سلام صندلی داغ از الان نوبت اقای حامد عزیز محترم است به زییایی به سو الات اعضا خوب تالار پاسخ دهد ممنون![]()
تشکرشده 9,108 در 2,116 پست
سلام صندلی داغ از الان نوبت اقای حامد عزیز محترم است به زییایی به سو الات اعضا خوب تالار پاسخ دهد ممنون![]()
محمدابراهیمی (شنبه 14 مرداد 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
سلام،
با تشکر از مدیران صندلی داغ (محمد ابراهیمی و نازنین 1)،
ممنونم که من رو انتخاب کردند.
البته از پدربزرگ درخواست شده بود که روی صندلی بشینه، ولی ظاهراً فعلاً فرصت ندارد و محمد جان به من پیغام داد و من هم خوشحال شدم و قبول کردم :)
من حدود یک سال و نیم پیش یکبار روی صندلی داغ نشسته بودم.
امیدوارم که برای دوستان تکراری نباشم :)
پیشاپیش از سوالهاتون ممنونم
hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)
تشکرشده 1,270 در 233 پست
به من اجازه میدید که تو برنامتون شرکت کنم؟
.
.
.
.
حالا من سوالاتم رو می پرسم اگر غریبه راه نمیدید بر میگردم:
در ضمن من سوالات قبلی رو نخوندم نمیدونم تکراری هستن یا نه
سلام حامد جان؛
1- خاکی بودن با خاکی شدن فرق داره یعنی چی؟
شما جزء کدامیک از اینها هستی؟
2- اگر کسی از شما نارحت بشه اولین چیزی که به خودت میگی چیه؟
3- در جواب دوستان که از شما میپرسند" اگر شما در این موقعیت بودی نارحت نمی شدی؟" چی میگی؟
4- واژه های زیر:
خدا
عشق
دروغ
عقل
5- وقتي صحبت سفر ميشه اولين جايي كه به ذهنت ميرسه كجاست؟
6- سفر را با چه وسيله اي بيشتر دوست داري؟(ماشين شخصي؟اتوبوس؟قطار؟هواپيما؟ كشتي؟)
7-اگر سوار كشتي باشي و كشتي در حال غرق شدن باشه و براي نجات كشتي تو يا همسفرت يكي بايد خودش رو بندازه تو آب اقيانوس چكار ميكني؟
8- آخرين موزيكي كه گوش دادي چي بود؟
9- چرا آدم قلقلک اش می یاد؟
10- پشه ها روزا كجا ميرن؟
11- فاصله ستاره قطبي تا زمين؟
12- آيا آب از هوا سنگين تره؟ اگه جوابت بله هست چرا ابرها سقوط نمي كنن؟
13- چرا میگن عدد 13 نحسه؟واقعا نحسه؟
فعلا این 13 تا باشه تا بعد
arash1348 (شنبه 14 مرداد 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
سلام آقا آرش!
بله! شما که غریبه نیستی!نوشته اصلی توسط arash1348
1- خاکی بودن با خاکی شدن فرق داره یعنی چی؟
شما جزء کدامیک از اینها هستی؟
فکر می کنم منظور از "خاکی بودن" متواضع بودن باشه.
خاکی شدن احتمالاً همان خاکی یا گلی شدنه :)
و یا آلوده شدن.
من سعی می کنم متواضع باشم. ولی یک جاهایی هم مغرور هستم. البته سعی می کنم غرورم رو نشون کسی ندهم. نمی دونم تا چقدر موفق هستم.
2- اگر کسی از شما نارحت بشه اولین چیزی که به خودت میگی چیه؟
بستگی داره. فکر می کنم که تقصیری داشتم یا نه. اگر احساس کنم تقصیری دارم خیلی ناراحت میشم و سعی می کنم هر چه سریع تر عذر خواهی کنم. و اگر احساس کنم تقصیری ندارم میگم من که کاری نکردم! البته این عکس العمل اوله. چند ساعت که بگذره، با دقت بیشتری به قضیه نگاه می کنم و اگر ببینم تقصیر من بوده، میرم از طرف عذر می خواهم.
3- در جواب دوستان که از شما میپرسند" اگر شما در این موقعیت بودی نارحت نمی شدی؟" چی میگی؟
حقیقتش سوال شما رو متوجه نشدم.
اگر کلاً منظور این هست که اگر کسی یک موقعیتی رو برایم توضیح بده و بپرسه که من توی اون موقعیت چه احساسی دارم، سعی می کنم خودم رو تو اون موقعیت قرار بدم و جواب سوالش رو بدم.
4- واژه های زیر:
خدا: خدا مهربان ترین و بهترین است. در همه حال امیدم به خداست و فکر می کنم با خدا به همه جا میرسم و بی خدا هیچ چیز رو نمی خوام.
عشق: زیباترین حسی که انسان می تونه تجربه کنه.
دروغ: اگر خودم دروغ بگم، از خودم بدم میاد. اگر کسی بهم دروغ بگه، ازش بدم میاد و شاید دیگه سخت بتونم بهش اعتماد کنم.
عقل: اگر ازش استفاده درست بشه کمک می کنه تا انسان مسیر درست رو طی کنه و به کمال برسه.
5- وقتي صحبت سفر ميشه اولين جايي كه به ذهنت ميرسه كجاست؟
بچه تر که بودم شمال. بعدها که مهاجرت کردیم، سفر برام ایران و دیدن اقوام بود.
الآن دوست دارم کشورهای مختلف و جاهایی که نرفتم رو برم ببینم.
6- سفر را با چه وسيله اي بيشتر دوست داري؟(ماشين شخصي؟اتوبوس؟قطار؟هواپيما؟ كشتي؟)
با ماشین بیشتر کیف میده. ولی با هواپیما میشه به کشورهای دورتر و مناطق جدیدتر سفر کرد.
7-اگر سوار كشتي باشي و كشتي در حال غرق شدن باشه و براي نجات كشتي تو يا همسفرت يكي بايد خودش رو بندازه تو آب اقيانوس چكار ميكني؟
الآن می تونم بگم که من پرم تو آب اقیانوس، تو خودت رو نجات بده و خوشبخت بشو!
ولی فکر می کنم واقعیت اینه که آدمیزاد اگه جونش در خطر باشه، همه چیز رو یادش میره و فکر نجات دادن خودشه! شاید اگه همسفرش یک شخص خاصی باشه و پیوند قلبی زیادی بینشون باشه، از خودگذشتگی کنند.
8- آخرين موزيكي كه گوش دادي چي بود؟
امروز در راه برگشت به خانه آلبوم سرو چمان از شجریان.
9- چرا آدم قلقلک اش می یاد؟
پوست آدم حساسه دیگه. به هر حال وقتی پوست لمس میشه فکر می کنم این حس منتقل میشه به مغز. البته مغز می تونه این حس رو به صورت قلقلک یا حس دیگه ای بفهمه. فکر می کنم تا حدود زیادی هم تلقین هست. یعنی آدم می تونه به خودش تلقین کنه که مثلاً اگه الآن کف پام رو دست بکشم، قلقلکم نمیاد! و همینطور برعکس.
من که خیلی قلقلکیم!!!
10- پشه ها روزا كجا ميرن؟
پشه ها روزها هم هستند! البته فکر می کنم شبها چون بیرون تاریکه و داخل روشنه، بیشتر میان.
ما بیشتر مگس و زنبور داریم! روزها هم میان اتفاقاً :)
یک پروانه های زشت هم داریم که شبیه سوسک می مونند. اونها ولی شبها تشریف میارن.
11- فاصله ستاره قطبي تا زمين؟
نمی دونم چقدره ولی اندازه فاصله زمین تا ستاره قطبیه :)
12- آيا آب از هوا سنگين تره؟ اگه جوابت بله هست چرا ابرها سقوط نمي كنن؟
من از فیزیک و شیمی سر در نمیارم! :)
آب از هوا سبک تره.
ابرها بخار آب هستند و چون حالت گازی دارند، سقوط نمی کنند. ولی وقتی مایع میشن، سقوط می کنند که میشه باران :)
13- چرا میگن عدد 13 نحسه؟واقعا نحسه؟
خالی بندیه بابا. اینها خرافاته.
داموس الملک اینطوری پول در میاره :)
شما گوش نده.
از سوالات شما ممنونم.فعلا این 13 تا باشه تا بعد
hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
بازم سوالنوشته اصلی توسط hamed65
0.اتفاقا تو این زمینه زیاد موفق نبودید :)
چون تو دنیای مجازی با اینکه خیلی مهربون هستید غرورتون هم پرواضحه.:)
1. آقا حامد ورزش می کنید؟اگر آره چه ورزشی؟
2.شما حاضرید با کسی ازدواج کنید که مثلا نامزد داشته و به هم خورده؟اون وقت اگر حاضر باشید انتظار دارید اون خانم همه جریان قبلی رو با صداقت بهتون بگه؟و اگر نگه!مدیون شماست؟
3.می گم تا حالا شده کسی رو بزنید تو دعوا؟چه بچگی چه بزرگی؟
نازنین آریایی (دوشنبه 23 مرداد 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
سلام دوباره!
پاسخ سری دوم سوالهای خانم نازنین 1.
0.اتفاقا تو این زمینه زیاد موفق نبودید :)
چون تو دنیای مجازی با اینکه خیلی مهربون هستید غرورتون هم پرواضحه.:)
اگه واقعاً اینطوریه که اصلاً خوب نیست.
دوست ندارم مغرور باشم و مغرور خطابم کنند.
1. آقا حامد ورزش می کنید؟اگر آره چه ورزشی؟
من یک سال پیش تصمیم گرفتم که ورزش کنم. مثلاً برم دو. بعد هی کار پیش اومد، گفتم از هفته دیگه. بعد گفتم از ماه دیگه....
هنوز که هنوزه فرصت نکردم برم بدوم! :)
در نوجوانی فوتبال و والیبال و بدنسازی کار کردم. هر کدوم حدوداً 2 سال.
2.شما حاضرید با کسی ازدواج کنید که مثلا نامزد داشته و به هم خورده؟اون وقت اگر حاضر باشید انتظار دارید اون خانم همه جریان قبلی رو با صداقت بهتون بگه؟و اگر نگه!مدیون شماست؟
سوال شما خیلی سخته. باید در موقعیتش قرار بگیرم و ببینم طرف چه دختری هست.
البته اگر نامزدی در همین حد بوده باشه که یک خواستگاری صورت گرفته و برای شناخت نامزد کردند و یک مدت رفت و آمد می کردند، فکر می کنم قضیه خیلی ساده تر و قابل قبولتر هست.
ولی اگر اینطور بوده که رابطه جنسی برقرار کردند قضیه فرق می کنه و باید روی این مسئله خیلی فکر کنم. باید از جهات دیگر دختر رو سنجید و بعد تصمیم گرفت.
ترجیج می دهم چیزی از جزئیات قضیه ندونم، ولی کلیاتش رو حدوداً می خوام بدونم و اینکه در رابطه چه مرزهایی رعایت شده.
3.می گم تا حالا شده کسی رو بزنید تو دعوا؟چه بچگی چه بزرگی؟
تا حالا 2 بار "کتک کاری" کردم. یکبار در سن 12 سالگی بود. یک پسره اینجا تو مدرسه خیلی من رو اذیت می کرد. همیشه مسخره ام می کرد و همه می خندیدند. یکبار خیلی اعصابم خرد شد. تو راهرو بودیم یقه اش رو گرفتم و یک چک زدم تو گوشش. اوج خشونت من تو کل زندگیم بود!!!
همون موقع دیدم یهو رفتم تو هوا!! بعد دیدم یک معلم از پشت گرفت من رو بلند کرد و دست جفتمون رو گرفت برد تو دفتر.
یکبار هم 1-2 سال بعدش با یک پسره کل کل می کردم، یک دفعه یک مشتی خوابوند پای چشم من!منم هول کردم و ترسیدم.
ممنون از سوالهای شما.
hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)
تشکرشده 9,665 در 1,930 پست
به به سلام..اقا حامد
خوش اومدین رو صندلی جیز..امیدوارم حسابی بهتون خوش بگذره.
اول یه خدا قوت بهتون میگم و تشکر میکنم ازتون چون من شخصا راهنماییاتونو خیلی دوست دارم چون علاوه بر اینکه مدیریت تالارو به عهده دارین به موقش راهنمایی های خوبی میدین و هم حسی خوبی با مراجع دارین..افرین
من سوال زیاد دارم دیگه..گفتن صندلی داغ نگفتن کاناپه خونه دیگه.:)
قسمت تالار
چرا حامد65؟چرا حامد؟
به نظرتون نقطه قوت و نقطه ضعف تالار چیه؟
شده یه دوره ای از راهنمایی کردن خسته بشین؟یا مثلا بگید ای خدا چرا انقد اینجا تاپیک تکراری هست؟مثلا وقتی چندین نفر پشت سر هم یه موضوع مشابه بازمیکنن؟
تا حالا پیش اومده مشکلی پیش بیاد براتون که دلتون بخواد جایی بگید مثلا تو تالار اما ازترس اینکه وجهه ای که دارین خراب بشه،مثلا بهتون بگن اقا حامد شما چرا؟؟!!! منصرف بشین ازاینکار...(یادم نمیره نصف تاپیکای اولم همه میگفتن بهار تو دیگه چرا..اما من ازرو نمیرفتم انقد ادامه دادم تا به ثبات رسیدم..بگذریم)
نظرتون راجب این دل و قلوه هایی که تحت عنوان رتبه و تشکر رد و بدل میشه چیه؟مثلا عزیزم این دو رتبه مال تو...یه ساعت دیگه ازطرف همون عزیزم..فدات شم این دو رتبه هم برای تو:)
هر چند وقت یه بار مدیر همدردی میان و به اون اقایی که در حال اغفال خانومای تالار با پیام خصوصی هست اخطار میده..ما که نفهمیدیم کیه؟چی گفته؟نکنه ما هم طعمه بودیم:)...حالا جناب مدیر میشینه دونه دونه پیامای خصوصی رو میخونه یا خانوما خودشون گزارش میدن بهشون؟
تلخ ترین و ازاردهنده ترین تاپیک براتون کدوم بوده؟اونی که بیشتر از همه ناراحتتون کرده.
شده از دست کسی تو تالار دلخور بشین؟
نظرتون درباره ترکیب بهار.زندگی چیه؟
قسمت شخصی
تاریخ تولد:D:Pشوخی کردم..سکرته.
دیدم زیاد به رعایت تعادل بین احساس و منطق تو شناخت قبل ازدواج دقت کردین..به نظرتون سخت نیست اینکار؟گاهی طرف به دل میشینه و حالا باید زحمت بکشیم که این احساس رو منطقمون چتر نکنه..یا برعکس.
معیاراتون برای ازدواج چیه؟
یه نگاهی به صندلی داغ قبلی کردم اتفاقا اولین نفر شما بودین..گفته بودین تنهایی رو ترجیح میدین..هنوزم همینطوره؟اگه اره چرا؟(خودمم همینطورم ولیمیخوام دلایل شما رو بدونم)
هنوزم تعصبی و غیرتی هستین؟
خواهرتون ازشما بزرگتره یا کوچیکتره؟رابطتون چطوره با هم؟
شما که ازبچگی خارج ازایران زندگی کردی چطوره که انقد به معارف دینی علاقمندی؟
گفته بودی قدیم رو بیشتر ترجیح میدی..هنوزم همینطوره؟
یه نفر چیکار کنه شما خیلی عصبانی و خیلی خوشحال میشی؟
یه خصوصیت مثبت و منفی خودتو بگو.
تا حالا دوست داشتی خدا رو عینی منظورم چیزی شبیه جسمانیه ببینی و کل سوالای زندگی تو ازش بپرسی؟بگی خدا چرا...چرا..
الان چه راه حلی واسه این موضوع پیدا کردی؟
اگه شما از دختری خوشتون بیاد.و بعد ازگذروندن دوره شناخت با تموم صفات مثبت و منفیش کاملا خواهان ازدواج باهاش باشید و دوسشم داشته باشید اما اون دختر بهتون بگه که باید با هم حرف بزنید و حرفش اینه که بکارتشو طی یه رابطه ازدست داده..و بهتون اختیار بده اونو همینطوری بپذیرین یا تموم کنید و برید..شما چیکار میکنین؟
ایا مردا واقعا غار تنهایی دارن؟اگه دارن ایا فقط مختص مرداست؟یعنی این راسته که یه مرد وقتی با موضوعی مواجه بشه میره تو غار تنهاییش تا وقتی حلش کنه..
فقط مختص مرداس؟اگه اره پس چرا منم اینطوریم؟:(
به نظر شما یه زن واقعی چه جور زنیه؟تصورت اززن واقعی یا زن دلخواه چیه؟
ازاون عشقای دوره نوجوونی داشتی؟که براثر افزایش یه باره هورمونهای بدن دل ادم با دیدن یه جنس مخالف تاپ و توپ کنه وخیال کنیم عاشقیم.
گفته بودین به شعرای حافظ علاقه دارین..من همش برام سواله که مردم که انقد حافظو دوست دارن معنی شعراشو واقعا میفهمن..اخه من عمرابدونم چی میگه..حتما باید یه ترجمه یا معنی ازش بخونم تا بدونم چی به چیه؟شما چطور؟علاقتون به اشعار حافظاز چه نوعه؟
یه شعری که مدام تو ذهنتون میچرخه و دوسش دارین؟البته به جزیاکریمه...:)
یا خدا..خیلی سوال شد
در اخر ازتون میخوام منو یه نقد منصفانه کنید.
ممنونم.
موفق باشید
بهار.زندگی (شنبه 14 مرداد 91)
تشکرشده 12,257 در 2,217 پست
سلام بهار.زندگی!
متشکرم! شما لطف دارید.نوشته اصلی توسط بهار.زندگی
من هم از فعالیت مثبت شما در تالار متشکرم.
چرا حامد65؟چرا حامد؟
دنبال یک اسم می گشتم که خیلی هم پرت و پلا نباشه.
نمی دونم چرا حامد به ذهنم رسید. اتفاقاً اون موقع که این اسم رو انتخاب کردم، زیاد هم دوستش نداشتم. ولی الآن دیگه احساس خوبی نسبت بهش دارم. 1365 هم که تاریخ تولدمه.
به نظرتون نقطه قوت و نقطه ضعف تالار چیه؟
نقطه قوت خیلی داره. یکیش اینه:
در اینجا همه اعضا داوطلبانه فعالیت می کنند. اگر کسی وقت می گذاره نیتش خیره. چیز مادی بهش نمیرسه. بلکه همه چیز معنوی هست. هم نیت خیر و هم اینکه خودسازی و بالابردن اطلاعات شخصی که در زندگی به کمک آدم میاد.
نقطه ضعف هم زیاد داره. یکیش اینه:
ضمن احترام به کارشناسان عزیز تالار که واقعاً از همه شون ممنون هستم، فکر می کنم نیاز هست حضور کارشناس در تالار خیلی خیلی پررنگتر باشه. باید تقریباً در هر تاپیک 1-2 پست از کارشناسان زده بشه، ولی متاسفانه فعلاً امکانش نیست. البته باید به این مسئله هم دقت شه که برای اکثر تاپیک هایی که اینجا زده میشه در گذشته یک یا چند تاپیک مشابه داشتیم که خود مدیر همدردی و همینطور کارشناسان پاسخ کارشناسی بهش داده اند.
شده یه دوره ای از راهنمایی کردن خسته بشین؟یا مثلا بگید ای خدا چرا انقد اینجا تاپیک تکراری هست؟مثلا وقتی چندین نفر پشت سر هم یه موضوع مشابه بازمیکنن؟
خب وقتی خسته میشم کمتر می نویسم. کلاً هم فکر نمی کنم تعداد پست های مشاوره ای من خیلی باشه. بیشتر وقتم رو روی کارهای مدیریتی و نظم دادن به تالار می گذارم. به هر حال "مشاوره" هم تخصص من نیست و اگر هم چیزی می نویسم اکثراً بازگو کردن یا نقل قول کردن صحبت های مدیرهمدردی و کارشناسان هست. البته در مواردی هم سعی می کنم تجربه خودم رو بگم.
وقتی می بینم موضوع تکراریه، سعی می کنم لینک معرفی کنم. ولی اکثر مراجعین دوست دارند باهاشون صحبت بشه و کمتر حوصله خواندن تاپیک های قبلی رو دارند.
تا حالا پیش اومده مشکلی پیش بیاد براتون که دلتون بخواد جایی بگید مثلا تو تالار اما ازترس اینکه وجهه ای که دارین خراب بشه،مثلا بهتون بگن اقا حامد شما چرا؟؟!!! منصرف بشین ازاینکار...
نه راستش. چون اصلی ترین هدف من در همدردی آموختن و مشاوره گرفتن هست. قدیم زیاد تاپیک می زدم. الآن بیشتر یاد گرفتم از توی تاپیک های قدیمی و یا در جریان مسائل رو بگیرم. البته خودم هم که جدیداً یک تاپیک زدم.
ولی چیزی که زیادتر پیش میاد اینه که بعضی مواقع دوست دارم در یک تاپیکی یک نظری بدهم، ولی چون می بینم ممکنه هماهنگ با تفکر تالار نباشه، اون پست رو ارسال نمی کنم. اشکال نداره اگه یک کاربر نظر شخصی اش رو بگه، ولی به عنوان یک مدیر این کار رو نمی تونم بکنم.
خلاصه این لباس صورتی دست و پای ما رو بسته
نظرتون راجب این دل و قلوه هایی که تحت عنوان رتبه و تشکر رد و بدل میشه چیه؟مثلا عزیزم این دو رتبه مال تو...یه ساعت دیگه ازطرف همون عزیزم..فدات شم این دو رتبه هم برای تو:)
من به این دقت می کنم که رتبه ی کاربرها چطور زیاد میشه، ولی زیاد دقت نمی کنم که کی به کی رتبه میده. اگر ببینم یک کاربر تازه وارد و یا کاربری که پست هایش زیاد هم بار مشاوره ای ندارند خیلی زود رتبه اش رفته بالا، نگاه می کنم که چطوریه. ولی تا به حال موردی ندیدم که از نظر من مشکل داشته باشه.
هر چند وقت یه بار مدیر همدردی میان و به اون اقایی که در حال اغفال خانومای تالار با پیام خصوصی هست اخطار میده..ما که نفهمیدیم کیه؟چی گفته؟نکنه ما هم طعمه بودیم:)...حالا جناب مدیر میشینه دونه دونه پیامای خصوصی رو میخونه یا خانوما خودشون گزارش میدن بهشون؟
خانم ها خودشون گزارش می دن.
تاپیک دختری بود که برادرش برایش مزاحمت ایجاد می کرد و آخر هم متوجه نشدیم که شرایطشون چی شد.تلخ ترین و ازاردهنده ترین تاپیک براتون کدوم بوده؟اونی که بیشتر از همه ناراحتتون کرده.
و همینطور یک آقایی که در غربت زندگی می کرد و مبتلا به بیماری ناعلاج بود و پول هم نداشتند که دارو بخرند.
شده از دست کسی تو تالار دلخور بشین؟
بله. یکبار یکی تو یکی از تاپیک ها راجع به من حرف ناحق زده بود و من خیلی ناراحت شدم.
نظرتون درباره ترکیب بهار.زندگی چیه؟
نظرم اینه که قبلاً یک بهار.66 داشتیم یک بهار.شادي. حالا من وقتی تشکر های زیر یک پست رو می بینم، بهار.زندگی رو با بهار.شادي قاطی می کنم
ادامه دارد...
hamed65 (شنبه 14 مرداد 91)
تشکرشده 5,821 در 1,048 پست
احتمالا حامد عزیز داره جواب سوالارو تو اینترنت سرچ میزنه.![]()
تشکرشده 6,121 در 1,114 پست
سلام آقا حامد خوش اومدید
ممنون از اینکه دعوت مارو قبول کردید.........
0. حامد می گم اون دختر که منصرف شد!گفتید زیاد اون جورم باب میل شما نبود ...ببخشید واقعا سوالم خیلی خیلی شخصیه خیلی!می دونم سوال خوبیم نیست .دوست نداشتید جواب ندید.می خواستم بدونم چه ویژگی های ظاهری مد نظر شما بود که اون نداشت.
1. رفتار همکارتون با شما خوبه با اینکه دین شما فرق داره و ایرانی هستید؟در مورد اینکه می دونند روزه هستید اصلا مراعات نمی کنند؟هیچ وقت شده جایی تو موقعیتی مسلمون بودن یا ایرانی بودنتون رو مخفی کنید؟
2.حاضر هستید با ی خانم انگلیسی خوب و با ایمان ازدواج کنید؟
3.دوست دارید برگردید ایران بمونید؟
--------------------------------------------------------------------------------------------------
دوستان حدالمقدرو سوالای زیاد زیاد و سخت سخت از اقا حامد نپرسید خوب می دونید که جون ندارن الان بااین وضعیت ماه رمضون ...
نازنین آریایی (جمعه 13 مرداد 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)