به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 112

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    49
    Array
    سلام
    شما قبلا خیلی ارومتر و صبورتر بودید
    یکم به خودتون مسلط باشید
    همون خدایی که میگید شاید صلاحتون رو اینطور دیده و حکمتی در این انتخاب هست
    شاید میخاسته یه چیزایی بهتون یاد بده،ضعفها و کاستی هاتون رو بهتر درک کنید
    مسلما شماهم به اندازه خودتون مقصر بودید و تو این مشکل سهیم هستید
    توصیه ام به شما اینه که مثل همسر من فقط از جانب طلبکاری و مثل ادمهای قربانی به قضیه نگاه نکنید
    چون اینجوری واقعیت هارو درک نمیکنید
    اگر بتونید از چشم همسرتون به زندگیتون نگاه کنید حتما خشم و نفرتتون کمتر میشه
    هیچ کس نمیتونه رابطه بینتون رو درک کنه و بگه امیدی هست به ادامه یا نه
    اما سعی کنید همه راهها رو تست کنید
    واسه جدایی همیشه وقت هست اما برای حفظ زندگی چی؟!!
    باید حداقل انقد دلیلتون محکم باشه که بتونید بچتون رو در اینده قانع کنید
    ایشالا که فقط خیر پیش بیاد. براتون..

  2. کاربر روبرو از پست مفید amf66 تشکرکرده است .

    آرامش خیال (سه شنبه 24 فروردین 95)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خیلی ممنونم از شما
    اصلا اینارو ننوشتم که کسی منو تایید کنه یا نقش قربانی رو بازی کنم
    به شدت از دست خودم ناراحتم که بعضی روزا این جوری بهم میریزم وکم میارم.
    دلم میخواست قوی بودم
    از ضعیف بودن خودم متنفرم
    از اینکه انقدر این مساله رو برای خودم بزرگ کردم متنفرم
    دلم میخواد شاد باشم
    دلم میخواست این آدم اصلا نبود که بخواد ناراحتم کنه
    جرفای من فقط جنبه ی درددل داشت
    چون نمیخوام تو خونه خودمو انقدر ضعیف نشون بدم اینجا حرفامو مینویسم تا کمی آروم شم
    خونوادمم به اندازه کافی ناراحت هستن،دیگه نمیخوام منم با حرفام بیشتر اذیتشون کنم.

  4. کاربر روبرو از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده است .

    بارن (سه شنبه 24 فروردین 95)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 07:36]
    تاریخ عضویت
    1394-10-27
    نوشته ها
    436
    امتیاز
    18,255
    سطح
    85
    Points: 18,255, Level: 85
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    10000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    1,913

    تشکرشده 953 در 325 پست

    Rep Power
    101
    Array

    At

    آرامش خیال عزیز شما هم انسانی واحساسات داری قلبت شکسته طبیعیه اینجور حسهایی گاهی وقتا سراغت بیاد.ولی ازمن به شما نصیحت خیلی به این احساساتت رو نده که سوارسرت شن
    آفرین به شما که سعی میکنی خونوادتو با نشون دادن احساسات واقعیت ناراحتشون نکنیانشالله این روزا هم میگذرد
    اینم فهمیدم خدابه اندازه صبروتحمل آدما بهشون سختی میده پس احتمالا من وشما هم از این قاعده مستثنا نیستیم.دروغ چرا من که هنوز نشستم منتظر جایزم از خدا هستم که سختیها راتحمل میکنم شماچطور؟
    ویرایش توسط tavalode arezoo : سه شنبه 24 فروردین 95 در ساعت 19:13 دلیل: چند کلمه را جا انداختم

  6. کاربر روبرو از پست مفید tavalode arezoo تشکرکرده است .

    آرامش خیال (سه شنبه 24 فروردین 95)

  7. #4
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 07 اسفند 95 [ 02:21]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    1,558
    سطح
    22
    Points: 1,558, Level: 22
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    58

    تشکرشده 151 در 74 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانواده معمولاً خودشون میدونن وضعیت چیه و پنهان کردن احساسات تون هم ممکنه این پیام رو بده که خیلی تحت فشار هستید . البته خوبه که بی تابی نکنید ولی بیان منطقی شرایط و احساسات برای هر دو طرف بهتره

    اون مقدار که شما به شوهرت فحش دادی در پست های قبلی فکر کنم باید بگیم که دیگه این زندگی تمام هست مگر اینکه بی انصافی کرده باشید و نقش خودتون رو در این اوضاع فراموش کرده باشید. دوستمون amf66 صحبت خوبی داشت ولی شما هیچ نوع حرفی رو نمی پذیری !!

    حالا اگه با این آدم ازدواج نمی کردید ، به نظر من به احتمال قوی باز هم با این روحیاتی که دارید ، دست کم یک طلاق رو تجربه می کردید و گریزی از حال بد این روزها نبود !!

    یک مقدار خودتون رو بهتر ببینید و 2 تا مورد از اشتباهات خودتون رو حداقل اینجا بپذیرید و به اون بنده خدا هم کمتر بتازید . اگر اینکار رو بکنید ما هم چهره معقول تری رو جلوی چشم خودمون می بینیم . . .

    البته شرایط سخت شما رو ما می فهمیم ولی چه کنیم که وقتی شما رو در اشتباه می بینیم ناچار از سخنان ملال آور و نصیحت هستیم !!

    اگر من 2 تا حرف درشت نثار شوهرتون کردم برای این بود که فکر نکنی کلاً طرف ایشون هستم و بدونی که رفتار های بد ایشون هم از نظر بنده بد هست!! بهتر بود شما به این شکل بد صحبت نمی کردید ، به هر حال هنوز اسم تون توی شناسنامه همدیگه هست . توصیه می کنم اگر طلاق گرفتید هم باز به هم بد و بیراه نگید . . .
    ویرایش توسط بهزاد9 : جمعه 27 فروردین 95 در ساعت 15:22

  8. 2 کاربر از پست مفید بهزاد9 تشکرکرده اند .

    amf66 (جمعه 27 فروردین 95), آرامش خیال (جمعه 27 فروردین 95)

  9. #5
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام آقای بهزاد
    ممنونم که پیگیر تاپیک من هستید و راهنماییم میکنید.
    اتفاقا چون میخوام قضایا را از دید شوهرم هم درک کنم،خیلی خوشحالم میشم که آقایون تالار راهنماییم کنن.
    چیزی که توی تالار یاد گرفتم اینه که طرز تفکر و برداشت آقایون و خانوما از یه موضوع واحد و حرف های همدیگه میتونه خیلی متفاوت باشه.
    خیلی ممنون میشم شما وبقیه در این مورد کمکم کنید.
    پست قبلی من و حرفایی که زدم در جواب پست شما و حرفایی که در مورد شوهرم زدید نبود.
    شوهرم اون روز کاری کرده بود که خیلی باعث ناراحتیم شد و اومدم اینجا کمی صحبت کنم تا آروم شم.
    دیروز با شوهرم بعد از مدت ها صحبت کردم.سرفرصت حتما میام مینویسم تا راهنماییم کنید.

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام
    اونروز دلیل ناراحتیم این بود که شوهرم بی دلیل از پسر عمم شکایت کرده بود که باهاش درگیری داشته!
    در حالیکه اصلا همچین اتفاقی نیفتاده.
    روزی که مادرشوهرم و شوهرم اون حرفا رو زدن خونواده عمم خونه ما بودن و متاسفانه در جریان قضایا قرار گرفتن و بعد از شکایت من،شوهر عمم شهادت داد که اونا اون حرفا رو زدن.
    خودم فکر میکنم خواسته با این کار،یه جوری کارشونو تلافی کنه.
    این پسر عمم واقعا خوبی های زیادی در حق شوهرم کرد و من خیلی خجالت زده شدم وقتی متوجه شکایتش شدم.
    و دیگه اینکه شوهرم توی این چند ماه اصلا نمیپرسه بچه سالمه؟چطوره؟ مشکلی واسه هزینه ها داری یا نه؟
    همه جا هم ادعا میکرد که من بارها به آرامش خیال گفتم باهم بریم دکتر و من هزینه هارو میدم ومادرشوهرم گفته بود بچه پسرمو ازش گرفتن!!!
    در حالیکه اصلا هنوز به دنیا نیومده.
    منم رفتم که باهاش صحبت کنم،اونروز واسه سونوگرافی رفته بودم و از اونجا رفتم پیش همسرم.ا
    اول در مورد هزینه های دکتر باهاش صحبت کردم واینکه چند تا از فاکتورها که همراهم بودو بهش دادم .ولی در جواب گفت ندارم و برو طلاهاتو بفروش.
    در حالیکه تموم طلاهای من پیش خودشه و بابت همون هم همه جا گفته که آرامش خیال خودش اونارو برداشته و حتی به خاطرش قسم دروغ گفت.
    بعد در مورد شکایت باهاش صحبت کردم که گفت از شکایت میگذرم.
    من خواستم برگردم که گفت بشینم که صحبت کنیم.
    گفت میخوای چیکار کنی؟منم بهش گفتم من میخوام جدا شم و توام با کارایی که کردی و واسطه ای که فرستادی پیش وکیل مشخصه که قصدت جداییه و بهتره همو اذیت نکنیم.
    گفت پس چرا توی دادگاه اینارو نمیگی.منم گفتم چون تو میخوای مهریه و همه چی رو ببخشم و بعد طلاقم بدی، ولی من اینکارو نمیکنم.
    و گفت باشه مهریه رو ببخش تا طلاقت بدم.و گفت ما همون موقع توی عقد باید جدا میشدیم.ولی بعدش که گفتم باشه من مهریه نمیخوام ولی دیگه کشش ندیم گفت بخدا من طلاقت نمیدم باید برگردی خونه.
    و من دارم خونه رو آماده میکنم و باید هفته دیگه برگردی سر زندگیت.
    بهش گفتم تو اجازه دادی همه بهم توهین کنن و خودتم خوردم کردی ،اگه بهم شک داشتی باید بی سروصدا طلاقم میدادی نه اینکه باهام اینجوری کنی.که شوهرمم گفت اتفاقا تو اجازه دادی همه اطرافیانت بهم توهین کنن.
    گفت من زنمو دوست داشتم و باید برگردی،چند بارم بین حرفامون خواست دستمو بگیره که من اجازه ندادم.و یه بارم گفت دلم برات تنگ شده بود.
    بعد عکس سونو گرافی رو یرداشت و نگاش کرد جنسیت بچه رو پرسید که بهش گفتم و اسمی رو که انتخاب کرده بودمم گفتم و ازش خاستم موقعی که براش شناسنامه گرفت همون اسمو روش بزاره که قبول کرد ولی بعدش گفت تا اون موقع برگشتیم خونه خودمون و باهم براش شناسنامه میگیریم. و بهم یه شکلات داد که من برنداشتم و گفت به خاطر بچمون برش دار و بخور.
    دیگه بعد من پاشدم که برگردم که گفت باهات تماس میگیرم همدیگرو ببینیم و صحبت کنیم که من گفتم نمیام.
    از اون روزم شوهرم نه تماسی گرفته و نه هیچی...
    واقعا من نمیدونم کدوم رفتاراشو باور کنم.

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    49
    Array
    سلام
    خیلی حرفای شوهرتون امیدوار کنندست
    حس میکنم مشکلتون بزودی حل میشه
    طرز رفتارت خوب بوده بنظرم البته اگر بی احترامی به هم نکرده باشید
    شما هم باهاش سنگین برخورد کردید هم در عین حال نشونه هایی از امید به زندگی نشون دادید که ایشالا شوهرتون متوجه بشه و تلاشش رو بیشتر کنه
    فقط یه نکته خواهشا حرفا و گلایه های گذشت رو ول کنید هرچی بود گذشت
    اگر دیگه دیداری داشتید یکم منعطف تر و امیدوارانه تر رفتار کنید
    بهتون قول میدم شوهرتون دوستتون داره و طبق حرفای قبلیم فقط داره لجبازی میکنه و غرورش نمیزاره خودشو به اب و اتیش بزنه برای برگردوندنتون
    بی شک شماهم دوستش دارید و مادر فرزندش هستید
    ایشالا بزودی اشتی میکنید و دوتایی تولد کوچولوتون رو جشن میگیرید و میرید دنبال شناسنامه اش

  12. 5 کاربر از پست مفید amf66 تشکرکرده اند .

    کمال (یکشنبه 29 فروردین 95), یاصاحب زمان ادرکنی (شنبه 28 فروردین 95), آرامش خیال (شنبه 28 فروردین 95), بهزاد9 (شنبه 28 فروردین 95), بارن (شنبه 28 فروردین 95)

  13. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خیلی ممنونم از شما
    نه اصلا بی احترامی بهم نکردیم.
    چیزی که همیشه باعث تعجبم بوده اینه که وقتی کنار شوهرم هستم خیلی محبتاش وابراز علاقه اش بیشتره.توی تمام این سه سال همین طوری بوده.
    ولی وقتی دوریم کمتر سراغمو میگیره.وخیلی بی خیال تره.
    وقتی عکس سونو رو نگاه میکرد با لبخند همش منو نگاه میکرد که گفتم شبیه منه،دستشو آورد که صورتمو لمس کنه یا گونمو بگیره که من صورتمو عقب کشیدم.
    بعضی وقت ها حس میکنم فقط به خاطر ظاهرم و نیاز جنسیش منو میخواست.
    آخه اگه محبتش واقعی باشه که با دور شدن سرد نمیشه!
    میشه لطفا شما به عنوان یک آقا بهم بگید دلیل این طرز رفتار شوهرم چیه؟
    همه ی مردا همین طورین؟

  14. #9
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 07 اسفند 95 [ 02:21]
    تاریخ عضویت
    1395-1-15
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    1,558
    سطح
    22
    Points: 1,558, Level: 22
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registeredTagger Second Class
    تشکرها
    58

    تشکرشده 151 در 74 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حتماً يكي از مهمترين فاكتور ها نياز جنسي هست و البته اين موضوع كاملا طبيعي و از بركات خداوند هست . مبادا به اين لطف خدا به صورت منفي نگاه كنيد كه خطاي فاحشي هست . اين خيلي خوبه كه به لحاظ جنسي ايشون به شما علاقه داره و اين كشش اصالت داره و ميشه روش حساب كرد . به نظر من اين آخرين رشته و طنابي هست كه شوهرتون رو توي رابطه نگه داشته و اتفاقا تا حد زيادي هم قابل اتكا هست

    آره !! اكثر مردها همين طوري هستن و اين نه عجيب هست و نه بد . از الطاف خدا به شما زنا هست و مايه ي قوام و دوام زندگي . باز تاكيد مي كنم كه تقصير حضرتعالي در اين مسائل بزرگ بوده و خيلي جاها حق با شوهرتون هست يا حداقل حق كامل با شما نيست . اي كاش بيش از اينها مراقب حرمت شوهرتون بوديد ، اي كاش !!

    شما هم دست از ناز كردن يا ترديدهاي افراطي بردار و با يك رفتار معقول يك فرصت دوباره به هم بديد . گور باباي حرف مردم !!!!!!!
    ویرایش توسط بهزاد9 : شنبه 28 فروردین 95 در ساعت 23:40

  15. 3 کاربر از پست مفید بهزاد9 تشکرکرده اند .

    amf66 (شنبه 28 فروردین 95), کمال (یکشنبه 29 فروردین 95), آرامش خیال (شنبه 28 فروردین 95)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 تیر 97 [ 15:04]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    7,253
    سطح
    56
    Points: 7,253, Level: 56
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    143

    تشکرشده 309 در 147 پست

    Rep Power
    49
    Array
    اصلا به هیچ وجه نگید بخاطر نیاز جنسی میاد طرفتون
    منو یاد حرفای همسرم انداختید
    اونم همین تهمت رو به من میزد
    میدونید این حرف یعنی چی؟
    یعنی یه مرد که باید در نظر همسرش مقتدر و با اراده باشه اسیر شهوته و در برابر این غریزه ضعیفه
    یه سوال دارم ازتون
    بنظرتون اگر مرد انگیزش از ازدواج فقط سکس باشه راههای راحتتر دیگه برای تامیین این نیازش نیست؟!!
    این منطقیه که این همه مسوولیت رو به عهده بگیره برای رفع نیاز جنسیش فقط؟!
    توهین بالاتر ازین؟!!!
    وقتی شما از غریزه جنسیش به عنوان یه ابزار برای سرکوب و تحقیرش استفاده کنید اون حفظ غرور و شخصیتش رو در گرو دوری از شما میبینه و برای اثبات خودش به شما با وجود نیاز جنسی سمتتون نمیاد که این یه فاجعه است
    این حرفا چیزی بود که خودم درگیرش بودم و واقعا ازارم میداد
    حالا در مورد دور شدن و سرد شدنش
    شک نکن اون هر لحظه توی فکرته و ارزوشه که پیشت باشه
    فقط و فقط غرورش نمیزاره بیاد جلو و به هر قیمتی شده برتون گردونه
    من خودم از ابتدا قهرمون هر روز هزار سال گذشت اما با خودم میگفتم اگر برم جلو نشون دهنده ضعفمه و همسرم جسورتر میشه و توقعاتش بالاتر میره
    گفتم بزار بفهمه طلاق چقد میتونه بهش اسیب بزنه تا بلکه دیگه هر دفعه منو تهدید به جدایی نکنه
    اما متاسفانه زیادی کش پیدا کرد و کار از کار گذشت و دیر به خودم اومدم و رفتم جلو که خودتون بقیه شو میدونید
    شوهر شماهم صد در صد مثل من فکر میکنه و متاسفانه الکی داره روزهاتون میگذره
    کاش زودتر بفهمه و بیاد سمت شما و البته شما هم بهش نشون بدید این پیشقدم شدنش نشونه مردونگی و اقتدارشه نه ضعفش
    شک نکنید شوهرتون عاشقتونه و گرنه سعی نمیکرد امیدوارتون کنه
    اینکه سعی میکنه لمستون کنه
    بخندوندتون یا هر چیز دیگه یعنی من هنوز دوست دارم و نمیخام از دستت بدم
    اینارو از روی تفکرات خودم میگم چون خودم میخاستم همینطور به همسرم بفهمونم که هیچوقت نفهمید......

  17. 4 کاربر از پست مفید amf66 تشکرکرده اند .

    maral569 (یکشنبه 29 فروردین 95), کمال (یکشنبه 29 فروردین 95), آرامش خیال (شنبه 28 فروردین 95), بهزاد9 (شنبه 28 فروردین 95)


 
صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.