"آنی" جان به نظر بنده نمی توان سن خاصی اختصاص داد.. زیرا رابطه بین والد و فرزند یک رابطه پیوسته و در مواقعی گسسته است.
هر دو این عامل ها(فرزند و والد) یک خانواده را تشکیل می دهند. و تاثیر هر یک از آنها بر یکدیگر مشهود و قابل ارزیابیست.
من می خواهم این تاثیر و نقش والدین را به دو قسمت تقسیم کنم..
1>مرحله رشد شخصیت کودک
2>مرحله استقلال کودک
در مرحله یک که شخصیت کودک در حال شکل گیری است والدین نقش مهمی را در اجتماعی کردن کودک و رفع نیازش بر عهده دارند و می توان گفت رابطه قدری یکسوه و اعمال قدرت و نفوذ بیشتر از جانب والدین است...
در این مرحله من فرزند(نقاب) انتظار دارم نیازهای اولیه ام برطرف و برای نیازهای ثانویه نظیر "اعتماد به نفس و ..." خانواده و والد تدابیری را در نظر گیرند.
پس من فرزند در مرحله اول خود را رهرو والدین می دانم که بزرگترین و اصلی ترین نقش و وظیفه والدین در همین مرحله متجلی می شود.
دومین مرحله... مرحله استقلال است.. در این مرحله شخصیت دیگر شکل گرفته و والدین از نظر اجتماعی کردن من(نقاب) نقش خود را چه خوب و چه بد ایفا کردند.. حالا وظیفه والدین فراهم کردن شرایطیست که من(نقاب) بتوانم شخصیت خود را بروز داده و استعدادهای خود را برطرف کنم...
در این مرحله معتقدم والدینم حتما باید ریسک خطر کردن را به من بدهند( زیرا دیگر اجتماعی شده ام) ... مرا به عنوان یک فرد مستقل اما پایبند به ریشه های خانواده بشناسند.
از علایقم آگاه بوده و این علایق را با انعطاف پذیری خود قبول کرده و برایشان ارزش قائل باشند.
اصولا درخواست حمایت زیادی از والدین ندارم...تنها حمایت آنان را در به استقلال شناختن عقاید و حقوقم می دانم...
این این به رسمیت شناختن از طرف والدینم ایجاد شود... خود نوعی حمایت است.
و به نظرم والدین تنها در هنگامی مسئول کار های فرزندان خود هستند که در مرحله یک( رشد شخصیت) نتوانسته باشند اثر مطلوبی بر وی بگذارند
با سپاس![]()







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)