سلام
آقای آرمان آنچه که لازم بود دوستان گفتند اما من هم چند نکته میگم خدمتتون.
ببینید برادر من شما الان یه فکری زده به سرتون و هوس کردید برید تهران . این باعث شده که شما انقد از شهرستان و محل کار و مسئولین اداره و حتی فامیلتون ایراد بگیرید و تصمیم بگیرید به رفتن .شما میتونید ادامه تحصیل بدید مثل دیگران .لازم نیست که حتما" خونه و زندگی رو یا ببرید اونجا یا خونواده تون رو رها کنید و تنهایی برید. اگه برای کارشناسی ارشد میخواید درس بخونید هر روز که کلاس ندارید و میشه رفت و برگشت .البته سختی داره اما سختیش به کمتر از کندن از خونه ست. ( با عرض پوزش از دوستان تهرانی ، قصد بدی ندارم ) چرا فکر می کنید تهران محل پیشرفت و فرهنگ و درآمد بیشتره ؟ اونجا شاید حقوق و مزایای بیشتری بگیرید اما هیچ دقت کردید چرا این افزایش حقوق به چه علته ؟ به علت همین گرونی اونجاست از خوراکی گرفته تا کرایه خونه و کرایه تاکسی و آژانس و ... به علت طولانی بودن مسافت ها . شهرهای بزرگتر به مراتب دردسرهای بیشتر و بزرگتری دارن که اینو ساکنین اونجا بهتر میدونن و دوستان تایید کردم و گفتند .
اقای آرمان اگه قرار باشه بقیه تحصیلکرده ها و امثال شما بخوان شهرستان خودشون رو رها کنن و برن یه شهر بزرگتر پس تکلیف اون شهرستان چی میشه ؟؟؟ کی باید در جهت پیشرفت و بهتر شدم اوضاع اونجا تلاش کنه ؟
شما جدای از بستگان، اونجا یادگاری دارید یه یادگار که هرجا برید امکان نداره از فکرش بیاید بیرون دلتون براش تنگ میشه . صفا و صمیمیتی که تو شهر کوچیک هست تو شهر بزرگ کمتر پیدا میشه.تا جایی که من شما رو میشناسم ،اگه برید تهران خیلی بیشتر از دیدن و شنیدن و لمس کردن یه چیزهایی ناراحت و آزرده خاطر میشید تا شهر خودتون مطمئن باشید.
میگن آواز دهل از دور خوشه .شما برای خو دتون یه برنامه هایی چیدید و در نظر دارید اما همیشه همه چیز طبق خواسته و مراد ماپیش نمیره .انوقت اگه چیزی که میبینید با چیزی که تو فکرتون بود و منتظرش بودید مطابقت نداشته باشه ، خدای نکرده سرخورده میشید و احساس شکست میکنید
شما سعی کنید خونه تون رو منتقل کنید جایی نزدیک به محل کارتون تا برای رفت و آمد اذیت نشید.
تو این دوره کلا" روابط فامیلی کمرنگ شده و این فقط مشکل شما نیست در ثانی برای حل این مشکل رفتن به شهر دیگه راه حل خوبی نیست . این رابطه به مرور زمان خودش درست میشه .
خونواده تون که با شما نمیان تهران پس باید تنهایی برید تنهایی زندگی کردن هم برای یک نفر خیلی سخته و اتفاقات ناگوار زیادی منتظر یک آدم تنهاست ! از طرف دیگه خونواده تون به شما نیاز دارن و بدون شما دیگه اون بندگان خدا کاملا" تنها میشن البته خدا رو دارن .
همونجا سرکار و زندگیتون بمونید اما برای ادامه تحصیل تلاش کنید و اگه شهرستان دیگه قبول شدید انشاء الله میشه هم درس بخونید و هم زندگیتون سرجاش باشه .
فقط قبل از هر اقدامی کاملا" جوانب کار رو در نظر بگیرید و نسنچجیده عمل نکنید .
چرا عاقل کند کتری که باز آرد پشیمانی ؟
سعدی میگه : تا نکنی جای قدم استوار ............پای منه در طلب هیچ کار !!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)