بالهاي صداقت عزيزم سلام
نميدونم بگم خوشحالم يا بگم ناراحتم از تصميمي كه گرفتي........
خوشحالم چون مادري رو ميبينم كه خسته از تلاطم امواج بلاخره به ساحلش رسيده و روزهاي جديدي در زندگي جديدش و ساحل بي انتهاش منتظرش نشسته......
ناراحتم كه ميبينم مرگ رابطه اي كه روزي با هزاران اميد و آرزو به پا شد اما با بي فكري و بي مسوليتي يه مرد بهم ريخت و.....
نمي خوام بگم تصميم درست يا نادرستي گرفتي چون در حدي نيستم كه راجع به ادامه يا قطع يه رابطه يه زوج نظر بدم(با در نظر گرفتن مو طلايي عزيز)
فقط ازت ميخوام تمام جوانب تصميمت رو بررسي كني.......سعي كن هر طور شده با يه مشاور صحبت كن.....با مادرت و پدرت مشورت كن.....هر چي باشه از شما با تجربه تر و دنيا ديده تر هستند...
با يه وكيل خبره (فقط به فكر پول نباشه!!)مشورت كن...اول تمام راه و چاه دادگاه و دادرسي و......رو بررسي كن بعد استارت مراحلت رو بزن....يه وكيل خوب خيلي بهت كمك ميكنه.....
هميشه گفتم من براي آدمهاي عاشق احترام خاصي قائلم شما هم از اون دسته آدمهايي...
ببخش اگه توي اين تاپيك حرفي براي گفتن نداشتم....
اميدوارم با تصميم جديدت به آرامش يشتري برسي....موفق باشي![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)