به نظر من از ازدواج با ايشون بگذريد.شما با جون و دل ايشان را هنوز نپذيرفته ايد. من هم با كسي تو زندگيم آشنا شدم كه يك سال از من كوچكتر و خوش اندام و داراي مدرك دكتراي مديريت بازرگاني از يك دانشگاه معتبر كانادا و داراي مليت كانادايي و فرانسوي و ايراني ( داراي هر 3 پاسپورت) و به من هم علاقمند بودند و خانواده ي اصيلي دارند. زيباييشون هم خوب بود اما خوب اون شعله ي عشقي كه من دنبالش بودم را در دلم بوجود نمي آوردند. اين بود كه به دلم و خودم دروغ نگفتم و موضوع ازدواج با ايشان را فراموش كردم.البته با ايشان هنوز كمابيش ارتباط از راه دور دارم و خيلي راجع بهش فكر كردم اما خب تصميم گرفته ام با عشق ازدواج كنم. ما حدود يك سال و نيم اينترنتي در ارتباط بوديم. و از نزديك همديگر را نديده ايم. احساس مي كنم شايد اگر با ايشان ازدواج كنم ممكن است از نظر احساسي حس شديدي شكل نگيرد و حسرت بخورم.
منظورم اينه كه آدم يا نبايد ازدواج كنه يا وقتي كرد نبايد با ديدن ديگران حسرت بخوره و احساس كنه كه انتخابش از هر لحاظ كامل بوده. چون اين يك مسئله ي مادام العمره و اگر توش دقت كافي نشه شايد خيلي از حسرت ها تا آخر رو دل آدم بمونه. خلاصه مي دانم كه مسئله ي بسيار سختيه اين دو دلي و ترديد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)