عسل خانوم قدم نو رسیده مبارک انشاالله صدسال سایه شما و پدرش بالای سرش باشه
خانومی می دونم که خودت بهتر از هر کسی دیگه ای قلق شوهرت رو بلدی
یه نکته ای که نباید فراموش کنی اینه که زنها از همان روز که می فهمند حامله هستند احساس مادری را دارند ولی مردها با به دنیا اومدن بچه و بعد از اون پدر بودن را حس می کنند
اینکه شما الان سر این مساله لج کرده ای باعث میشه بین شوهرت و تو فاصله بیفته و همچنین شوهرت چون دور از بچه هست کمتر درگیر مشکلات بچه میشه که این موضوع برای آینده چندان مناسب نیست
حالا شوهرت نمیاد اشکالی نداره بهش بگو برای من سخته خودم بیام
شما بیا سر خیابون من هم میایم که با هم برگردیم این طوری حس مسولیت میکنه
خودت و بچه ات تنهایی برنگردید بهش بگو خیلی سخته بچه مریض میشه
اصلا هم اصرار نکن اون حتما بیاد خونه مادرت این ها
خانومی یه کم صبر داشته باش پله پله برو جلو من بهت قول می دهم با کمی صبر و حوصله می تونی دلش رو نرم کنی
اینقدر هم از خودت مایه نذار که به خاطر من بیا و اون هم همش بگه نه
نی نی گلت رو ببوس










علاقه مندی ها (Bookmarks)