جالب است خیلی قشنگ مشکلت را گفتی ، جالبه اعتراف می کنید که خودتان مقصر هستید ، خیلی آدم خوبی هستید .
حیف نیست با این همه عشق و بی ریایی که داری ، زندگی را خراب کنی؟
شما می تونید ایده آل ترین زندگی را داشته باشید .
به نظرم علت این مشکل چند تا مسئله است :
1- خیلی شوهرت را دوست داری و به کوچکترین رفتارش حساس شدی .
نوشته بودی :
((((مثلا این اخری از این که تو خونه تکونی کمکم نکرد ناراحت شدم))))
ببین منم شوهرم را دوست دارم و اتفاقا اولش برای کمک خانه تکانی به سمت من نیامد ولی من هیچی نگفتم با اینکه می خواستم خانه تکانی کنم لباس شیک پوشیدم و خیلی خوشگل شروع به کار کردم و خودم در آشپزخانه صحبت کردم، آواز خواندم و ...
جالبه که شوهرم مثل تمام مردها( عاشق زیبایی و شادی زن )به سمت من آمد و بعد از نیم ساعت شروع به کمک کرد و من از کمک او امتناع نکردم و پیش خود گفتم : بزار کار کنه حتی اگه خیلی هم تمیز کاری نکنه .
باید تمرین کنی ، بهترین کسی که میتونه کمکت کنه خودت هستی .
و باید مشکلت را حل کنی چون شوهرت ممکنه از تو خسته بشه .
2- ضعیف شدی
3- به شوهرت وابسته شدی، از وابستگی ات کم کن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)