فعلا اینجا کسی نگفته که سازش کن
سازش جایی معنا دارد که نتیجه داشته باشد ،البته اونم معنیش مبارزه با مشکلات هست ،نه سازش
شما هنوز اول جوونیته
تو خونه حبس می کنه یعنی چی؟به چه حقی؟
بهتره تا دیر نشده تکلیفتون رو با زندگیتون روشن کنید
تشکرشده 4,222 در 1,018 پست
فعلا اینجا کسی نگفته که سازش کن
سازش جایی معنا دارد که نتیجه داشته باشد ،البته اونم معنیش مبارزه با مشکلات هست ،نه سازش
شما هنوز اول جوونیته
تو خونه حبس می کنه یعنی چی؟به چه حقی؟
بهتره تا دیر نشده تکلیفتون رو با زندگیتون روشن کنید
gole maryam (دوشنبه 02 آذر 88)
تشکرشده 1,260 در 376 پست
سلام مینای عزیز
اگر عصبانیت همسرتون همیشگیه و این رفتار در شخصیت ایشون نقش داره عوض کردن ایشون کار سختیه
اشتباه شما این بوده که بدون هیچ شناختی با ایشون ازدواج کردید و اشتباه دومتون این بوده که در همان دوران عقد که شناخت پیدا کردید باز هم ادامه دادید
حالا اشتباه سوم رو انجام ندهید از همسرتون بخواهید که برای تغییر رفتارش تلاش کنه و با شما نزد مشاور بیاد اگر قبول نکرد بهتر یکم بترسونیدش تا حس کنه داره شما رو از دست میده شاید اینطوری به خودش بیاد
شما یک زن مستقل تحصیل کرده هستید پس از حقوق طبیعیتون دفاع کنید
mamfred (دوشنبه 02 آذر 88)
تشکرشده 0 در 0 پست
الیته حقوق دریافتی من خوبه و میتونم مستقل باشم و از پس خودم بر بیام ولی در کل از آینده بعد از طلاق میترسم اونم تو این جامعه
تشکرشده 4,203 در 1,431 پست
خواهر عزيز فكر ميكنم مشكلات اساسي زندگي شما با تاپيك و تالار و....حل نميشه.......بهتره به يه مشاور خانواده مراجعه كنيد تا مشكلاتتون رو ريشه يابي و حل كنن!!!
مشكلات شما مثل تعدادي نخ به هم پيچيده كه باي حل هر كدوم بايد قبلي رو حل كرد و همين طور ادامه داره........
به نظر من با مشاوره ي حضوري بهتر نتيجه ميگيرين تا نت!!
شما به قدري در مقابل همسرتون كوتاه اومدين كه ديگه همه الطاف شما رو به چشم وظيفه تون نگاه ميكنن!!!
چه معني داره هر جور كه مادرت رو دوست داري مادر شوهرت رو هم دوست داشته باشي.......
اين ها علنا نقض آزادي شما رو نشون ميده!!!!!!!!
تشکرشده 6,302 در 1,293 پست
هیچ کس رو نمی شه تغییر داد مگر اینکه بخواد تغییر کنه .
خوشبختانه شما دید بازی به مسائل زندگیتون دارید پس با همین دید تمام مشکلات و خوبی ها رو بسنجید و بعد تصمیم عاقلانه ای بگیرید . همینطور که امروز دیدتون به زندگی باز هست نسبت به زندگی بعد از طلاق هم دیدتون رو باز کنید .
اینجا کسی به شما نمیگه سازش کن اما همه اینو میدونیم که طلاق آخرین راهه . شما وقتی برای طلاق تصمیم بگیر که مطمئن بشی هیچ وقت از تصمیمی که گرفتی پشیمون نخواهی شد .
پس همانطور که مامفرد گفتند تلاشت رو بکن که روزی حسرت نخوری که برای بهبود زندگیت کاری نکردی و عجولانه تصمیم گرفتی . خوب اگر بعد از تلاش واقعا به این نتیجه رسیدی که هیچ راهی نیست و این بهترین تصمیمه پس عاقلانه تصمیم بگیر و پای تصمیمت بایست و عواقبش رو هم بپذیر (همه میدونیم که زندگی بعد از طلاق هم مشکلات خاص خودش رو داره )
شما بزرگترین مشکلتون اینه که از دو فرهنگ متفاوت هستید .
زندگی جاری خواهرتون چطور هست ایشون در زندگیشون مشکلی ندارند؟؟
تشکرشده 12,544 در 2,270 پست
مینای عزیز
وقتی همسرتون خیلی راحت داره میگه بریم طلاق بگیریم یعنی اینکه ایشون هم از این زندگی ناراضیند.
شما می تونی یه بار بشینی واز همین آقای بیسواد بخوای که دلایل ناراحتیشو عنوان کنه؟ اونارو یادداشت کن وبرا ما مطرح کن. الان برا تصمیم گیری خیلی زوده. بررسی بیشتری نیاز داره.
بنظر من وقتی میگه مادر من رو هم مثل مادر خودت دوست داشته باش ، برخلاف ظاهرش، خیلی احساساتیه خانواده دوسته و از شما عدالت میخواد تو روابطتون با خانواده ها. شما رو فردی می دونه که به خانواده خودتون بیشتر از خانواده او بها میدید.
پس: پای حرف دلش بشین وترغیبش کن که بیشتر ازت انتقاد کنه. هر جمله ای که بگه برا شما وبهبود زندگیتون می تونه موثر باشه![]()
baby (دوشنبه 02 آذر 88)
تشکرشده 0 در 0 پست
ایشون توقعاتش خیلی زیاده مثال میزنم خوب من سر کار میرم وقتی برمیگردم خونه ساعت شش غروب فقط میرسم یه مختصر جمع جور کنم و شام درست کنم وبعد دوباره بساط شام و جمع کنم و بشورم و جمع جور کنم در کل میتونم در هفته دو یه سه بار خونه رو گردگیری و .... اون همش از خونه ایراد میگیره ما طبقه اول هستیم و دور و برمون زمین خاکی امروز گردگیری میکنی فرداش گرد و خاکه با اینحال وقتی میریم خونه خواهرش که خونه دار از دیشبش ظرفا تو سینکو خونش بهم ریختس یا اینکه میگه تو به من نمیرسی به من نمیگی لباست کثیف شده در بیار بشورم نمیایی جوراب منو از پام در بیاری و بشوری واقعا محبت رو تو این چیزا میبینه من مغزم سوت میکشه این حرفا رو میشنوم همیشه پنچ شنبه شب میگه بریم خونه مامانم و شب هم باید اونجا بمونیم و جمعه بعد از ظهر برگردیم تعطیلی آخر هفتم هم اینه آخه من چه جوری باید به کارای عقب افتادم برسم من تا حالا یک کادو هم از مامانش نگرفتم ولی تا حالا تو مناسبتا بین مامانامون فرق نذاشتیم میگه نباید فرق بذاری در صورتی که مامان من تو همه مناسبتا تولد سالگرد ها عیدی ها بهمون کادوی خوب میده واقعا بین این دو تا فرفی نیست
تشکرشده 4,222 در 1,018 پست
یه خواهش
اگه مزیتی دارن میتونید چند تاشو بگین؟
تشکرشده 0 در 0 پست
چیزی که خودش و خونوادش میگن اینه که "خدا رو شکر کن سالمه معتاد نیست کار میکنه و پولاشو جمع میکنه و ولخرج نیست تو این زمونه پسر سالم کم گیر میاد"
به نظر خودم تنها چیزی که باعث شده تا حالا واسه موندن مردد بشم اینه که بعد از هر ناراحتی و قهری بلافاصله میاد سراغم و معذرت میخواد و میخواد که از دلم در بیاره چند دفه که واسه قهر رفتم خونه مامانم هر روز میومد و گریه و پشیمونی ..... ولی من واقعا از این اوضاع خسته شدم چقدر قهر و آشتی با این همه سعی نمیکنه اخلاقشو خوب کنه اصلا رو رفتاراش کنترل نداره دوباره توهین و تحقیر
تشکرشده 22 در 12 پست
خيلي جالب است چون من ديشب داشتم راجع به اين حرف با دوستم صحبت ميكردم . اينكه بقا و ادامه ازدواج ها در ايران بر مبناي مصلحت انديشي است و نه عشق و انگيزه شخصي. چيزي به نام عشق در زندگي وجود ندارد ولي به دليل اينكه شخص موردنظر سالم است ! معتاد نيست! و هزاران ويژگي ديگر خودمان را توجيه كنيم و زندگي را ادامه دهيم .
اما به نظر من هيچكدام از اين دلايل و توجيهات عاقلانه و مصلحت آميز جاي علاقه عميق و دوستي صميمانه را نميگيرد. زندگي بدون عشق و براساس مصلحت و ترس از آينده و... مانند خوردن آدامس است . دهان و دندان مي جنبند اما مزه اي به انسان نمي رسد.
miran92 (سه شنبه 03 آذر 88)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)