سلام
(اول از همه باید بپرسم که آیا من در سوال پرسیدن و کمک خواستن زیاده روی کردم؟ بهم حق بدین کلاً آدم وقتی میبینه دوستان دیگه چندان راغب به پاسخ گفتن نیستند همچین فکرهایی میکنه دیگه! به ویژه که من با شرایط این انجمن آشنایی ندارم)
(دوم اینکه تو این پست به دوستان جواب میدم)
__________________________________________________ _______
خانم موعود ممنون که پاسخ دادین، امیدوارم تا به حال فهمیده باشین که پاسخ شما تا چه حد برای من مهم و تأثیر گذاره
راستش خودم هم انتظار چنین برخوردی رو نداشتم و فکر می کردم اندکی شدیدتر باشه هرچند آنچنان که من در یه خط خلاصه اش کردم خفیف و بی سر و صدا و استرس نبود!
همونطور که گفتم ، نمی دونم این برخورد رو مثبت ارزیابی کنم یا منفی؟
آره برخورد ایشون منطقی بود ، حرفاشون هم در مورد توجه به درس و آینده ام و خیلی چیزای دیگه هم کاملاً درسته و خیلی موارد مثبت دیگه ؛ اما تنها نکته ی منفی بزرگ این برخورد اینجاست که ایشون اصلاً و ابداً از من درباره ی این خانم اطلاعاتی نخواستند حتی دلیل و ملاک علاقه مندی من رو هم جویا نشدند فقط پرسیدند که باهاش صحبت داشتم یا نه؟ که وقتی از این بابت خیالشون راحت شد(!) گفتند که باید به کل این مسائل رو فراموش کنم!
برای من خیلی جالبه ها ، که خیلی از پدرومادر ها با این که حتماً و لزوماً(برحسب تجربه) این شرایط رو درک می کنند قضیه رو به سمت فراموش کردن پیش می برند؛ و در مورد مادر من پیش از هرگونه اطلاعاتی این قضیه صورت می گیره.(که اصلا طرف کی هست؟ چه ملاک هایی در میان بوده؟ اصلا به درد خانواده ی ما می خوره؟ اصلا امکان فراموشی هست؟ شرایط این خانم ، مثلا وضع نمرات و تحصیل چه جوریه؟ چه قدر احتمال داره افت تحصیلی پسرم با این قضیه مرتبط باشه؟ و... و... و...)
نظر شما چیه؟
این رو هم قبول دارم که نباید از مادرم انتظار داشته باشم همون اول بهم بگه فردا میریم خواستگاری! اما قبول کنین که این حالت هم خیلی بد بود و ما بچه ها هم میدونیم که پدرومادرها میدونن که عمراً بچه ها بتونن فراموش کنن(چی گفتم!)
من با ایشون خیلی خوب و بی نقص صحبت کردم ، اما تنها اشتباهی که مرتکب شدم این بود که خیلی واضح نگفتم که در حال حاضر قصدم ازدواج نیست و دقیقا بعد از صحبتم متوجه این کم گویی شدم و مطمئناً این کم گویی اشتباه بزرگی بود و در برخوردِ مادرم خیلی موثر بود.
در مورد صحبت دوباره با مادرم چندان مطمئن نیستم! با توجه به قاطعیت ایشون در بحث فراموشی فکر نمیکنم دیگه بتونم چنین جرأتی به خودم بدم! در ضمن باید بگم مادرم آبان ماه جراحی داشتن و تا چند وقتی نمیتونن تحرک آنچنانی(مثل دانشگاه اومدن) داشته باشند گذشته از این با فرض راضی بودن مادرم به اومدن ، دانشکده مون یه طوریه که امکانش نیست "یه بار بیاد و اون خانم رو از نزدیک ببینه طوری که متوجه نشه از دور" (حتما میگین: بابا این دیگه چه جورشه!!! اما به خدا خودم هم از این شرایط عجیب غریب و درب و داغون تعجب می کنم!!)
"شما فقط با مادر یا پدر تون بدرفتاری یا تندی نکنید به خاطر این قضیه بلکه مراقب رفتارتون باشید اما سعی کنید بازهم با مادرتون در اینباره صحبت کنید .پدر و مادرها حتی اگه در ظاهر هم با تصمیمات بچه هاشون مخالف باشن در باطن حاضرن خمدشون رو فدای فرزندان کنند پس اگه دیدید مخالفتی شد سریع جبهه نگیرید و بهشون بی احترامی یا پرخاش نکنید ."
ای بابا!! این حرفا چیه؟؟!! من نمیدونم از حرفای من اینجوری برداشت کردین یا حدس زدین؟ به خدا من خیلی بچه ی خوبی ام از همون اولم مثل این شکلک ها بودمحالا من و پرخاش و بی احترامی! اونم برای این جور مسائل؟محاله!
ولی باز هم چشم
مثل همیشه خیلی خیلی از کمکتون ممنونم و منتظرم(مگه اینکه سوال اولِ پستم جوابش آره باشه و از من خسته شده باشین)
__________________________________________________ _____
ضمن تشکر ، در جواب دوستم tarane.h باید بگم پست شما رو کامل ِ کامل قبول دارم ؛ اما خب چی کار میشه کرد؟!
__________________________________________________ _____
از دوستم آگرین ممنونم و در جواب باید بگم که: آره راست میگی فعلاً که اندیشه از همشون ترسناک تره!!اما در مورد درس های تخصصی ِ رشته ی ما اشتباه می کنی آخه اینا دیگه بیش از حد تخصصی اند!!!!!
بگذریم ؛ فکر نمی کنم این دست دست کردن باشه ، آره من خیلی در تصمیمم جدی هستم اما بیش از همه ی این ها از اینکه ایشون رو از دست بدم می ترسم! فکر می کنم از دست دادن کسی براثر عجله و ندانم کاری خیلی دردناکتر باشه.
آخه اینکه من برم و حرف دلم رو بزنم و بعد ایشونم جواب بده(+ یا -) خیلی شبیه فیلمها نمیشه؟!!!!
در مورد متوجه شدن ایشون از علاقه ی بنده ، نمیتونم مطمئن بگم(فقط خدا میدونه) اما فکر نمی کنم که متوجه شده باشند.
__________________________________________________ ______
از همه ی دوستان ممنونم و باز هم منتظرم ...







، امیدوارم تا به حال فهمیده باشین که پاسخ شما تا چه حد برای من مهم و تأثیر گذاره
؛ و در مورد مادر من پیش از هرگونه اطلاعاتی این قضیه صورت می گیره.(که اصلا طرف کی هست؟ چه ملاک هایی در میان بوده؟ اصلا به درد خانواده ی ما می خوره؟ اصلا امکان فراموشی هست؟ شرایط این خانم ، مثلا وضع نمرات و تحصیل چه جوریه؟ چه قدر احتمال داره افت تحصیلی پسرم با این قضیه مرتبط باشه؟ و... و... و...)

حالا من و پرخاش و بی احترامی! اونم برای این جور مسائل؟محاله!
اما در مورد درس های تخصصی ِ رشته ی ما اشتباه می کنی آخه اینا دیگه بیش از حد تخصصی اند!!!!!

علاقه مندی ها (Bookmarks)