در اتاق كوچكم پا مي نهد
بعد من، با ياد من بيگانه اي
در بر آيينه مي ماند بجاي
تارمويي،نقش دستي شانه اي
تشکرشده 45 در 28 پست
در اتاق كوچكم پا مي نهد
بعد من، با ياد من بيگانه اي
در بر آيينه مي ماند بجاي
تارمويي،نقش دستي شانه اي
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یکی غاریست هجرانش پرآتش
عجب روزی برآرم سر از این غار
ز انکارت بروید پرده هایی
مکن در کار آن دلبر تو انکار
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
روح محجوب از بقا بس در عذاب
روح واصل در بقا پاك از حجاب
زين چراغ حس حيوان المراد
گفتمت هان تا نجويي اتحاد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
ر سینه ها برخاسته، اندیشه را آراسته
هم خویش حاجت خواسته، هم خویشتن کرده روا
ای روح بخش بی بَدَل، وی لذت علم و عمل
باقی بهانه ست و دغل، کاین علت آمد وآن دوا
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
آن چراغ اين تن بود نورش چو جان
هست محتاج فتيل و اين و آن
آن چراغ شش فتيله ي حواس
جملگي بر خواب و خور دارد اساس
تشکرشده 191 در 101 پست
سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند
همدم گل نمی شود یاد سمن نمی کند
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دست بر هر کجا نهی جانست
دست بر جان نهادن آسان نیست
جان که صافی شدست در قالب
جز که آیینه دار جانان نیست
تشکرشده 7 در 3 پست
تا هر خـس و خاشـاكي بوي نفسم گيـرد
سـرگشته به هر وادي چون باد بهـارم كـن
خونابه ي دل تا كي در پرده كشم چون گل
از پــرده برونـم كـش رسـواي ديــارم كـن
تشکرشده 116 در 62 پست
نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
ز مهر در تو نشانی نه دیدم و نه شنیدم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
نگارا گر مرا خواهی وگر همدرد و همراهی
مکن آه و مخور حسرت که بختم محتشم بودی
بتا زیبا و نیکویی رها کن این گدارویی
اگر چشم تو سیرستی فلک ما را حشم بودی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)