آقای نقاب واقعا" از اینکه با وجود امتحانات دانشگاه و زمان با ارزشتون به تاپیک من جواب دادید ، ممنون و سپاسگزارم .خیــــــــــــلی ممنون
سفارشهاتون رو یادداشت کردم که عمل کنیم حتما" .........
راستی از مواردی که شما اشاره کردید یکیش رو مادرش گفت از سال گذشته انجام میده همون تنبیه روی صندلی
خیلی جالبه که مادرش به این فکر افتاده .گفت هر وقت شیطنت میکنه و کار بدی انجام میده خودش دیگه میدونه باید بره بشینه رو صندلیش تا چند دقیقه .البته میشینه رو صندلی و قراره اون چند دقیقه به اصطلاح نفس نکشه !
جدیدا" هم هر وقت کار بدی میکنه باباش میگه چند دقیقه برو تو حیاط وایسا( چون سرده ) و نقشه پدر و مادرش اینه که مادرش هم برای همدردی باهاش میره تو حیاط سرد و علیرضا دلش برای مادرش میسوزه بنابراین کمتر اون کارو انجام میده به خاطر مادرش !
گاهی هم میگن اگه پسر خوبی باشی و کمتر شلوغ کنی میریم خونه پدر بزرگ و وقتی که میخوان برگردن میگه پدر ، مادر خوب بودم اونها هم میگن آره خوب بودی !
باز هم ممنون







آقای نقاب واقعا" از اینکه با وجود امتحانات دانشگاه و زمان با ارزشتون به تاپیک من جواب دادید ، ممنون و سپاسگزارم .خیــــــــــــلی ممنون

علاقه مندی ها (Bookmarks)