آقایون گاهی نا خواسته ما رو ناراحت می کنن و خودشون اصلا متوجه نمی شن وقتی هم سربسته بهشون میفهمونیم که ناراحتیم خیلی گذرا ازش میگذرن
بعضی وقتا دلم نمی خواد یه سری حرفا تو دلم بمونه ولی چون به حرفام گوش نمی کنه تلمبار می شه
دنیای خانوما با آقایون فرق می کنه قبول
آقایون خسته هستن درست
ولی گاهی یه محبت کوچولو آدمو به زندگی دل گرم می کنه
چرا وقتی دلم می گه به همسرم محبت کنم باید یاده بیمهریاش بیافتم و جلوی خودمو بگیرمو نرم سمتش که بگم دارم تلافی می کنم بدون بی تفاوتی چه مزه ای داره
چرا وقتی نیاز دارم بغلم کنه باید خستگیشو درک کنم ولی وقتی خودم خسته امو اون نیاز داره بازم باید درک کنم
اگه یه رنگی رو به همسرم پیشنهاد بدم و بگم که این لباس و بخر خیلی راحت می گه این در شان من نیست سوسول بازیه مردونه نیست و.... ولی اگه من یه چیزی رو دوست نداشته باشم سریع میگه تو اصلا به سلیقه ی من تو لباس پوشیدنت بها نمی دی من دوست دارم فلان لباس و فلان کفش و فلان کیف و بپوشی و .... خوب من به همه ی این نظر ها اهمیت میدم چون خودمم دوست دارم ولی انتظار دارم اونم یکم اهمیت بده
همسر من شدیدا روز آرایش و مدل مو و لباس حساسه مثلا می آد خونه می گه خط چشمتو بد کشیدی
سایت کم رنگه مدل موهات تکراریه ابروهاتو آرایشگر بد برداشته چرا دمه ابروتو کوتاه کردی چرا پایه ی مشت به قرمزی می زنه چرا ناخوناتو ایندفعه کوتاه کرده و.... به همه ی این چیزها با ذره بین نگاه می کنه و وقتی من همه رو رعایت می کنم میگه تغییری نکردی!!!!!!!!
نه اینکه من بخوام به اصرار اون این کار ها رو بکنم نه خودمم دوست دارم ولی اون دیگه خیلی حساسه حداقل نمی کنه تو ذوقم نزنه اگه خوشش نیاد همون لحظه اول میکه
ترانه ی عزیز ممنون
بارها این کار و کردم و وقتی تو ذوقم زده یکم ناراحت شدم و قیافمه گرفتم ولی سریع عکس العمل نشون میده و میگه باز من یه چیزی گفتم تو اخمات اومد پایین جنبه نداری حالا باید منتت و بکشم تا دوباره برگردی به حالت عادیت آدم جرات نمی کنه به تو حرف بزنه ببخشید اصلا حرف زدم غلط کردم و .... یکاری می کنه آدم پشیمون میشه









علاقه مندی ها (Bookmarks)