RE: رسیدن به آرامش واسه من یه آرزوی محاله

نوشته اصلی توسط
del
مینا داری خودت با دستات، احترام و حرمت خودت رو از بین میبری!چرا باید منت بکشی که اونها بیان خونه ی مامانت اینها؟ دقیقا از همین میسوزم. خودم کلی از مامانمینا خواهش کردم شما دعوتشون نکنید و بذارید فقط شوهرم بهشون بگه که اگه نیومدن ضایع نشیم، باز خودم گند زدم
همون لحظه که گوشیو گذاشتم فهمیدم چه اشتباه بزرگی انجام دادم.
خواهر خوبم خانوم دل تو رو خدا باور کن الان بیشتر از اینکه از رفتار مادر شوهرم ناراحت باشم از خودم عصبانیم، میدونم که کارم غلط بوده،اتفاقا چون دید من خیلی واسم مهمه نیومد،دقیقا میدونم اما
با این عذاب وجدانم چی کار کنم؟
چطوری این کار احمقانمو فراموش کنم؟
اگه مامانشو دیدم چی بگم ؟ اگه توضیح داد؟
چطوری برخورد کنم که بیشتر از این ازم سوء استفاده نکنه؟
چطوری نشون بدم که اصلا واسم مهم نیستی و نمیتونی منو زجر بدی؟
وقتی این ذات پلید مامانش واسم رو میشه چطوری حتی ظاهرا بهش احترام بذارم.
من هیچ وقت این کارو با کسی نمیکنم.سوء استفاده نمیکنم به هیچ وجه.
(ببخشید که دارم اینقدر رک حرف می زنم؛ اما شما داری از ناحیه ای آسیب می بینی که دقیقا اونها میخوان!) دقیقا موافقم.
چی کار کنم که خودش ضایع شه جای من؟ خودش زجر بکشه؟
چرا انقدر بدجنسه؟
"با گریه ازش دلیل رفتارشو پرسیدم و سرمو رو شونش گذاشتم اما اول پرتم کرد که ازت بدم میاد"
نه واقعا اون روز عصبی بود و بد برخورد کرد خیلی بد.
اگه شوهرم میفهمه رفتار بد اونو ولی چون دل خوشی از زندگیمون نداره دفاعی نمیکنه پس چرا میگه بیا بریم خونه مامانمینا؟در حالی که اون هنوز خونه نو ما رو ندیده؟به من و پسرش از هرجهت بی احترامی میکنه.میدونین این دفعه اولش نبود تا حالا تو هیچ مهمونی از ما نیومده و همیشه بهانه مهمون داشتن(دخترش)گرفته.
البته اینو هم بگم میدونه که نه من و نه شوهرم یه ذره از دخترش خوشمون نمیاد شاید عمدا همونو بهانه بی احترامیاش به ما میکنه که زجرمون بده!
دخترش یه بار طلاق گرفته و این دفه با کسی ازدواج کرده که از هرجهت خییییییییییییلی از خودش برتره از هرجهت که بگین.واسه همین با شوهر اون خیلی رودواسی دارن در حد تیم ملی و انقده بهش احترام میذارن که فقط خدا میدونه.
وقتی اون میاد خونشون به هیچ عنوان مادر شوهرم نمیتونه ظرف میوه رو بلند کنه بس که سنگینه، حداقل سه نوع غذا دو نوع دسر و........اما زمانی که ما میریم در حد همون املت و کوکوی سبزی!!!!!!!!!!!(اینا رو واسه حس تفاوتا گفتم)دختره هم اگه شوهرش بگه بمیر میگه چشم عزیزم.
[align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...[/align]
علاقه مندی ها (Bookmarks)