ولیک حضرت انسان هنوز عصیان داشت
و باز پشت ملائک به جرم او خم شد
تشکرشده 88 در 53 پست
ولیک حضرت انسان هنوز عصیان داشت
و باز پشت ملائک به جرم او خم شد
تشکرشده 88 در 53 پست
در بیابان جهان سرگشته ایم
سر به مرگ آریم که سامان نیست نیست
تشکرشده 88 در 53 پست
تفأل می زند چشمم به روی صفحه قرآن
چه شیرین رخنه کردم من درون رازی پنهان
تشکرشده 14 در 11 پست
نه هر که بر افروخت دلبری داند/نه هرکه آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله نهاد و تند نشست/کلاه داری و ایین سروری داند
تشکرشده 126 در 74 پست
نقاش روزگار به رغم گذشته ها
اینده ای به کام دل من رقم زند
لیکن هراسنک از آنم که آسمان
ایینه ای شکسته نهد در برابرم
تشکرشده 148 در 75 پست
موج رنگين افق پايان نداشت
آسمان از عطر عشق آكنده بود
گرد ما گوئي حرير ابرها
پرده اي نيلوفري افكنده بود
تشکرشده 3,145 در 958 پست
دلم تهی شده از عشق، چاره یعنی مرگ
علاج زخم دل پاره پاره یعنی مرگ
تشکرشده 126 در 74 پست
گویی که بانگ ناله ی اندوهناک او
گم گشته در گریستن بی صدای من
آخ که از رکاب بلندش سوار صبح
دیگر قدم فرو ننهد در سرای من
تشکرشده 14 در 11 پست
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه ی رندان بلا کش باشد
تشکرشده 14 در 11 پست
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آ ای کوکب هدایت
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)