به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 112
  1. #91
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    برادر خوبم
    ارام باشید...می دونید چگونه باید ارام باشید و به ارامش برسید؟

    متاسفانه فرض شما غلط بوده و زندگی ایشون هر چند تموم شده اما انچه در پست ۷۹ برای شما نوشتم اتفاق افتاده...
    در شرایطی که ایشون از نظر روحی اماده نبوده با فشار خانواده تشکیل زندگی داده...( حالا اینکه شما خوش شانسی اوردی یا بد شانسی الان فرقی نمی کنه)... شما احتمالا تمام مدت با محبتهاتون موجب شدی فشار عصبی روی ایشون زیاد بشه و اضطرابش بیشتر بشه...با درخواست رابطه زناشویی این قصه ها تشدید شده و اینها در شرایطی اتفاق افتاده که ایشون اصلا اماده نبوده
    مسلما در خانواده به اندازه کافی تایید نمی شه و نمی شده..و این موضوع مشکلاتش رو چند برابرمی کنه.. ببینید ایشون به امید حل مشکلاتش به دامن شما از خانواده پناه اورده... اگر بخوام واقعیت رو بگم باید عرض کنم متاسفانه براش کم گذاشتید...ایشون نیاز به پول و مهریه نداشته...ایشون موقعیتش از نظر عاطفی حتی برای محبتهای شما هم اماده نبوده و شما همواره با زندگی قبلی او مقایسه می شدید و او چون شما رو مقایسه می کرده بیشتر و بیشتر از شما متنفر می شده و چه بسا که فکر می کرده اون مرد قبلی هم همینطوری بود اوایلش...اما ولم کرد و رفت!!! شما برای از بین بردن این حس.. برای درمان حس اضطراب ایشون... برای اماده کردنش از نظر روانی..برای ارامشش... برای جلب اعتمادش چه کاری انجام دادید؟؟؟ کم گذاشتید اینجا...
    ایشون از شما حس حمایت می خواست... می خواست کمکش کنی ...وقتی می گه حق طلاق رو بده به من به این معنی نیست که دوستت نداره.. به این معنیه که از شدت اضطراب و ترس اشفته است...وحشت داره! از طرفی نمی تونه تو خونه بمونه... اصلا نمی خواد همه بگن طلاق گرفت و تنها موند...برای همین به سرعت می اد به امیدی که شاید بشه پیش شما...
    حالا متوجه شدی صورت مسئله چیه؟ تو همش می خواستی خودت رو تغییر بدی...چون فکر می کردی مهارت مثلا طرح مسائل زناشویی و یا محبت کردن رو نداری... در صورتیکه اصلا قصه این نبوده و همسرت مشکلش جای دیگه بوده... با یه بررسی ساده تو تاپیک شما می شه راحت به اشفتگی ایشون پی برد...
    حالا هم دیر نشده.. ارامشت رو بدست بیار و اینقدر نگو دوستش ندارم و فلان و بهمان... اروم باش! بی قراری هم نکن
    همسرت هم یه موجود وحشتناک که برای خودت ساختی نیست...خیلی گرفتاره و پریشونه...
    اگر واقعا دوستش داری تصمیم بگیر و اینبار از راه درست اخرین تلاشت رو بکن
    اگر سوالی داشتی بپرس

    دوست من سلام
    راست میگی الان که فکر میکنم میبینم درست میگی . یادمه یه بار به من گفت که نمیتونه روی من حساب کنه گفتم چرا گفت از کجا معلوم که من به تو محبت کنم و تو هم فردا به من خیانت نکنی در ضمن نسبت به مرد ها بد بینه و فکر میکنه که همشون خیانت میکنن حتی به باجاناق هام هم همینطور فکر میکنه بر خلاف افراد خانوادش
    ولی من هم مثل شما فکر میکنم که آمادگی بعضی چیز ها رو نداشت مخصوصا که من اون اوایل خیلی نسبت به مسائل جنسی پافشاری میکردم و دائم میخواستم بیارمش خونه خودم (خونه مجردیم) ولی بعد از اینکه دیدم رفتارم اشتباه گذاشتم کنار و اونهم راحت تر شد
    و به من نزدیک تر شد
    یا زمانی که در زندگی گذشتش طلاق میگیره رابطش رو با تمام فامیل قطع میکنه و منزوی میشه و دلیلش هم اینه که دوست نداشته دیگران براش دلسوزی کنند و خجالت میکشیده که بخواد با اونها روبرو بشه
    بعضی از تحلیل های شما درسته
    اون از من حمایت میخواست و چند بار به من گفت هنوز نمیتونه روی من حساب کنه که بتونم یه زندگی رو بچرخونم و وقتی دلیلش رو ازش می پرسم چیزی نمیگه فقط میگه بزار کار کنم تا از نظر مالی به مشکل نخوریم من هم یه اشتباه کردم گفتم که
    " بابا تو داری تو پول غلط میزنی اینهمه پول رو میخواهی چه کار کنی اصلا مغازت رو میخواهی چیکار تعطیلش کن و هرچی لازم داری بگو خودم برات تهیه میکنم درضمن اونقدر هم پول دوست نباش "
    اشتباه بدی کردم خیلی بهش بر خورد و ناراحت شد کلی معذرت خواهی کردم تا بلاخره آروم شد و تا چند وقت به من تیکه مینداخت که من رو شرمنده کنه

    یا بعضی وقت ها به من میگفت تو برای من چی کار کردی که من دلم رو به تو خوش کنم من فکر میکردم منظورش کارهای مادیه

    حالا به نظرت من باید چیکار کنم
    خوشحال میشم من رو کمک کنی

  2. کاربر روبرو از پست مفید mta تشکرکرده است .

    mta (پنجشنبه 02 تیر 90)

  3. #92
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    برادر خوبم..
    می بینی چقدر اذیت شده... الانم تنهاست! تنهاست و فشار خانواده...
    وقتی از تو هم نا امید می شه می ره سراغ کار... نه به خاطر پول... و نه حتی به خاطر زندگی اینده شما! فقط به خاطر اینکه کار تنها جائیه که می تونه یه کمی اروم باشه...کسی بهش گیر نده!
    خب بگذریم.. صورت مسئله تا حدودی روشنه! و این روشنه برای من که ایشون اومده که دوستت داشته باشه.. چون دیده می تونه بهت اعتماد کنه! چون حس حمایت رو بهش دادی ! اما چی شده که یه دفعه رهاش کردی معلوم نیست...
    چند تا توصیه می کنم بهت:
    ۱. فعلا ارام باش و سعی کن ارامش داشته باشی.. برای اینکار تمرین تنفس کن..برای بعضی دوستان نوشتم... با کمی تغییرات دوباره برای شما می نویسم
    تو یک اتاق تمیز که اثری از سر و صدا و لوازمی مثل موبایل و تلفن نباشه دراز بکشی.... چشمانت را ببند و آرام تنفس کن... فقط به فرایند تنفس فکر کن و بگذار نفس مانند نوری وارد وجودت شود... با بینی با یک شماره هوا را به ریه ها وارد کن...4 شماره نگه دار و با دو شماره خارج کن ..هوا را وقتی نگه می داری تصور کن که نوری به رنگی که دوست داری وارد ریه ها کردی به تمام بدنت رخنه می کنه و در سرت جمع می شه... و با بازدم تمام تصورات منفی خارج می شه... مانند دودی سیاه!
    این کار را شش بار انجام بدهید...

    ۲. ببخشش... ببخشش و رهاش کن!
    این کار هم روش داره...و با اون بخششی که فکر کنی مثلا بگی من مقصرم یا اون مقصره فرق می کنه... یک نوع رهاییه...
    موسيقي آرامي رو در اتاقي خلوت كه نه تلفن باشد و نه كسي مزاحمت باشد پخش كن... به پشت روي زمين مانند كودكي كه روي تخت افتاده آرام بخواب... و همه عضلات خودت را روي زمين بگذار...كاملا رها كن! چند نفس عميق بكش...
    يك صندلي در مقابل خودت تصور كن كه خالي است... حالا همسرت رو با تمام جزئيات حتي رنگ مو،‌لباس،‌ رنگ چشم... كاملا واضح تصور كن و سعي كن به جزئيات لباسي كه پوشيده دقت كني...مدل موها... شیوه ارایشش...
    حالا ۵ دقیقه وقت داري هر آنچه دوست داري به او بگويي!!!
    سپس بگو : من تو را می بخشم و رها می کنم، من از تو دیگر هیچ کینه ای ندارم . بخشش من در مورد تو کامل است و من آزادم و تو هم آزاد هستی
    بگذار از روي صندلي بلند شود و برود...
    حال خودت رو روي صندلي تصور كن... با تمام جزئيات... به ترتيب بالا خودت را ببخش و رها كن... بگذار از روي صندلي بلند شوي و بروي...
    آرام بخواب... سريع چشمانت را باز نكن! چند نفس عميق بكش... بلند شو و موسيقي را قطع كن!

    ۳. فعلا احساساتی نشو و نرو بهش زنگ بزن...اما از حالش بی خبر نباش! الان به شدت بهت نیاز داره...
    درکش کن... اون تو خونه هم تحت فشاره! بابا مگه چند سالشه و چقدر می تونه مشکلات رو تحمل کنه...خیلی از خانومهای این تالار هم سن خانوم شما هستند
    وقتی اروم شدی بهش بگو می خوای ببینیش و حرفاش رو بشنوی...اون موقع بهت خواهم گفت چه باید کنی و همراهت کنم برید یه مشاور مطمئن

    ۴. پشت سرش به هیچ وجه با کسی بد گویی نکن..

    این کارها رو انجام بده تا ارامش داشته باش.. ضمنا فعلا مسافرت لازم نیست بری
    فقط ارامش خودت... همین!

  4. 5 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (سه شنبه 26 مهر 90)

  5. #93
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    همین الان خانم با من تماس گرفت و هرچی ناسزا و بد بیراه بود رو نثار من کرد حسابی از خجالتم در اومد و من رو شست گذاشت کنار انقدر حرفای بدی میزد که من که یه پسرم خجالت میکشم این حرفها رو بزنم به هر حال من رو تهدید کرد که نشونم میده و گریه ام رو در میاره البته عادت کردم و به من گفت که از این به بعد بد بودن رو نشونم میده و حالیم میکنه که با کی طرفه
    من هم در کمال آرامش گوش میکردم و هیچ توهینی هم نکردم بعد هم گوشی رو قطع کرد
    نمیدونم حالا باید چی کار کنم

  6. #94
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 12 شهریور 90 [ 20:26]
    تاریخ عضویت
    1390-3-25
    نوشته ها
    59
    امتیاز
    1,613
    سطح
    23
    Points: 1,613, Level: 23
    Level completed: 13%, Points required for next Level: 87
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 66 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    هیچی دوست عزیز چی کار می خوای بکنی یه دوش آب سرد می گیری
    می ری یه رمان خوشگل ور می داری می خونی یا تلویزیون نگاه می کنی
    کاریش نداشته باش
    اما چرا از چی ناراحت بود؟

  7. کاربر روبرو از پست مفید bahareh.v تشکرکرده است .

    bahareh.v (شنبه 04 تیر 90)

  8. #95
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق


    چرا مگه چی شده؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  9. #96
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    هیچی... طبیعیه! و همونیه که گفتم... تحت فشاره... اعصابش متلاشی شده!
    حرفاش رو جدی نگیر... واقعا نمی دونه چی کار می کنه
    اگر دوباره زنگ زد فقط باهاش همدلی کن... یا اگر زنگ زدی
    بگو می خوام حرف بزنی... ارام و منطقی! من به همه حرفات گوش می کنم و درک می کنم چی می گی...
    لازم نیست بگی من اشتباه کردم... یا موقعیت روانیش رو براش تشریح کنی باهاش همدلی کن
    برای همدلی فقط گوش کن.. فعالانه گوش کن
    نصیحت نکن. تهدید نکن. سرزنش نکن. راه حل نده. مقایسه با کسی نکن. گله کردن ممنوعه. به هیچ وجه احساساتش رو انکار نکن...وقتی می گه من احساس می کنم...سعی کن باهاش همدلی کنی مثل من می دونم چه احساسی داری و چقدر این احساس بده.. من هم این رو تجربه کردم...
    برای همدلی از تصور و خیالت استفاده کن
    بهش بگو دوستش داری...
    از کلماتی مثل : اشتباه می کنی. نه اینطور نیست.و ...استفاده نکن
    فقط سعی کن یک لحظه بزرگوارانه از احساسات خودت فراتر بری و درکش کنی
    فقط کلمات محبت امیز استفاده کن و بهش احترام بذار... اصرار نکن توهین نکنه...نگو توهین نکن! احترام خودت رو داشته باش
    معذرت خواهی و منت کشی ممنوع.. گفتن کلماتی مثل حق با توست...ممنوع
    دادن راه حل ممنوع..
    همدردی نکن... همدردی نکن
    دلسوزی نکن
    فقط درک می کنی و گوش می دی...باید تخلیه بشه.. بذار حرف بزنه...اروم می شه
    اگر لازم بود این برخورد حضوری باشه بهتره
    قبل از هر تماسی تمرین تنفس الزامیه
    خواستی بهش زنگ بزن...منتظرته
    اگر هم امادگیش رو نداشتی صبر کن تا فردا

  10. 6 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (سه شنبه 26 مهر 90)

  11. #97
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا

    چرا مگه چی شده؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


    سلام
    4 روز بود که من زنگ نزدم ومنتظر بودم که خانمم زنگ بزنه
    البته به توصیه مشاور

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    هیچی... طبیعیه! و همونیه که گفتم... تحت فشاره... اعصابش متلاشی شده!
    حرفاش رو جدی نگیر... واقعا نمی دونه چی کار می کنه
    اگر دوباره زنگ زد فقط باهاش همدلی کن... یا اگر زنگ زدی
    بگو می خوام حرف بزنی... ارام و منطقی! من به همه حرفات گوش می کنم و درک می کنم چی می گی...
    لازم نیست بگی من اشتباه کردم... یا موقعیت روانیش رو براش تشریح کنی باهاش همدلی کن
    برای همدلی فقط گوش کن.. فعالانه گوش کن
    نصیحت نکن. تهدید نکن. سرزنش نکن. راه حل نده. مقایسه با کسی نکن. گله کردن ممنوعه. به هیچ وجه احساساتش رو انکار نکن...وقتی می گه من احساس می کنم...سعی کن باهاش همدلی کنی مثل من می دونم چه احساسی داری و چقدر این احساس بده.. من هم این رو تجربه کردم...
    برای همدلی از تصور و خیالت استفاده کن
    بهش بگو دوستش داری...
    از کلماتی مثل : اشتباه می کنی. نه اینطور نیست.و ...استفاده نکن
    فقط سعی کن یک لحظه بزرگوارانه از احساسات خودت فراتر بری و درکش کنی
    فقط کلمات محبت امیز استفاده کن و بهش احترام بذار... اصرار نکن توهین نکنه...نگو توهین نکن! احترام خودت رو داشته باش
    معذرت خواهی و منت کشی ممنوع.. گفتن کلماتی مثل حق با توست...ممنوع
    دادن راه حل ممنوع..
    همدردی نکن... همدردی نکن
    دلسوزی نکن
    فقط درک می کنی و گوش می دی...باید تخلیه بشه.. بذار حرف بزنه...اروم می شه
    اگر لازم بود این برخورد حضوری باشه بهتره
    قبل از هر تماسی تمرین تنفس الزامیه
    خواستی بهش زنگ بزن...منتظرته
    اگر هم امادگیش رو نداشتی صبر کن تا فردا


    دقیقا من هم همین کار رو کردم
    خیلی آروم و منطقی بودم اصلا هم عصبانی نشدم
    خیلی قشنگ حرفهاش رو گوش میکردم که یه دفعه عصبانی شد و شوهر سابقش رو با من مقایسه کرد و من هم ناراحت شدم و گفتم خواهشا شوهر سابقت رو با من مقایسه نکن
    فقط همین
    بعد هم گفت که ازت متنفرم حالم از وجودت بهم میخوره
    دوباره بد بیراه گفت و من فقط گوش کردم
    اما خیلی آروم بودم و سعی میکردم که آرومش کنم

  12. 2 کاربر از پست مفید mta تشکرکرده اند .

    mta (سه شنبه 26 مهر 90)

  13. #98
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    ظاهرا شيوه ابراز محبت همسرتون، توپ و تشره! ... دلش مي خواسته زنگ بزنيد نزديد حرصش دراومده. دقيقا ميشه فهميد توي كله خانمتون چي ميگذره! حرفهاي مشاورتون كاملا درسته. ضمن اينكه روي حرفهاي آقاي Sci هم فكر كنيد.

  14. کاربر روبرو از پست مفید سرافراز تشکرکرده است .

    سرافراز (سه شنبه 14 تیر 90)

  15. #99
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 اردیبهشت 01 [ 17:22]
    تاریخ عضویت
    1390-2-19
    نوشته ها
    238
    امتیاز
    13,943
    سطح
    76
    Points: 13,943, Level: 76
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    383

    تشکرشده 386 در 151 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    سلام
    خانمم دوباره به من زنگ زد و هر چی حرف رکیک بود نثار من کرد شورع کرد به فحاشی
    اصلا اجازه نداد من حرف بزنم
    دوباره من رو تهدید کرد و مهریه و طلاق و این حرفها
    به من گفت که کاری میکنه که روزی صد دفعه به غلط کردن بیفتم
    فکر کنم بهتره که دیگه من زنگ نزنم و باهاش صحبت نکنم این طوری بهتره

  16. #100
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: درخواست مهریه و طلاق

    یا ایشون مشکل روانی داره یا شما چیزایی رو از ما قایم می کنی که ایشونو اینطور بر افروخته می کنه.


 
صفحه 10 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. درخواست حذف کاربری، خواهشمند است مدیران سایت توجه فرمایند
    توسط ترنم1 در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 11 آبان 95, 17:13
  2. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  3. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: شنبه 20 خرداد 91, 14:03
  4. پسری که دنبال تصاویر جنسی تو نت هست ممکنه مشکل درست کنه برای اطرافیانش؟
    توسط بهار.زندگی در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 12 اسفند 90, 15:20

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.