اند .

    داملا (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 فروردین 93 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1390-6-01
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,322
    سطح
    29
    Points: 2,322, Level: 29
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 658 در 179 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )


    رفته بودیم درکه جاتون خالی
    موقع برگشتن یه دست فروشی بود عروسک کلاه قرمزی میفروخت
    همون موقع ها که کلاه قرمزی خیلی کرده بود
    بابام یه دونه برام خرید
    هم قد خودم بود!
    البته مال من به این زشتی نبودآآآآآآ
    اینو با حداقل امکانات کشیدم ... با paint ویندوز ....................... فکرکن!
    چون گفته بودین زمینشم رنگ بشه زمینشو سفید کردم! خب سفیدم رنگه دیگه...!
    بزرگ که شدم مادرم بخشیدش به نمکی ...
    نمیدونم بچم الان کجاست ... !!!؟ .... دغدغه تا این حد!!!


  4. 20 کاربر از پست مفید pk1365 تشکرکرده اند .

    pk1365 (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 اسفند 91 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-1-09
    نوشته ها
    423
    امتیاز
    5,445
    سطح
    47
    Points: 5,445, Level: 47
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    3,495

    تشکرشده 3,519 در 509 پست

    Rep Power
    58
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )



    من می خوام وحشتناک ترین صحنه دوران بچگیتون رو بکشید. ازهمون صحنه ای که برای اولین بار ترس رو تجربه کردید.



    من برای اولین بار با دعوای مامان وبابام ترسیدم.این صحنه ها انقدر برام تکرار شد که هنوزم یادم نرفتن!وهنوزم وحشتناک

    ترین صحنه های زندگیم محسوب میشند.

    واسه همینم همیشه میگم یا نباید بچه دارشد یا باید لیاقت بچه داربودن رو داشت.



  6. 17 کاربر از پست مفید داملا تشکرکرده اند .

    داملا (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  7. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )




    وحشتناک ترین صحنه زندگیم وقتی بود که با دوچرخه خوردم زمین و سرم شکست و بلند شدم دیدم رو زمین پر خونه
    غش کردم.
    از ترس
    وگرنه درد نداشتم

  8. 18 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 دی 91 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1389-12-23
    نوشته ها
    301
    امتیاز
    2,429
    سطح
    29
    Points: 2,429, Level: 29
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,706

    تشکرشده 1,723 در 325 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )

    بچه که بودم از هیچ کدوم از چیزایی که معمولا بچه ها ازش میترسیدن، نمیترسیدم! تاریکی؟ نمکی و کاسه بشقابی؟ نه اصلا!!!
    خونه مادربزرگم یه بلندگوی بزرگ بود که مال داییم بود، هنوزم اونو داره!!!
    بلندگو یه حفره ای اون کنارش داشت که سعی کردم با تصویر نشونش بدم (من با مدادو کاغذ هم نقاشیم افتضاحه چه برسه با paint!!! شرمنده!!!) یه دست از توش رد میشد.
    فک کنم 4 سالم بود. داییم بیچاره می خواست منو بخندونه، عروسکم (عروسک مورد علاقم باربی بود ولی من نتونستم باربی بکشمش!!) رو برداشت برد تو اون حفره بعد صدای ضبط رو بلند کرد گفت "ببین چقدر قشنگ داره میخونه!!"
    صداش خیلی بلند بود و من ترسیدم، بعدشم اصلا فکرش رو نمیکردم عروسک به این کوچولویی صدای به این بلندی داشته باشه
    من از ترس جیع و گریه، بزرگترا قل میخوردن از خنده!!!
    [img][/img]

    بعد از اون ماجرا هم از اون بلندگو میترسیدم، هم از عروسک محبوبم!!!
    البته این ماجرا جنبه مثبت هم داشت: چون دیگه عروسکم رو بغل نمیکردم، صحیح و سالم، ترو تمیزو تپل و مپل! روبه روم نشسته تو ویترین!!!!!!!!!

  10. 15 کاربر از پست مفید دانوب تشکرکرده اند .

    دانوب (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 10 بهمن 93 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1387-6-20
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    264
    امتیاز
    7,391
    سطح
    57
    Points: 7,391, Level: 57
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger Second ClassVeteran5000 Experience PointsSocial
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکرها
    1,724

    تشکرشده 1,826 در 279 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )

    سلام بر همه كوچولو موچولوهاي همدردي ...

    نازنين كوچولوي عزيز بهم گفت كه نوبته منه موضوع رو اعلام كنم ...

    خب معلومه ديگه ، وقتي به حاج آقا بگن يه موضوعي بگو ، زودي ربطش ميده به نماز البته دوست داشتم يه موضوعي ديگه رو بگما ، اما گفتم ممكنه در اين مورد چيزي گفته نشده باشه ، من در مورد نماز بگم ...

    باشه ، بفرمائيد نقاشي كنيد ...

    اولين روزي كه نماز خوندم ...




    سلام بر همه كوچولو موچولوهاي همدردي ...

    نازنين كوچولوي عزيز بهم گفت كه نوبته منه موضوع رو اعلام كنم ...

    خب معلومه ديگه ، وقتي به حاج آقا بگن يه موضوعي بگو ، زودي ربطش ميده به نماز البته دوست داشتم يه موضوعي ديگه رو بگما ، اما گفتم ممكنه در اين مورد چيزي گفته نشده باشه ، من در مورد نماز بگم ...

    باشه ، بفرمائيد نقاشي كنيد ...

    اولين روزي كه نماز خوندم ...




  12. 13 کاربر از پست مفید مهاجر بي نشان تشکرکرده اند .

    مهاجر بي نشان (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  13. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )

    [img][/img]


    اینم اثر هنری من حاج آقا :D


  14. 13 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 03 شهریور 94 [ 14:10]
    تاریخ عضویت
    1390-6-12
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,076
    امتیاز
    13,834
    سطح
    76
    Points: 13,834, Level: 76
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 216
    Overall activity: 7.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6,166

    تشکرشده 6,121 در 1,114 پست

    Rep Power
    124
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )



    من چادرم سفید بود اگه گفتین کدومم

  16. 15 کاربر از پست مفید نازنین آریایی تشکرکرده اند .

    نازنین آریایی (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  17. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 12 تیر 97 [ 22:36]
    تاریخ عضویت
    1390-2-15
    نوشته ها
    144
    امتیاز
    7,721
    سطح
    58
    Points: 7,721, Level: 58
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    1,069

    تشکرشده 1,120 در 173 پست

    Rep Power
    32
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )

    سلام

    اولین باری که یادم میاد نماز خوندم توی مدرسه بود. کلاس اولی بودم, تقریبا آخرای سال بود که جمع شدیم توی حیاط نماز بخونیم. وسط حیاط مدرسه یک باغچه بود با یک درخت خیلی بزرگ و قدیمی, نمی دونم واقعا درخته همین قدر که توی ذهنمه بزرگ بود یا من کوچولو بودم فکر می کردم درخت بزرگه!

    خلاصه اولین بار زیر درخت وسط حیاط نماز خوندیم. فکرم می کردم حالا دیگه چقدر بزرگ شدم. رفتم خونه واسه مامانم هم تعریف کردم.:)


  18. 14 کاربر از پست مفید hadieh تشکرکرده اند .

    hadieh (پنجشنبه 16 شهریور 91)

  19. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 10 بهمن 93 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1387-6-20
    محل سکونت
    اصفهان
    نوشته ها
    264
    امتیاز
    7,391
    سطح
    57
    Points: 7,391, Level: 57
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 159
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Created Blog entryTagger Second ClassVeteran5000 Experience PointsSocial
    نوشته های وبلاگ
    2
    تشکرها
    1,724

    تشکرشده 1,826 در 279 پست

    Rep Power
    45
    Array

    RE: زنگ نقاشی (بزرگسالان وارد نشوند )

    سلام بر دوستان

    اينم نقاشي من ، البته بايد بگم : بدون شرح ولي بذاريد يه كم شرح بدم ...


    [img][/img]

    تو مدرسه ، نماز جماعت اجباري بود ، ( البته من اصلا با اين نحوه موافق نيستم ) بايد اول فرد رو علاقه مند كرد به نماز ،

    امام جماعت ، از خود بچه ها انتخاب مي شد ، منم اون خوشتيپه هسم ( همون كه لباس رنگي داره ) معلم هم بالاي سرمون ايستاده اند ، با يه شيلنگ قرمز ، كه هيچكس از ترس جرأت حرف زدن نداره ..... اگه كسي مي خنديد يا حرف ميزد ...

    اون دو نفر كه تو پنجره سرك مي كشن ، از نماز اجباري فرار كردند يكيشون هم داره پشت سر معلم زبون در مياره ...:P

    ما هم براي نماز نيت مي كرديم : چهار ركعت نماز بي وضو ... از ترس شيلينگ قرمزو مي خونم قربة الي المعلم

    البته وقتي اومدم حوزه ، ديگه واقعا با علاقه نماز مي خوندما ،

  20. 15 کاربر از پست مفید مهاجر بي نشان تشکرکرده اند .

    مهاجر بي نشان (پنجشنبه 16 شهریور 91)


 
صفحه 13 از 17 نخستنخست ... 34567891011121314151617 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:48 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.