به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 30 بهمن 89 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1387-12-01
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    3,209
    سطح
    35
    Points: 3,209, Level: 35
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    2
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل یا دردسر

    سلام
    من شما را میفهمم واقعا حق دارید ناراحت باشید اما خانمتان هم بی تقصیره نه میتونه دل برادرش که اینقدر از نظر عاطفی به هم وابسته اند را بشکنه و نه میخواهد شما را ناراحت کنه.رابطه خواهر وبرادری خانمتان بیشتر به وابستگی تبدیل شده .من یه پیشنهادی دارم سعی کنید در خونه نمونید تا این عادتش کمتر بشه یا مثلا آیفون تصویری بزارید وقتی فهمیدی برادرشه در را باز نکنید .یا ترفندهایی از این قبیل که باید با همکاری شما وخانمتان انجام بشه.
    امیدوارم مشکلتون زودتر حل بشه

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 فروردین 91 [ 18:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-11
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    3,954
    سطح
    40
    Points: 3,954, Level: 40
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل یا دردسر

    به نظر می رسه که شما با خانواده همسرتون تفاوتهایی از نظر فرهنگی بخصوص فرهنگ معاشرتی و آداب رفتاری با دیگران ، دارید . همچنین به نظر میرسه شما از ابتدای تصمیم به چنین ازدواجی چندان با اعتماد به نفس آداب و روحیات اخلاقی و توقعات خود را به کسی که قراره بوده همسرتون بشه نگفتید که یا به دلیل این بوده که شما بنا به سن خانمتون فکر کردید ایشون عاقل و بالغه و خودش می فهمه یا به خاطر عشق و تفاهمی که بین شما و خانم بوده ، اهمیتی به بیان حریمهای مورد انتظار و روحیات معاشرتی و... خودبا دیگران ندادید
    راستش من اهل مشهد هستم وخانومم اصفهانی به دلیل مسایل کاری و شغل پدر خانومم در اهواز زندگی می کنیم در مورد مورد معاشرت که فرمودید بنده زیاد اهل رفتو آمد نیستم شاید توی یک هفته من 1 تا 2 بار بیشتر خونه مادر خانومم سرنزنم قبل از ازدواجمون همسرم بیشتر خصوصیات و اخلاقیات منو می دونست
    اگه برادر خانوم یک ماه خونه ما نیاد بعد از یک ماه بخواد بیاد دوباره همون حسو و حال رو نسبت بهش دارم وقتی هم که میاد خونمون اصلا باهاش حرف نمی زنم ساکتم به نظر خودم دلیل این همه مسایل نزدیک بودن خونه ما به خونه پدر خانومم هستش که باعث میشه وقت و بی وقت اینجا باشن
    حس و حالی که من نسبت به برادر خانومم که 13 سالشه دارم خیلی فرق می کنه با اونی که 18 سالشه شاید از برادر خانومم 80 درصد بدم بیاد ولی از اون یکی دیگه 18 ساله 30 درصد فقط
    هر چی هم که می خوام خودمو کنترل کنم که وقتی میان خونمون این حسو وحال رو نسبت بهشون نداشته باشم نمی تونم مخصوصا در مورد اونی که 13 سالشه
    یه موضوع دیگه ای هم هست که شاید بشه گفت گیر دادن
    چون خانومم رشته ای که خونده پرستاری بوده هر مشکلی که پیش میاد به همسرم می گن منظورم خانواده خانوم هست ولی خوب هر چیزی هم حدی داره می خوان برن دکتر به همسر من میگن براشون وقت بگیره خیلی ببخشید می خوان برن امپول بزنن همسرم باید باهاشون بره یه روز یه مشکلی برای برادر خانومم که 13 سالشه پیش اومد که دکتر 6 تا آمپول داده بود که باید هفته ای 2تا می زد هر وقت که می خواست بره دکتر هی زنگ میزد به همسر من ؛ خوب منم ناراحت شد گفتم یعنی کسه دیگه ای خونتون نیست که باهاش بره در صورتی که مادر خانوم پدر خانومم و حتی خواهر دیگه خانومم خونه بودن برادر خانومم تنا نمیرفت با برادر دیگه اش با ماشین میرفتن ولی بازم به همسرم میگفت اگه تو نیایی منم نمیرم خوب منم عصبانی میشدم میگفتم چه ربطی داره.
    دیگه نمی دونم چیکار کنم

    خدايا دلم پر از آرزوهاي بزرگ است و دستم خالي...يا دستم را با کرمت پر کن ،يا دلم را از آرزو خالي..

  3. #13
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: مشکل یا دردسر

    برادر عزیز
    پیداست که همسر شما به واسطه فرزند ارشد بودن ، و احتمالاً سیستم سالار بودن فرزند ارشد در این جور خانواده ها به نوعی اعضاء خانواده رو به خود وابسته کرده .

    و احتمالاً اشکال اساسی اینه که پدر و مادر در جایگاه خود نیستند ، همسر شما هم که هم ملاحظه گره ، هم به نوعی فقط عاطفه خرج کرده برای اونها و به عبارتی صلح کله در رابطه با خانواده .

    شما تعدیل کنید ، یعنی از طرفی از حساسیتهای خود کم کنید از طرفی جدی و قاطعانه با همسرت روندی متعادل و همه جانبه و منصفانه برای زندگیتون طراحی کرده و به آن پای بند باشید .

    نزدیک بودن محل زندگی زمینه را برای تداوم وابستگی اونها به همسر شما فراهم کرده . شما فرمودین به خاطر کار پدر خانومتون تو اهواز زندگی می کنید . دقت کردید شما هم پذیرفتید که وصل باشید و مستقل نباشید . چون جای سئواله که کار پدر خانم شما چه ربطی به زندگی شما داره که چون ایشوت کارش اونجاست شما هم مجبوری اونجا باشید ؟؟ ( لطفاً این بخش صحبتتون را واضح بفرمایید )

    یکی دیگه از حساسیتهای شما با این برادر خانم شاید نوع محبت و حس مادری همسر شما به این برادرشه ، که به نوعی شما رو از نظر حسی برانگیخته کرده .

    در هر حال دوری محیط زندگی هم یکی از راه کارهای مناسب برای قطع وابستگی است . و نکته دیگر این که همسر شما در رابطه با مسئولیتهای بزرگترای خانواده ( پدر و مادر ) خودش رو کنار بکشه ، چون این روند اصلاً مطلوب نیست . حتی اگه این وضعیت و روند خانم شما مورد رضایت و خوشآیندی پدر و مادرش هم باشد ایشون نباید ادامه دهند ،

  4. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (جمعه 18 دی 88)

  5. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 فروردین 91 [ 18:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-11
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    3,954
    سطح
    40
    Points: 3,954, Level: 40
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل یا دردسر

    نزدیک بودن محل زندگی زمینه را برای تداوم وابستگی اونها به همسر شما فراهم کرده . شما فرمودین به خاطر کار پدر خانومتون تو اهواز زندگی می کنید . دقت کردید شما هم پذیرفتید که وصل باشید و مستقل نباشید . چون جای سئواله که کار پدر خانم شما چه ربطی به زندگی شما داره که چون ایشوت کارش اونجاست شما هم مجبوری اونجا باشید ؟؟ ( لطفاً این بخش صحبتتون را واضح بفرمایید )
    اگه من توی اهواز زندگی می کنم فقط به خاطر اینکه همسرم کارمند هستش ربطی به پدر خانومم نداره
    در مورد اینه که گفتید چون همسرم فرزند ارشد هستش بیشتر مورد توجه هست باید بگم که نه اینطوری نیست اتفاقا برادر خانومم که فرزند آخره (13) از بعقیه اعضا خانواده بیشتر مورد توجه هست مخصوصا برای پدرش
    از لحاظ خانواده همسرم چون توی خونه کمتر کسی کار می کنه و همه کارا به دوش مادر خانومم هست درسته که 4 تا بچه دیگه توی خونه هست ولی خوب همه کارا رو مادر خانومم و در بعضی مواقع خانومم انجام میده که فقط این کار همسرم به خاطر دلسوزی و مشکلات جسمی که مادرشون دارن هست
    یکی دیگه از حساسیتهای شما با این برادر خانم شاید نوع محبت و حس مادری همسر شما به این برادرشه ، که به نوعی شما رو از نظر حسی برانگیخته کرده .
    اره خوب درسته راستش اولا این حس بیشتر بود ولی الان کم شده البته از لحاظ رفتاری مادرانه همسرم با برادرش هم همینطور اولا شاید حسودی میکردم یه روز پنجشنبه برادر خانومم از مدرسه یه راست اومد خونه ما (شانس ما هم مدرسه اش هم نزدیک خونه ما) بعد خانومم براش یه لیوان شیر با ظرف بیسکویت آورد البته فقط برای اون خوب ما گفتیم که حداقل نهار بخوره میره دیگه دیدیم نه شب خونه ما خوابید دوباره باز فردا نهار موندش تا شب شام خورد و رفت اما حالا این رفت و آمد ها کمتر شده ولی احساس من نسبت بهش نه الان دیگه پنجشنبه یا جمه نهار یا شما باید خونه ما باشه مثلا اینه که فقط برای نهار یا شام میاد اگه ما ساعت 7 شب شام بخوریم بعدش پا میشه میره اگر هم ساعت 12 شب شام بخوریم می مونه تا 12.
    همیشه فکر میکردم عامل دعوا زن و شوهر ها بیشتر به خاطر اختلافاتیه که بینشون پیش میاد فکر اینو دیگه کرده بودم که مشکلات این طوری هم می تونه باشه.

    گريه نمي کنم نه اين که سنگم گريه غرورم رو بهم ميزنه
    مرد براي هضم دل تنگي هاش گريه نمي کنه قدم ميزنه
    [color]
    [size=medium]

  6. 2 کاربر از پست مفید alizadeh تشکرکرده اند .

    alizadeh (جمعه 18 دی 88)

  7. #15
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: مشکل یا دردسر

    ببينم نميشه شما براي چند هفته ي متوالي آخر هفته ي پر هيجانتري داشته باشين؟با خانمتون برنامه ريزي كنين البته بدون هماهنگي با خانواده همسرتون...5شنبه و جمعه رو برين گردش و تفريح و .....يه جايي برين ديگه.....بذارين برادر خانمتون چند هفته برنامش بهم بخوره ببينيد چي ميشه!!؟؟

  8. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 فروردین 91 [ 18:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-11
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    3,954
    سطح
    40
    Points: 3,954, Level: 40
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 196
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل یا دردسر

    :منظورتون اینه که بریم این جوری خوش باشیم اخه
    تازه یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک.....



 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.