شبم را همچو روز روشن نمودی
ستاره را به سوگ شب نشاندی
تشکرشده 88 در 53 پست
شبم را همچو روز روشن نمودی
ستاره را به سوگ شب نشاندی
تشکرشده 88 در 53 پست
یارب دلم از غیر بریده است
بر درب خانه ات به گدایی نشسته است
تشکرشده 88 در 53 پست
ترنم باران را شنیدم
شور و حال مستان را بدیدم
تشکرشده 14 در 11 پست
ما بمردیم و به کلی کاستیم
بانگ حق امد همه بر خواستیم
تشکرشده 14 در 11 پست
مشک را بر تن مزن بردل بمال
مشک چه بود نام پاک زوالجلال
تشکرشده 14 در 11 پست
لطف سالوس جهان خوش لقمه ایست
کمترش خور کان پر آتش لقمه ایست
این ل ی من قبول نیست یه ل شما بدین پیلیز
تشکرشده 126 در 74 پست
لختی از شیشه دیدم درون را
خواستم حلقه بر در بکوبم
ناگهان تک چراغی که می سوخت
مرد و تاریکتر شد غروبم
خوشا به حال آسمان هرگاه مي گريد دريايي هست درکش کند، درد دلش را گوش دهد غمخوارش باشد
تشکرشده 126 در 74 پست
من ندانم با که گویم شرح درد
قصه ی رنگ پریده ، خون سرد ؟
خوشا به حال آسمان هرگاه مي گريد دريايي هست درکش کند، درد دلش را گوش دهد غمخوارش باشد
تشکرشده 126 در 74 پست
در عمق سینه ی زحمت ، نفس بودم در این دنیا
همه بازیچه ی پول و هوس بودم در این دنیا
خوشا به حال آسمان هرگاه مي گريد دريايي هست درکش کند، درد دلش را گوش دهد غمخوارش باشد
تشکرشده 126 در 74 پست
آنجا که مرگ طعنه زند : کاین مزار تست
بانگی نهیب می زندم از درون دل
کاین سرنوشت تست که در انتظار تست
خوشا به حال آسمان هرگاه مي گريد دريايي هست درکش کند، درد دلش را گوش دهد غمخوارش باشد
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)