مارال عزیز
ممنونم از کمکت
راستش من نگرانیهام به شوهرم نشون نمیدم و تو خودم میریزم و دیروز سمت چپ بدنم به سوزش افتاده بود و از دهنم در رفت و به شوهرم گفتم و اون گفت این از علائم فشار عصبی. مگه چیزی ناراحتت میکنه ؟ بهش گفتم نگران آینده هستم و اون در جواب گفت : من مثل شیر اینجا هستم نمی خواد نگران چیزی باشی اگر یک تار مو از سرت کم بشه دنیا رو به آتیش میکشم من زن مریض و عصبی نمی خوام دیگه نبینم نگران باشی فقط خنده خنده خنده.
از این به بعد تصمیم دارم نسبت به حرف همه بی تفاوت باشم واصلا حرف دیگران به من ربطی نداره. امروز حالم خیلی بهتره و استرس ندارم. واقعا شوهر خوب نعمت .از همگی ممنونم شاد باشین








علاقه مندی ها (Bookmarks)