ممنونم از همه دوستای خوبم
ببخشید که این دو روز نشد بیام و جواب شما عزیزان رو بدم اخه نمی دونم چرا نمی شد وارد سایت بشم .
ولی الان توضیح میدم که این سه چهار روز چی شد
5 شنبه حدودا نیم ساعت قبل از اینکه تعطیل بشم اومد محل کارم و خیلی مهربون سلام کرد ، و اصلا به روی خودش نیاورد که دیشب چی گذشته ،منم عادی بهش سلام کردم صبر کرد که کارهامو تمام کنم و رفتیم خونه خیلی مهربون با همون ادا و اطوار های همیشگیش که خودشو لوس مکنه ..... ( بخدا اگر کسی شوهرمو توی این حالت مهربونیش ببینه میگه این بهترین مرد روی زمینه !!!!) داشتم لباسامو عوض میکردم که خودشو لوس کرد و گفت نرو تو اتاق خواب منم می دونستم که چه خبره نگاش کردم و نتونستم جلوی خودمو بگیرم که لبخند نزنم ، شوهرم از خدا خواسته که من یکم نرم شدم سریع رفتو دو تا کادو واسم اورد و و بهم تبریک گفت (البته یه روز قبل از سالگردمون ) و همش حواسش جمع بود ببینه که من خوشم اومده یا نه ، منم که دیدم رفتارش اینجوری شده خودمو خوشحال نشون دادم و ازش تشکر کردم گفتم که خیلی ازشون خوشم میاد که ناراحت نشه و تو ذوقش نخوره ( واقعا هم کادوهای گرونی خریده بود و البته قشنگ و این اولین باری بود که خودش تنها واسم خرید کرده بود . اخه هر سال منو همراش میبرد خیابون و واسم طلا میخرید ) ....ولی از ته دل خوشحال نبودم اخه این چیزا واسم مهم نیست ، زندگی من اون دلخوشی اصلی رو نداره . فقط تو ذهنم میچرخید که اینم یه فیلم دیگست و یه ساعت دیگه همون اش و همون کاسه ،دیگه این مهربونیهای دقیقه ایش واسم عادی شده ....... دائم منو میبوسید و قربون صدقم میرفت !!!!! ولی من چیزی نمی گفتم انگار ادمی که حس نداره هیچ عکس العملی نشون ندادم . فکر میکردم به یک ساعت هم نکشه باز یه چیزو بهونه میکنه و دعوا راه میندازه ولی نکرد . بعد از ظهر هم گفت که اماده بشم وبریم خونه مامانم اونجا هم خیلی خوب بود و خوش گذشت . شنبه صبح منو رسوند سرکار . اصلا این چند روز پیش دوستاش نرفته و و بداخلاقی هم نکرده .
یه چیز مهم که از همه بیشتر منو متعجب میکنه،اینکه از پنج شنبه تا حالا فقط دو بار س ک س داشتیم که یه بار من ازش خواستم چون میخواستم خوشحالش کنم . حتی دیشب هم که من خودمو اماده کردم که س ک س داشته باشیم چون خودش حمام نرفته بود اینکارو نکرد !!!!!!!!!!!!!!!!!! ( این اصلا امکان نداره از دیشب تاحالا مثل علامت تعجب شدم ) حتی یه جور تظاهر کردم که من می خوام که رابطه داشته باشیم ولی اون گفت نه دیگه از این به بعد هفته ای یکبار (البته با شوخی )خلاصه دیگه از اجبار خبری نیست ...
نمی دونم چی شده که داره اینکارها رو میکنه ولی امیدوارم که همیشگی باشه و باز هم اخلاقش عوض نشه . این چند شب خیلی با ارامش خوابیم و شوهرم خیلی داره محبت میکنه و تا تو بغلش نخوابم ولم نمی کنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوستان دعا کنین باز هم اخلاقش عوض نشه . انگار از روز سالگرد ازدواجمون شوهرمو بردن و یکی دیگه به جاش اوردن، دیشب به خودش هم گفتم اونم خندید....











علاقه مندی ها (Bookmarks)