ممنونم baby جان
نه عزیزم خیالت راحت باشه من آدمی هستم که در هیچ شرایطی به پدر و مادرم بی احترامی نمی کنم و به خاطر همین تودار بودنم و بیان نکردن نارضایتی خودم به اونا خیلی سختی میکشم و رو لبم خنده هست و تو دلم آتیش.میدونی خیلی سخت که نخوای ناراحتی درونت نشان بدی و از ته دل بخندی فقط می خوام این دوران عقد بگذره و ناراحتی و کدورتی پیش نیاد.مثلا دیشب دوباره یه متلک دیگه :خواهرم رفت چندتا عکس هنری گرفت و برادرم گفت با شوهرت بیا اینجا عکس بگیرید نبرتت زیر طاق مرودشت ازت عکس بگیره.بابا می گفت دختر باید بره دنبال خواستگار پولدار نه اینکه با یه گدا گشنه از خودش بدتر ازدواج کنه.باور کن شدم مثل یه بادکنکی که هر آن احتمال ترکیدنش وجود داره.شوهرم از این رفتارها کوچکترین اطلاعی نداره و هر وقت پیشش هستم همه غصه هام یادم میره فقط برام دعا کن که به خیر و خوشی برم سر زندگیم واقعا صبر کار سختی هست تا حالا که از پسش بر امدم .
دیشب دختر عموم که حدودا 17 ساله هست میگفت فقط می خوام شوهر پولدار کنم و بخورم و بخوابم و بابا تحسینش میکرد.و بلند میگفت آفرین آفرین.






علاقه مندی ها (Bookmarks)