سحر به دامن کوهسار لاله گفت به سنگ
ز رنگ و بوی جوانی ، چه بود حاصل ما؟
به درد و داغ در این گوشه سوختیم و نبود
کسی که بر زند آبی بر آتش دل ما
تشکرشده 239 در 119 پست
سحر به دامن کوهسار لاله گفت به سنگ
ز رنگ و بوی جوانی ، چه بود حاصل ما؟
به درد و داغ در این گوشه سوختیم و نبود
کسی که بر زند آبی بر آتش دل ما
تشکرشده 537 در 283 پست
اي صبا گر بگذري بر ساحل رود ارس
بوسه زن بر خاك آن وادي و مشكين كن نفس
تشکرشده 7 در 6 پست
ساقی و مطب و می جمله مهیاست ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست
\" به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن\" . شكسپير
تشکرشده 537 در 283 پست
تو ای سپرده دلم را به دست ویرانی
همین تویی تو که شاید دو قطره پنهانی
تشکرشده 239 در 119 پست
یا عافیت از چشم فسون سازم ده
یا آن که زبان شکوه پردازم ده
یا درد و غمی که داده ای بازش گیر
یا جان و دلی که برده ای بازم ده
تشکرشده 7 در 6 پست
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
\" به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن\" . شكسپير
تشکرشده 7 در 6 پست
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنارا
\" به همه عشق بورز، به تعداد كمي اعتماد كن، و به هيچكس بدي نكن\" . شكسپير
تشکرشده 715 در 251 پست
آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
تشکرشده 41 در 27 پست
تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها
تشکرشده 303 در 128 پست
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد ، وقت است که بازایی
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)