خب چیکار کردید ؟ باهاش صحبت کردید ؟
تشکرشده 3,465 در 1,036 پست
خب چیکار کردید ؟ باهاش صحبت کردید ؟
تشکرشده 44 در 33 پست
سلام
آره باهاش صحبت کردم ولی تحویلم نگرفت مامانم با مامانش صحبت مامانش گفت باباش باهاش حرف نمیزنه سر سفره شام نمیاد باباش نمیزاره زیاد بیرون بره خودشم فقط خاطرات این 4 سالو خوب بالاخره شادی توش زیاد بوده و لی خانومم همش خاطراته بدو تو خاطرش میاره خودشم نمیره اقدام کنه بهش میگ تو برو اقدام کن میگه من برم تهدید میکنه ولی همش الکیه نمیدونم موندم به خدا
hamidreza65 (چهارشنبه 02 دی 88)
تشکرشده 3,465 در 1,036 پست
کار خوبی کردید که رفتید دیدنش حتی با وجود کم محلیش .
ببینید برادر خونواده همسرتون هم با این کارهاش مخالف هستند چون پای شان و منزلت خونوادگیشون در میانه .
شما خیلی عجولید . اجازه بدید اول خودشون با خودشون کنار بیان و به یه نتیجه واحد برسن بعد بهتر میشه شما وارد بحث بشید.
حوصله کنید و فرصت بدید اونها خودشون تا جایی که ممکنه جهت آروم و قانع کردنش اقدام کنن .
به نظرم حالا که پدرش هم از رفتارش ناراضیه و میخواد قانعش کنه شما دیگه حداقل چند روز یه هفته زنگ نزنید و آزادش بذارید بعد دوباره جویای حالش بشید. شاید دلایل رفتارش رو به پدرش گفت .
m.mouod (چهارشنبه 02 دی 88)
تشکرشده 83 در 46 پست
دوست عزیز hnv گرامی
لطفا توصیه های دوستان رو با دقت بخونید
مهمترین نکته ای که الان شما باید رعایت کنید (که اصلا نمیکنید) حفظ آرامشه.
شما به خاطر پریشونی خاطرتون فقط مشکلتون رو مطرح کردید اما به دنبال راه حل های ارائه شده نمیرید و دارید زمان رو ازدست میدین
با گذشت زمان جبران از دست رفته ها واقعا مشکل میشه
آروم باشید باور کنید مشکل شما حل شدنیه فقط درایت شما رو لازم داره....پس لطفا در نهایت آرامش نکات مطح شده رو بخونید و عمل کنید.
همسر شما داره شما رو تنبیه میکنه.
همسر شما لج کرده.
همسر شما داره شما رو امتحان میکنه
پس دوست محترم چراوقتی از طلاق حرف میزنه قاطعانه جواب نمیدین؟ چرا ازش می خواین که خودش بره در خواست بده؟ شما در اون لحظه فقط بهش بگین خیلی دوسش دارید و نمیتونید دوریش رو تحمل کنید.همین.
hnv گرامی ازش دور نشید. تنهاش بذارید اما این به این معنی نیست که بهش زنگ نزنید یا اصلا نبینیدش .
فقط مجبورش نکنید که با شما باشه ,تحت فشارش نذارید توصیه دوستان مبنی بر تنهایی به این معنیه که بذارید خودش تصمیم گیرنده باشه(امیدوارم منظورم رو خوب رسونده باشم)
هر روز به دیدنش برید اما فقط دیدن, که بهش بفهمونید :دلتون براش تنگ شده
خیلی دوسش دارید
می خواین کمکش کنید
وجودش براتون مهمه و واقعا نگرانش هستید
نکته ی مهم:لطفا در برابر کم محلیاش کم محلی نکنید.همون رفتار محبت آمیز رو دنبال کنید.
یه بار دیگه:همسر شما داره لج میکنه .اولش تصمیم داشته شما رو تنبیه کنه ولی حالا خودشم کم آورده.
hnv گرامی ,دوست محترم لطفابهش فرصت بدید تا آمادگی صحبت کردن با شما پیدا کنه. الان فقط بهش محبت کنید حتی اگه گفت که دیگه به دیدنش نرید.
****این مشکل کاملا عاطفی و دو نفره س لطفا بزرگش نکنید.نهایتا از پدر و مادر ها بخواین که تو این روند به شما کمک کنن اما مداخله نکنن نصیحت نکنن .... .
شما مشکلتون رو مطح کردید پس به دنبال راه حل ها نیز باشید.
poune (چهارشنبه 02 دی 88)
تشکرشده 44 در 33 پست
poune
به خدا به تمام راهنماییاتون گوش میدم ولی به امام حسین انقدر دوستش دارم شاید بی اندازه ولی نمیدونم خدا چرا با من این کارو کرد حتما حکمتی توش هست
تشکرشده 83 در 46 پست
فقط گوش کردن کافی نیست.عمل کنید لطفا.
poune (چهارشنبه 02 دی 88)
تشکرشده 44 در 33 پست
دوستایه خوبم یه سوال
مساله ما خیلی حاده میشه یکی بهم بگه
تشکرشده 1,260 در 376 پست
بزرگترین مشکل شما همین استرس بی دلیلتونه
چرا انقدر بی قرارین با این روندی که پیش گرفتین هیچ وقت نمی تونید به خودتون مسلط باشید و شرایط رو مدیریت کنید
من احساس می کنم علت اینکه خانومتون قاطی کرده همین رفتارتونه
شما قدم اولی که تو این رابطه باید بردارید محکم کردنه خودتونه وگرنه تا زمانی که شما محکم برخورد نکنید و بترسید و التماس و اصرار کنید من به همسرتون حق میدم حاضر نباشه باهاتون زندگی کنه چون شما دارید منفعل برخورد می کنید
ببخشید اگه تند شدم
mamfred (پنجشنبه 29 بهمن 88)
تشکرشده 3,465 در 1,036 پست
برادر عزیز اگه شما همینطور ادامه بدید بله حاد میشه اما اگه جدی با مسئله برخورد کنید و در جهت حل مسئله قدم مثبتی بردارید نه تنها حاد نمیشه بلکه خیلی هم ساده حل میشه .
پس یه خورده از اون اقتدار مردونه به کار بگیرید و به خانمتون ثابت کنید که مرد زندگیش هستید
تشکرشده 44 در 33 پست
دوستای خوبم mamfered *mouod
از راهناییتون ممنونم به خدا باهام با تنشم برخورد کنید ناراحت نمیشم حق دارید من شلم من ترسو هستم من خودمو باختم
از امروز به بعد خودمو میخوام محکم کنم حتما
بچه ها فکر نکنید من بیکارم از صبح آنلاینم من تو محله کارم هستم کارمم با کامپیوتره به خدا بیکار نیستم![]()
hamidreza65 (چهارشنبه 02 دی 88)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)