برادر خوبم سلام
ازين كه با جواب هات كمك به بهبود و كنترل رابطم ميكني ازت ممنونم
اهاااااااان الان فهميدم بايد چجوري به احساساتش توجه كنم حتما" نتيجرو ميگم .
تمرين تنفس و بخشش هرروز و يكيشم يكروز در ميون دارم + اينكه اون اهنگم دانلود كردم . تمرن جديدمم شروع ميكنم به انجام فقط نبايد صحبت همون به سمت خاصي سوق بدم كه بعد يع مدت منجر بشه به كوتاه اومدن ازين لجبازي ؟؟
راجع به ورزشم راستش از 8 صبح تا 5 عصر كارخونم اونجام اينقدر ورزش فكري انجام ميدمكه ديگه بيام خونه توان ورزش ندارم ولي سعي ميكنم خوابم منظم كنم بعد صبح ه نيم ساعت زودتر برم يه دور بزنم
راستي 2 تا مشكل خودم پيدا كردم
1- شبها تا صبح خوابم نميبره دوباره شب بعدم كه ميخوام بخوابم حالا با اينكه روز قبلش خوابم 2ساعت ماكزيمم بوده ولي باز 1 ساعت كه خوابم ميبره از خواب ميپرم دوباره تا صبح بيدارم
2- چندسال پيش تو يه بازه 7 ماهه من 4 نفر از نزديكاي فاميل از دست دادم بعداز اون گاهي يهو دچار تنگي نفس ميشدم و احساس ميكردم دارم بيهوش مي شم وقتي ميرفتم بيمارستان اكثرا" بهم ارامبخش ميزد خوب ميشدم تا اينكه يه دكتر خيلي باهام دعوا كرد و گفت ارامبخش مناسب سن تو نيست و ... خلاصه خودم تحقيق كردم ديدم دچار يه حمله هايي به نام حمله هاي وحشت ميشم يعني علايمم با اون خيلي ميخوند و سعي كردم تو اين موقعيت ها طبق گفته پزشك ذهنم معطوف كنم و بلند بلند حرف بزنم تا خوب شم اين حالت كنترل كردم ولي الان چندماهه اگه بخوايم از خونه دور شيم مثلا" مسافرت بريم نميدونم چه حسيه ولي همش استرس دارم يا وقتي ميرم كارخونه اگه برم كنار دستگاهها يهو دچار تپش قلب و تنگي نفس و ... ميشم اين حالتها واقعا" اذيتم ميكنه شما راهكاري ميدونيد واسش؟؟ نكنه دارم ديوونه ميشم







كه ديگه بيام خونه توان ورزش ندارم ولي سعي ميكنم خوابم منظم كنم بعد صبح ه نيم ساعت زودتر برم يه دور بزنم

ولي كارخونرو كه نخريدم
) 
علاقه مندی ها (Bookmarks)