سلام
دوستان نظرات قشنگی دادند، مخصوصا setare_tk
نکته ای که می تواند به شما بسیار کمک کند تا یک بستر بسیار مناسب جهت حل این مشکل پیدا کنید، اول از همه بینش به این مشکل هست. چون تا نقشه و چارت یک مشکل را دقیق نشناسیم هر گونه مهارت و استفاده از هر ابزاری، چون همه جانبه نیست با مشکل روبرو می شود.
اما ریشه مشکل چیست؟!
به نظر می رسد یا شما دو نفر یا حداقل آن خانم از بلوغ و استقلال کافی برای ازدواج برخوردار نشده اید. مانند بچه ای که والدینش باور ندارند که او می تواند از خیابان عبور کند، لذا برای عبور حتما باید دستش در دست والدین باشد. ازدواج یک انتخاب کامل شخصی و مستقل است. و کسی که چنین توانایی را ندارد یا فکر می کند که نباید چنین انتخابی را مستقلا انجام دهد، هنوز آمادگی ازدواج را ندارد. ( پس حداقل این خانم تا اینجا که توصیف کردید این چنین است).
پس انرژی شما باید صرف بلوغ فکری و تصمیم گیری در زندگی شود. یعنی باید این خانم به عنوان یک فرد بالغ تصمیم خود را با دقت و جدیت بگیرد. این به معنای دعوا و برخورد با والدین نیست. این نیاز به مهارت دیگری برای ازدواج دارد و آن انعطاف پذیری توام با قاطعیت هست.
اگر ایشون قبل از ازدواج مهارت تغییر بینش خانواده و تعاملی سازنده را ندارد، حتی اگر ازدواج کنید باید انرژی خود را خرج تعارضهایی بکنید که یکسرش خانواده های شما هستند.
با این توضیحات نیاز است که شما دو نفر به جای اینکه در کار هم دخالت کنید، مثلا اینکه شما به جای آن دختر ، روی خانواده آنها کار کنید، سعی کنید به جلسات حضوری مشاوره بروید و مهارتهای لازم جهت تغییر نگرش وتعامل سازنده آن دختر خانم با خانواده اش (و همچنین شما) بیاموزید تا در بستر زمان ( که صبر هم نیاز است)، بتوانید اقدامات سازنده ای انجام دهید.

می بینی که ظاهر مسئله پول و ... هست. ریشه در دخالتهای افراطی خانواده در تصمیم گیری اصولی فرزندان و عدم جو مناسب مبتنی بر گفتگو در خانواده است. که این نیاز به آموزش دارد.