به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 11 از 15 نخستنخست ... 23456789101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 144

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    مرسی دل انگیز جان. راستشو بخوای منم خیلی پیش مشاور رفتم اما بازم نمیتونم تغییر کنم یعنی تئوری رو به عملی برسونم. حتی جزوه هاشو دوباره مرور کردم ولی ....آره تقصیر خودمه میدونم از ته دلم میدونم. به نظر خودم که تموم ریشه اختلافات ما همین بیسوادیه من در این موارده که آقای تسوکه گفتن و به قول شما:
    نقل قول نوشته اصلی توسط دل انگيز
    من قبلا اصلا قهر كردن بلد نبودم .يعني نميتونستم .اگر اساعت باهام حرف نيمزد ديوانه ميشدم .اونم سوئ استفاده ميكرد وبه انتظارات وحساسيتهام توجه نميكرد چون ميدونست من هميشه هستم هيچ وقت هم قهر نميكنم . وقتي بهم محبت ميكرد هم رفتار درستي نداشتم به محبتش پاسخ مناسبي نميدادم .عكس العمل هام همه اشتباه بود .به رفتارهاي خانوادش حساسيت نشون ميدادم همش ازشون انتقاد ميكردم .اونم ازشون دفاع ميكرد .ازم حمايت نميكرد .
    راست میگی!!!!!!! چقد شبیه رفتارای من
    ازت میخوام بهم بگی مشاورت چی گفت و چی کار کردی که انقد تغییر کردی!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟ آفرین
    حتما بهم بگو خیلی خوشحال میشم. ممنون میشم


    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  2. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 دی 90 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    1,657
    سطح
    23
    Points: 1,657, Level: 23
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 88 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    ببين عزيزم به نظر من رفتن پيش مشاور وقتي ميتونه موثر باشه كه ادم خودش بخاد تغيير كنه (بايد اراده قوي داشته باشي) دوم اينكه به مشاورت ايمان داشتي وبهش اعتماد كني .
    ببين مشاور به من كمك كرد كه داشته هامو به عنوان يك زن بشناسم زيبايي تحصيلات خانواده شغل چيزيهايي كه قبلن هم بود ولي من اونها را درك نميكردم .وقدرش وارزشش را نميدونستم .بهم فهموند كه اول از هر كاري بايد خودت را دوست داشته باشي تا ديگران هم دوستت داشته باشن اول خودت بايد براي خودت ارزش قايل بشي تا ديگران برات ارزش قايل بشن .راستش من توي اين سه سال خيلي متمركز شده بودم روي شوهرم تو جاهي مختلف ازش انتظار داشتم بهم توجه كنه حمايت كنه .زندگيم وهمه حواسم بود به اينكه فلان جا چه رفتاري با من ميكنه .مخصوصا پيش خانوادش .بهم توجه ميكه ازم حمايت ميكنه يا نه ؟خيلي دوره بدي بود نتيجش شده بود يك زندگي خراب وداغون گير دادن من ازيك طرف طاقچه با لا گذاشتن اون وبي محلي هاش يك طرف ديگه.
    به من گفت به جاي تمركز روي اين رابطه روي خودت متمركز شو
    من شروع كردم به توجه به خودم اول از ظاهرم شروع كردم كلي تيپم بهتر كردم قبلن خيلي به سرو وضعم سركار اهميت نميدادم خود اين روي اعتماد به نفس توي محيط كار تاثير ميگذاره .خوب اين خيلي ازم وقت ميگيره وخيلي هم بهم روحيه ميده شوهرم هم خيلي خوشش مياد .به تغذيه هم خيلي اهميت ميدم به ورزشم براي ورزش وقت ميگذارم .براي خودم يك رژيم غذايي تنظيم كردم هم وقتمو پر ميكنه هم برام اين كار جذايه . براي تفريحم هم همينطور .گاهي آماده ميشم بعد از سركار تا وقتي اون بياد با هم بريم سينما نزديك خونه .توخونه براي خودم آرايش ميكنم ميرقصم .قبلن به شوهرم گير ميدادم ازش انتقاد ميكردم يا باهاش بحث ميكردم مثلن چرا ديروز مامانت به من اين حرفو زد توهيچي نگفتي ؟اصلن به اين مسايل فكر نميكنم .الان كه من حساسيتم كمتر شده ميبينم اون ديگه كمتر به خانوادش بها ميده .فعلن دوباره ميام

  3. کاربر روبرو از پست مفید دل انگيز تشکرکرده است .

    دل انگيز (دوشنبه 20 دی 89)

  4. #3
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    مرسی من بازم منتظرت هستم

    چطوری تونستی این ذره بینو بذاری کنار و بیخیال شی؟ که کی چطوری برخورد میکنه.
    یا اینکه چطوری دیگه طاقت قهر کردنو پیدا کردی؟
    بازم آفرین
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 دی 90 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    1,657
    سطح
    23
    Points: 1,657, Level: 23
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 88 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    وقي آدم اعتماد به نفسش بالا باشه ديگه رفتارهاي ديگران اذيتش نميكنه.مثلن من ادمي بودم كه وقتي مادر شوهرم يا خواهر شوهرم بهم بي محلي ميكردن ناراحت ميشدم حتي تورفتارم با شوهرم نشون داده ميشد اونها هم نقطه ضعف منو پيداكرده بودن از اين را ه منو اذيت ميكردن ولي ديگه با اين چيراي كوچيك ناراحت نميشم واصلن برام مهم نيست اونها هم فهميدن من ديگه اون آدم حساس نيستم .اون روزي كه خواهر شوهرت بهت گفت مزاحم برادر شوهرت نشو تونبايد اين قدر ناراحت ميشدي خيلي با اعتمادبه نفس رفتار ميكردي مثلن ميتونستي بري صداش كني يا اينكه صداش نميكردي وبي اهميت غذاتو ميخوردي .وبهش به موقش بي محلي ميكردي .به شوهرت هم گير نميدادي .
    من چند ماهه به توصيه مشاورم اصلن هيچ انتقادي راجع بع خانواده همسرم به او نكردم ودر مورد رفتارهاي خانوادش اصلن بهش گير ندادم .ازش نخواستم ازمن حمايت كنه .نتيجش اين بوده كه رفتار شوهرم خيلي باهام بهتر شده خودم هم بيشتر آرامش دارم .به خودم ميگم اين آدمهاي سطح پايين كين كه من اعصابمو براشون خرد كنم .چون شوهرم ميبينه من با اونا مشكلي ندارم ورفتار من خيلي خوب شده ديگه كمتر ميگه بريم اونجا انتقاد كردن از خانوادش باعث حساسيتش شده بود. نميدونم چرا ولي من توصيه هاي مشاورمو موبه مواجرا ميكنم انگار منوهيپنوتيزم كرده .همه حرف هشو ميپذيرم وقبول دارم .خيلي آرومم ميكنه.
    در شرايط عادي خيلي بهش محبت ميكنم كتاب چراغ دل شوهرت را روشن كن را بخون اين كتاب خيلي منو آگاه كرد
    وقتي رفتار بدي با من ميكنه باهاش سرسنگين ميشم واونو از محبت خودم محروم ميكنم .اوايل اون فكر ميكرد مثل قبله ومنو تو ذهنش يك اآدم وابسته ميدونس كه سريع منت كشي ميكنه ولي من تونستم اگه آدم عزت نفس داشته باشه براي شخصيت خودش ارزش قايل ميشه واجازه نميده شخصيتش خرد بشه .
    تواول بايد اعتماد به نفست را ببري بالا به خودت اهميت بده .به ظاهرت به روحت به شخصيتت همه اينها باارزشن واز همه چيز بايد برات مهمتر باشه
    روي وابستگيت هم بايد كار كني اگر كاملن اون مقصره با سرسنگين بودن وصحبت نكردن بهش نشون بده كه ناراحتي به كارهاي خودت برس براي خودت يك تفريحي يك مشغله اي ايجاد كن مثلن كتابي بخون بروتواينترنت يا مثلن جدول حل كن اگرهم بي دليل اون خودش قهر ميكنه اصلن منت كشي نكن تو كاراهاي خودتو انجام بده غذا درست كن ورزش كن به خودت برس خودش خسته ميشه مياد آشتي الان شوهرت ميدونه تو وابسته اي به خاطر همين از اين سوئ استفاده ميكنه مثل شوهرمن البته قبلا .اما الان كه ميدونه من ديگه وابسته نيستم قهر نميكنه ومن هم قر كنم مياد منت كشي ومعذرت خواهي كاري كه قبلا اصلا نميكرد

  6. 4 کاربر از پست مفید دل انگيز تشکرکرده اند .

    دل انگيز (پنجشنبه 23 دی 89)

  7. #5
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    مرسی خواهر خوبم حتما به توصیه هات عمل میکنم بازم ممنون که وقت گذاشتی واسم.
    راستی دوتا سوال. 1.اگه مثلا به خاطر یه رفتار بدش باهاش سرسنگین بشی ولی اون هم دست پیش بگیره پس نیفته و اصلا قهر شما واسش مهم نباشه چی کار میکنی؟ شوهر من در قهر خیلی ماهره اونقد قهر میکنه تا دادت دربیاد. اصلا به قهر منم اهمیتی نمیده.
    2.اگه بیاد منت کشی سریع قبول میکنی؟ این باعث نمیشه خیلی به نظرش بد نیاد و دفعه دیگم تکرار کنه؟

    چقد زمان برد که صددرصد خودتو تغییر بدی.
    و چقدر طول کشید تا بفهمه که دیگه اون ادم وابسته قبلی نیستی و قهر کردن دیگه براش فایده ای نداره؟
    تعجب نکرده بود؟ بدون بهانه گیری وقتی مقصره میاد منت کشیت.
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  8. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 دی 90 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1389-10-20
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    1,657
    سطح
    23
    Points: 1,657, Level: 23
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    84

    تشکرشده 88 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    دو سه جلسه اول رو خودم تنها رفتم پيش مشاور بعد مشاور ازم خواست تا شوهرم هم بياد .با هاش صحبت كنه .تغييرات رفتارم براش عجيب نبود چون ميدونست من پيش مشاور ميرم البته خيلي هم راضي بود چون تغييرات من بار ياونم خوب بود بالا رفتن اعتماد به نفس من وكمتر شدن وابستگي من در كل باعث بهبود روابطمون شده بود .مشاوره براي اونم خوب بود اونم بعضي رفتاراهاشو تغيير داد.حتي هزينه مشاوره هاي منو همشو خودش ميده .الان رفتارهام خيلي منطقي ترشده .اگه رفتار بدي باهام داشته باشه ناراحت ميشم عكس العمل نشون ميدم ودر مقابل رفتارهاي خوبش ازش قدرداني ميكنم .حساسيتهام خيلي كمتر شده .به رفتارهاي خانودش گير نميدم اونم حسايتش كمتر شده.
    بار اول صحبت نكردن من باهاش 4روز طول كشيد همش منتظر بود من برم جلو مثل قبل منت كشي .وقتي ديد خبر نيست اومد جلو .الان ديگه قهرمامون مدتش كم شده حداكثر چند ساعت اون مياد جلو البته من بي دليل قهر نميكنم اگر خيلي از دستش ناراحت بشم .اون قبلا هميشه قهر ميكرد باهام صحبت نميكرد چون ميدونست من تو اين مسال ضعف دارم وخيلي ناراحت ميشم به خاطر همين از اين نقطه ضعفه يك جورايي سوئ اتفاده ميكرد ام الان ميدونه حتي اگه چند روزم باهام حرف نزنه برام مهم نيست خودش اين كارو نميكنه .
    تو هم سعي كن وابستگي تو كم كني .به دليل اين وابستكي من اصلا قبلا آرامش نداشتم .خيلي اذيت ميشدم .ولي تو اين چند مدت خيلي آرامش داشتم از زندگي مشترك واقعا لذت بردم زندگي با عزت نفس

  9. 2 کاربر از پست مفید دل انگيز تشکرکرده اند .

    دل انگيز (چهارشنبه 22 دی 89)

  10. #7
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    سلام دل انگیز جان.
    احساس میکنم خیلی از قبل بهتر شدم. دارم وابستگیمو کم میکنم.در برابر کارای خوبشم قدردانی میکنم و الکی معذرت نمیخوام و....
    امیدوارم روز به روز بهتر بشم.
    اما یه سوال دیگه دارم که تا بهش فکر میکنم حرفای شما دوستام فراموشم میشه: من خیلی حساسم خیلی زیاد.مثلا یه بار که یواشکی گوشیشو چک میکردم دیدم اسم داداشای منو و حتی بابامو با فامیل ذخیره کرده اما عموها و پسرعموهاشو همه رو با عمو و جون و...
    ( که به خدا نمیدونین انقده عموهاش حسودن که خدا میدونه اما باور کنید راست میگم و رو حسه ناسیونالیستیم نیست، داداشای من حتی از باباش خیییییییلی بیشتر بهش میرسن. از نظر عاطفی مادی از هر نظر بگین واسش کم نذاشتن باور کنید حتی داداشام در حق خودشون که باهم داداشن انقد لطف نمیکنن تا حدی که من خودم تعجب میکنم و دوست دارم انقد تحویلش نگیرن و باهاش مثل خودش رفتار کنن(غد))
    باورت میشه سر همین کلی واسه خودم تو تنهاییم گریه کردم.
    فکر میکنم آدم بی منظوریه، خیلی هم اهل تعارف و بگو بخند باهاشون نیست و با اینکه اینم جزء همون درخواستای من بود ولی اصلا تغییری نکرده رفتارش.
    مثلا همون داداشم ،شوهرم بهش واسه ماشین یواشکی از من بهش گفته بود چون خودش کار داره اون دنبال باشه و داداش بیچاره من با اینکه هزارتا گرفتاری داره دو هفته هر شب واسه ما میرفته دنبال ماشین. اما همین که تموم شد باز حالا باهاش سرسنگین شده.!!!!!!!!!!!! بهش گفتم بیا بریم خونه داداشم تامنم ازش تشکر کنم گفت نمیخواد خودشو که نکشته وظیفشه!!!!!!!!!!!!!1
    خونه هیچ کدومشون نمیاد بریم یه بهانه ای میگیره.حالا اگه باهاش بد باشن یه چیزی بهش حق میدم اما نمیدونین به خدا ....
    اصلا زورش میاد باهاشون حرف بزنه. اوناهم خلن که اینجور آدمی رو تحویل میگیرن.
    وقتی به اینا فکر میکنم باز به هم میریزم و میشم همون آدم قبلی (دوست ندارم بهش محبت کنم).
    چی کار کنم ؟
    حالا من بدبخت با این که همیشه پیش خانوادش دست به سینم و حتی جواب تیکه هاشونو نمیدم با من سرسنگینن.
    این از وضع من این از وضع اون
    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  11. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



    [align=center]خدايا آن گونه زنده ام بدار كه نشكند دلي از زنده بودنم
    و آن گونه بميران كه كسي به وجد نيايد از نبودنم...
    [/align]

  12. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 آذر 91 [ 18:02]
    تاریخ عضویت
    1389-8-28
    نوشته ها
    725
    امتیاز
    3,175
    سطح
    34
    Points: 3,175, Level: 34
    Level completed: 84%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,056

    تشکرشده 2,054 در 617 پست

    Rep Power
    88
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    خانم محترم، مینای عزیز،

    شما چی کار داری به روابط برادرت و همسرت؟ اونها مردند و زبان همدیگه رو خوب می فهمند. حتما برادر شما تشخیص داده که ایشون مرد خوب و لایق و قابل احترامی هست که احترامش را دارند. ( البته من هم فکر می کنم همینطوره و شما یه مقدار زیادی حساسی). احتمالا شما داری اشتباه می کنی و برادرهاتون هم اون چیزی را که از ایشون انتظار دارند، میگیرند. برای همین هم مشکلی باهم ندارند.

    در مورد سیو کردن اسمها هم شاید به خاطر احترام است. یه حس خاصی که الان کلمه ی مناسبش را پیدا نمی کنم. اما شما ممکنه علیرغم این که یکی را خیلی دوست داری و براش احترام قائلی، اما به خودت اجازه نمی دی که با اسم کوچیک صداش کنی.

    چرا به زور دنبال مشکل توی همسرت می گردی؟

  13. 3 کاربر از پست مفید بهشت تشکرکرده اند .

    بهشت (دوشنبه 27 دی 89)

  14. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 دی 91 [ 15:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-20
    نوشته ها
    614
    امتیاز
    10,182
    سطح
    67
    Points: 10,182, Level: 67
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 268
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,396

    تشکرشده 2,459 در 516 پست

    Rep Power
    79
    Array

    RE: تحمل رفتار همسرم خیلی سخته

    بالاخره دوباره آشتی کردین یا نه؟ این دفعه که ایراد از شما بود معذرت خواهی کردین یا نه؟


 
صفحه 11 از 15 نخستنخست ... 23456789101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:00 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.