من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
تشکرشده 239 در 119 پست
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
تشکرشده 148 در 75 پست
در استانه ی سفر ، در ایستگاه بدرقه
آن سوی بغض پنجره ، پشت نگاه بدرقه
وقتی که قاب می شوم پشت دریچه ی قطار
گریه نکن ، نگاه کن ، مرا به خاطر بسپار
تشکرشده 210 در 101 پست
رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری...
چقدر منتظرت بودم !ببینمت کمی آسوده...
دوباره آمده ای اما؛ همان همیشه عزاداری!
تشکرشده 148 در 75 پست
یه شب تو بارون که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نوره ماهه
تو ماهه منی که تو بارون رسیدی
امید منی تو شب ناامیدی
تشکرشده 148 در 75 پست
یاد من نبودی اما ، من بیاد تو شکستم
غیر تو که دوری از من ، دل به هیچ کسی نبستم
تشکرشده 3,145 در 958 پست
میان دایره هایی که می کشم از تو، چرا محیط مرا دور می زنی بس کن
کمی مسافت گنگ شعاع را بردار، بیا به مرکز بی انتهای پرگارم
تشکرشده 3,584 در 906 پست
ما اسير غم و اصلا غم نيست ترا
با اسير خود رحم چرا نيست ترا
تشکرشده 3,584 در 906 پست
اگر شبها فقط تورا در خواب مي بينم منو ببخش !
اگر تورا مي سپارم دست خدا ،منو ببخش!
تشکرشده 3,584 در 906 پست
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم
شدم ان عاشق ديوانه كه بودم
درنهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد ،عطر صد خاطره پيچيد
توهمه راز جهان ريخته در چشمان سياهت
من محو تماشاي نگاهت
تشکرشده 3,145 در 958 پست
تو مثل شوق پر زدن با این قفس جور نمی شی
هر جا می رم پیش منی، یه لحظه هم دور نمی شی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)