رفتی و شب پر شد از من
از من و دلواپسی ها
رفتی و منو سپردی
به زوال اطلسی ها
تشکرشده 85 در 57 پست
رفتی و شب پر شد از من
از من و دلواپسی ها
رفتی و منو سپردی
به زوال اطلسی ها
چه تنگنای سختی است ، یک انسان یا باید بماند یا برود
و این هر دو از معنی برایم تهی شده است و دریغ که راه سومی هم نیست ...
تشکرشده 126 در 74 پست
آن به که دل نبندی ازین پس به کار من
مادر ! من آن امید ز کف رفته ی توام
نديم (پنجشنبه 14 شهریور 87)
تشکرشده 85 در 57 پست
مثل یک درنای وحشی تا افق پرواز کن
قصه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن
زندگی تکرار زخم کهنه ی دیروز نیست
بال های خسته ات را رو به فردا باز کن
چه تنگنای سختی است ، یک انسان یا باید بماند یا برود
و این هر دو از معنی برایم تهی شده است و دریغ که راه سومی هم نیست ...
تشکرشده 3,584 در 906 پست
نسوزد جان من، یک باره در تاب
که امیدت زند، گه گه براو اب
گرامیدم نماند، وای جانم
که بی امید، یک ساعت نمانم
تشکرشده 126 در 74 پست
محروم کسی کز تو جدا بود و ندانست
در گوش دلش از تو صدا بود و ندانست
نديم (پنجشنبه 14 شهریور 87)
تشکرشده 88 در 53 پست
تو راست قامت عشقی، من از تو خواهم گفت
تمام آیت عشقی، من از تو خواهم گفت
تشکرشده 88 در 53 پست
تمام دهکده در یک غبار خاموشی
ومرگ چلچله ها در غم فراموشی
تشکرشده 14 در 11 پست
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از دست حسود چمنش
NIM-KHAK (پنجشنبه 14 شهریور 87)
تشکرشده 14 در 11 پست
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از دست حسود چمنش
چیکار کنم هل هلی شد دیگه...
تشکرشده 14 در 11 پست
یار ی اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
مهربانی کی آخر آمد دوست داران را چه شد
اهان این به دلم نشست...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)