سلام سامان عزیز
سامان جان من بیست ویک سالمه ، یک بار هم به شدت عاشق شدم ، و شکست خوردم ، پس میفهمم چه حسی داری
به عنوان یه برادر بهت میگم ، پس خوب به حرفام فکر کن ، چون میگن قبل از اینکه تجربه ی دیگران بشی از تجربشون استفاده کن
1- توی روابطت با دخترا باید یه مقداری مردونه برخورد کنی ، نباید بذاری احساست برات تصمیم بگیره ، در واقع یه مقداری باید بی احساس باشی (منظورم قبل از ازدواجه ها ،دوستی و هم دانشگاهیو از این جور حرفا، وگرنه بعداز ازدواج باید بهترین محبت رو هم به زنت بکنی)
چرا این حرف رو میزنم ؟؟؟؟؟؟؟ گوش کن قشنگ :
جوونای پاک دلی مثل تو و هم سن تو ، زود دل میبازن ، چون فکر میکنن اگه واقعا" طرفشونو دوست داشته باشن ، طرفشون هم این عشق رو قبول میکنه ، ولی این اشتباست
چون که اکثر دخترا اول از همه و مهمتر از همه به این توجه میکنن که طرفشونو میپسندن یا نه بعد بع این توجه میکنن که طرفشون چقدر دوستشون داره ،
یعنی اگه تو اندازه ی یه دنیا هم اونو دوست داشته باشی اگه فقط یه مقداری از ملاکاش رو نداشته باشی ،احتمال اینکه ردت کنه خیلی زیاده
(والبته این اشتباه بزرگ دخترا هستش ، چون کسی بهشون وفادار و متعهد میمونه که واقعا" دوسشون داشته باشه ، نه کسی که تماما" مطابق میلشون باشه)
2- اینکه تو یه مقداری مخالف اون چیزی که خدا دوست داره عمل کردی ، یعنی رابطه ی مخفیانه
تو فکر میکنی چرا توی اسلام بره ازدوا دختر اجازه ی پدر لازمه ، چون دختر احساسیه تصمیم میگیره ، یا ممکنه که زود گول بخوره و..........
بذار یه امار بهت بدم
امار تجربی من :
99 درصد ازدواجایی که مخفیانه شروع شده به مشکل برخورده
امار تحقیقات :
فکر کنم 70 یا 80 درصد شون مشکل برخورده
پس دومین اشتباه بزرگت این بود که اگه واقعا" اونی بود که با معیارات مطابقت داشت ، چرا اقدام نکردی؟
یه جورایی رسمی ترش میکردی که از دستت نره
3- یه چیز دیگه هم بگمو سرت رو درد نیارم
من انقدر طرفمو دوست داشتم که اگه همون موقع میگفت بمیر ، در جا میمردم
ولی الان خدارو صدهزار مرتبهشکر میکنم که نذاشت من بهش برسم
تازه دارم متوجه میشم که خدا چقدر دوستم داشته که نذاشته این وصلت سر بگیره
پس اگه خدا چیزی رو ازت بگیره متمئنن به نفعته ، فقط باید بهش اطمینان کنی،
پس اطمینان کن رفیق
اطمینان
یا علی مدد








علاقه مندی ها (Bookmarks)