اگرچه حالا که من تازه اومدم، ایشون داره میره...و این منو غمگین کرده...
اما امیدوارم یه روز دوباره به اینجا برگرده با دست پر...با یه روحیه عالی...
خانوم بالهای صداقت عزیز، هنوزم ازتون خیلی خیلی خیلی ممنونم بابت امیدی که بهم دادین..
میدونین، بعضی وقتها آدم یادش میره خدا رو شکر کنه،
ممنونم که اینو بهم یاد آوری کردین...
ممنونم از اینکه با حرف هاتون باعث شدین یکم به خودم بیام و حداقل رو پاهام دوباره بایستم،
از ته قلبم براتون دعا میکنم و براتون آرزوی خوشبختی و موفقیت دارم،
ضمنا، در مورد مو طلایی هم مطمئنم با وجود مادری مثل شما پزشکی خواندن در بهترین دانشگاه پزشکی فرانسه l'Universiti Pierre et Marie Curie حداقل جایگاهی خواهد بود که به اون خواهد رسید...
کامران









پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)