سلام
من اصلا حال خوبي ندارم يكسال و نيمه كه از ازدواجمون مي گذره يه ازدواج سنتي از روز اول ازدواج متوجه شدم كه يه جاي كار مي لنگه ولي به خودم مي گفتم نبايد سوءضن داشته باشم جرياناتش خيلي طولانيه هميشه موبايلشو مخفي مي كرد پسورد مي ذاشت براش و.... بعد متوجه شدم يه گوشيه ديگه تو كيفش داره با يه خط ديگه بهش چيزي نگفتم تا متوجه نشه من فهميدم ما دوتييمون كاررمنديم دو تا شهر دور از هم اخر هفته همو ميبينيم يه روز روفتم شهر محل كارش منتظر موندم تا از اداره اومد بيرون يه كم رفت يه ماشين منتظر بود روفت و جلوي ماشين نشست و راه افتادن تا اومدم برم دنبالشون گمش كردم رفتم جلو در خونش بعد 50 دقيق اومد واز اون ماشين پياده شد تو اين مدت چند بار بهش زنگ زدم و پيام فرستادم كه كجايي جوابي نداد وقتي از ماشين پيدا شد زنگ زد بهم و گفت تا الان داره بودم رفته بودم نماز بخونم متوجه تماست نشدم ولي من كه اونجا بودم ديدم كه كي اومده بريرون دنيا داره رو سرم خراب ميشه شبا نمي تونم بخوابم مي خوام حساب شده كار كنم از نظر قانوني نمي دونم چه جوري ميشه اثبات كرد اصلا حالم خوب نيست اصلا








علاقه مندی ها (Bookmarks)