روی قالی راه رفتن ساده نیست
حرفهام پیش پا افتاده نیست
من چگونه میتوانم بی خیال
روی گلها پا بکوبم چند سال
ببین این گلها زیبا صبح وشام
میچرد آهوی وحشی رام رام
راستی چوپان این آهو کجاست
باغبان این همه گل گو کجاست
واقعا روح لطیفی داشته
آن که با احساس ونخ گل کاشته
شاید او چندین هزاران پنجره
باز کرده در دلش با هر گره







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)