برادرم
تلاشت شایسته تقدیره/ و اینکه اوضاع رو کنترل کردی بسیار عالیه
چون آگاهی به کاری که انجام دادی به هیچ وجه شخصیتت نه خرد شده و نه له!
با این کار فقط بزرگوار تر شدی.. همین!
توهیناش رو نشنیده بگیر... فراموش کن!
خیلی خوبه که ایشون و شما آرام شدید... تمرینها یادت نره
این حرفهایی که می زنه ناشی از استرسه.. به نوعی واکنش به استرسه/ بی شک کم خواهد شد البته با قواعدی که گفتم!
اینکه هر از گاهی زنگ می زنه هم چون بسیار احساساتیه و خب بلد نیست روی احساساتش کنترل داشته باشه..
چند تا نکته:
-- ایشون دنبال نقطه ضعف نمی گرده، داستان رو اینطوری نگاه نکن! این که می خواد دست بذاره یه جایی که تو هم دردت بیاد طبیعیه! چون به نظرم خیلی ناراحته!
-- چرا خانومت می گه می خواد شخصیتت رو همه بشناسن و حالات شما رو متناظر ریا و تزویر می دونه؟
-- پرسیده بودی تحمل کنی درست می شه! نه! متاسفانه اگر فقط تحمل کنی هیچ اتفاقی نمی افته!
باید براش وقت بذاری... برای خودت وقت بذاری! انتخابی که شما کردی معمولی نیست... باید آروم بشه و حالش خوب بشه.. و رابطه شما دو نفر با تلاش شما بازسازی بشه
- مدتی دیگه ایشون آروم می شه و دیگه بی احترامی و توهین نمی کنه..
منتظر خبر شما هستم.







علاقه مندی ها (Bookmarks)