خب آسمان ابری عزیز
ببین دختر خوب شما لازمه ایشون رو از موقعیتی که موجب اعتماد شما شده بوده بیرون بکشی و بررسی کنی .
باید ایشون رو در خانواده شهید بودنش ببینی نه خانواده شهید بودن رو در ایشون .
حکایت پسر نوح رو که شنیدی ، که با بدان بنشست و خاندان نبوتش برفت از یاد .
به نظر میرسه این آقا فرد بی ثبات و دارای وسواس فکری بوده و با توجه به این که گفتی قبلاً با دخترای دیگه رابطه داشته ، خوب بعید نیست بعد از مدتی با شما هم که راحت باهاش کنار اومدی حالت سیراب شدن پیدا کرده و دیگه براش جذابیتی نداشتی که اگه اینطور بوده باشه این نشونه اینه که ایشون معیار دقیق و درستی برای انتخاب نداشته و شاید فقط خواسته ازدواج کنه و شما در مسیرش قرار گرفتی اما نداشتن هدف مشخص او رو وازده کرده ، در این صورت مطمئن باشید که اگه زندگی شما به ازدواج هم می رسید با هم مشکل پیدا می کردید .
حالا من از احتمالات خودم برای آنالیز می گذرم و بیشتر از این را نمی گویم .
از شما می خواهم او را بیرون از اعتماد و محلهای اعتمادت بررسی کن و ببین چه تناقضاتی درش دیدی ، ؟ چه رفتارهایی در اون الآن که فکرش رو می کنی برات قابل قبول نیست ؟ چه چیزهایی رو فقط به تصور این که اون عاقل تره پذیرفتی اما الآن خودت قبول نداری ؟
خوب آنالیز کن و نتیجه بررسی هات رو بیا بگو تا با هم پیش بریم . ( عجله هم نکن ، خوب و منصفانه بررسی کن و قلم و کاغذ بردار و یادداشت کن )
منتظر نتیجه ام .








علاقه مندی ها (Bookmarks)