سلام دوستان و سارای مهربون
یکی از مطالبی رو که میخواستم در تاپیک فراسوی ذهن بیان کنم ولی فرصت نشد همین موضوعی هست که در چند پست آخر این تاپیک میبینم
اول از همه بی تعارف میگم که خیلی از ما که بارها در تالار و مطالب آموزشی آن وکتاب های روانشناسی و... چرخی زدیم داریم اشتباه میریم و از بسیاری از اهداف اصلی دور میشیم !مخصوصا درباره ی راهنمایی و مشاوره برای ازدواج
من بهتون اطمینان میدم که اگر کسی هزار تا راهی که مشاوران و دوستان میگن رو بره ولی کاری رو که دوست داره و دل و احساسش میگه رو انجام نده و فقط به این فکر کنه که کجا باید چطور رفتار کنه!
یه جایی می بره و کم میاره،به قول دوستان چون از خودش دور شده...
برای مثال اگر سارای عزیز و یا هر دختر و پسر دیگه ای با این همه شوق میاد و از حسش میگه و در ضمن از لحاظ روحی و شرایط تناسب نسبی رو با طرف داره ،اولین چیزی که بهش میگیم دقت کردید چه چیزهاییه!(در مورد خودمون هم همینطور):
اول از همه تشویقش میکنیم به وسواس شدید و نه میانه روی(خلاصه گفتم)
حالا اومد و این آقا یه جایی در این همه چالش و ریز بینی بیش از حد ،کم آورد و در نهایت هم این خانم ردش کرد و حالا هی این سناریو چند بار تو زندگیش پیش بیاد ...
میدونید آخرش چی میشه؟
من میگم:وسواس فکری و سرخوردگی وخدایی نکرده در آینده پشیمانی های جبران ناپذیر
پس عزیزان تعادل بهترین روش است
هر چیزی به اندازه!
سارای عزیز سعی کن طوری رفتار کنی که بعدها به روح و قلبت بدهکار نباشی!
قبل از ازدواج هم باید خوب چشم ها رو باز کرد ولی دنبال گل بی خار بودن اشتباهه محضه
بیایید اینقدر همدیگرومخصوصا خودمون رو به اسم شناخت وآگاهی و محک و چالش به سختگیری های بنی اسرائیلی تشویق نکنیم.
موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)