درود
الان دارم یکجورایی بهتر متوجه نوشته بانو بالهای صداقت یا مدیر همدردی یا فرشته مهربان میشم چقدر خوب شخصیت یه زن را میشناسن و همینطور شخصیت یک مرد را
بعضی افراد هستند فقط مینویسن فقط میگن ما اینو میخوایم ما اونو میخوایم ولی عملا هیچ کار یانجام نمیدن هیچی.فقط دوست دارن از راههای کوتاه به مقصد برسن اونم چی با کمترین هزینه و همش هم ادعا دارن که همه تلاششونو کردن و طرف مقابل مقصره 
ناراحت هم بشید خیلی مهم نیست بانو سوده شما هم جزو اون افراد هستید دقیقا جز این افراد
شوهرت آدم خوبیه اینم بگم آدم خوب بودن به معنای این نیست که مهارت های زندگی را بلده یا کامل هستش نه مسئله اینهذاتش خوبه و این ظرفیت در وجودش هست شوهر خیلی بهتری بشه و همینطر یه پدر خوبتر.
رفتار شما پر از تناقض هستش و واقعا هم معلوم نیست چیکار میکنی نوشته بالهای صداقت را دوباره و دوباره بخوان برای خودت زندگی کن اول شخصیت خودتو کامل کن به ثبات برس بعد هر تصمیمی که داری عملیش کن.
اینکه نوشتی:
واحد گلم اگه بدونید اون دو ماه اول چقدر هر وقت که میامد میخواستم خودم رو بهش نزدیک کنم،خواهش میکردمش بزار بقت کنم میگفت برو کنار ازت بدم میاد،چند بار دستاشو محکم گرفتم و با گریه بازوهاشو میبوسیدم ولی منو هل میداد کنار نکن ولم کن...چقدر التماسش کردم خدا خودم رو جلوی پاش مینداختم نرو ولی بدتر شد که بهتر نشد!!!
بنده هم اگر چنین همسری با چنین رفتاری داشتم احتمالا همین کار را انجام میدادم.چون شما واقعا جوری رفتار کردید که شوهرت متوجه شده اصلا و ابدا نمیشه بعنوان یه شخصیت مستقل یه همسر چجوری توقع داری شما بچشو بسپره دست شما؟!!!
فقط اینو میتونم بگم شما لطف کن یه تایپیک جدید بزن و بیشتر تمرکز کن روی رفتارهای خودت اصلا و ابدا با شوهرت و کار یکه انجام میده کار ینداشته باش شما اگه بتوانی خودتو درست کنی شوهرت برمیگرده.ایشالله که بتوانی در خودت تغییر ایجاد کنی.
واقعا چقدر سخته که یه مرد بره بشینه جلوی پسرخاله و زنش بشینه گریه کنی از دست کارهایی که زنش باهاش کرده....... نوشته بانو شیدا را بخوان.
بجای اینکه جبه گیر یکنی و دنبال مقصر باشی یا رفتارهای احساسی و عجولانه از خودت نشان بدی که نتیجش این بشه لطفا فقط روی خودت و رفتارها و نقاط ضعفت کار کن.
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)