به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15

موضوع: +چرا من؟

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 14 دی 90 [ 15:42]
    تاریخ عضویت
    1386-12-18
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    4,324
    سطح
    41
    Points: 4,324, Level: 41
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    65

    تشکرشده 67 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا من؟

    باران عزیز، ممنونم از پاسخت اما اینم واسم توضیح میدی که چطور میشه با هدف ازدواج شناخت پیدا کنیم اما درگیر احساسات نشویم؟مگر روحیات عاطفی جزو کاراکتر یک فرد نیست؟من فکر میکنم شناخت واقعی یک نفر در طول زمان ایجاد میشه و آیا جلوگیری از احساسات در طول زمان کار درستیه؟
    برای من تصور اینکه تصمیم به ازدواج با فردی داشته باشم که منطقم تاییدش کنه اما هنوز دوستی و محبتی بینمون شکل نگرفته باشه غیر ممکنه و اینجوری فکر نمی کنم هیچ وقت به نتیجه برسم!

    فرشته مهربون خیلی زیاد از شما ممنونم، راجع به منم دقیقا همینطوره که گفتی! من فکر کنم خدا شما رو مامور کرده که منو تو حل مسائل لاینحلم کمک کنی به نظرم قلمت هم خیلی خوبه احتمالا دستی توی ادبیات داشته باشی :P به هر حال برات آرزوی موفقیت دارم خانم مهربون
    می دونی یادم میاد علیرغم اینکه دوستم اوایل دوستیمون خیلی برام مایه میذاشت اما بعد از اینکه یکی دوبار با هم بحثمون شد یهو خیلی خودشو عقب کشید و با اینکه آشتی کردیم بعدش اما دیگه در مقابل تلاش من برای صمیمیت بیشتر همراهیم نمی کرد، اگه ازش چیزی می خواستم پشت گوش مینداخت و انجام نمی داد برنامه ای هم اگه من میداشتم یکی در میون بهونه میاورد و نمیومد، وقتی هم که شکایت میکردم عذرخواهی می کرد و می گفت درست میشه اما بازم همون بود...نمی دونم آیا اینا هم علامت همون جاذبه اولیه بود که حالا به دافعه تبدیل شده بود یا نه؟ مطمئنم که بخشی از اشتباه به خاطر عدم مهارتهای من بوده که نتونستم هم خلا احساسی اون رو پرکنم (خودش می کفت جور دیگه ای بلد نیست محبتشو ابراز کنه) هم پایه های دوستیمون رو محکم تر کنم...
    راستش من ازش انتظار تعهد نداشتم چون توی شناخت هم و پیشرفت صمیمیت به مشکل خورده بودیم اما برعکس من اون وقتی که بهش گفتم تصمیم گرفتم بیش از این ادامه ندم خیلی آشفته شد و گفت دوست نداره به هم بزنیم اصرار کرد که حداقل میتونیم ذوستای معمولی بمونیم. من هیچ کدوم رو قبول نکردم اما اشکال اینجاست که پیش حودم هنوزم شک دارم! انگار که کارم مثل فرار بود به خودم میگم شاید اگه یه فرصت بیشتری می دادم و کات نمی کردم یا با کمی مدارای بیشتر میشد که اون محدودیتهای من رو بپذیره و مشکلات رو یکی یکی برداریم از سر راهمون و به یه تعادلی شایدم یه تعهدی برسیم.
    البته به قول باران 68 چشم پوشیدن از تفاوتهای فرهنگی و مذهبی کار راحتی نیست اما همه چیز زندگی که همیشه با عقل جور در نمیاد! شما فکر نمی کنید من اشتباه کردم و ارزش عشق -اگر یه زمانی بین ما به وجود میومد- بالاتر از همه اینا قرار می گیره؟
    اگر روح خداوندي دميده در روان آدم و حواست
    پس اي مردم خدا اينجاست ....
    خدا در قلب انسانهاست
    به خود آي

  2. کاربر روبرو از پست مفید yasesepid تشکرکرده است .

    yasesepid (سه شنبه 26 آبان 88)

  3. #12
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: چرا من؟

    سلام

    دختر خوب ، به قول بزرگان در اگر نتوان نشستن .

    در رابطه ای که صرفاً برای دوستی و نه تعهد و ازدواج بنا نهاده شده ، چرا این همه شما دغدغه و کاش و اگر در ذهنت می کاری و آشفتگی را مهمان دلت می کنی.

    بگذار صریح به شما بگم ، که این حال امروز نشونه وابستگیه ، و البته این در خانمها طبیعیه چون عنصر عاطفه در زنها مقدم تره ، اما اطلاع از این حالت دلیل توجیح آن آن نمی تواند باشد ، بلکه اطلاع ، باید انگیره کسب مهارت را بدهد

    این آقا خلآء عاطفی داشته و شما رابرای پر کردن این خلاء و بعد هم تأمین نیاز طبیعی جنسیش مناسب دیده ، و برای همین پیشنهاد دوستی داده .

    حدس می زنم آقای استاد از وجهه اجتماعی خوبی برخورداره ، به گونه ای که کسی تصور اینجور رابطه ها رو در موردش نکنه .... ، و شما را هم فردی مقید به حفظ آبرویتان دیده ، اگر این بوده باشه ، باید بگم اینجور مردان بیشتر متمایل به برقراری رابطه با دخترانی مثل شمایند ، چرا ؟
    چون تصور می کنند با وجود چنینن دختری آبروشون هم محفوظ می مونه و کسی به اهل اینجور رابطه برقرار نش ، پی نمی بره . دلم می خواهد پاسخ شما را داشته باشم که آیا واقعاً وجه ای که گفتم و.... را دارا هست .

    اگر جوابت مثبته ، پس شما را از این جهت مناسب دیده .

    پس به خودت ارزش بیشتری بده و باورتان را در مورد این که شخصی بهتر از این آقا هم میتونه مرد زندگیت باشه تقویت کن .

  4. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (پنجشنبه 05 آذر 88)

  5. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 مهر 04 [ 01:08]
    تاریخ عضویت
    1388-2-21
    نوشته ها
    1,178
    امتیاز
    33,958
    سطح
    100
    Points: 33,958, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    6,023

    تشکرشده 6,302 در 1,293 پست

    Rep Power
    141
    Array

    RE: چرا من؟


    وقتی که قصد ازدواج باشه عامل دوست داشتن و به دل نشستن مهمه اما نباید به احساسات و عواطف به حدی پر و بال داد که مانع از شناخت و دیدن واقعیت ها بشه .برای شناخت روحیات عاطفی یک فرد راه های زیادی هست (سنجیدن روحیات در شرایط مختلف و یا روابطش با دیگران به خصوص خانواده و...). درگیر احساس و عواطف شدن باعث می شه که ما با اینکه به شناخت ها و نقاط ضعفی پی بردیم چون دوست نداریم دست از عواطفمون بکشیم (وابستگی) چشم ها رو روی این حقایق می بندیم و می گیم انشاالله مشکلی نیست با اینکه ما متوجه مشکلات هستیم. و گاه خیلی زودتر از این حرف ها درگیر می شیم و مانع می شه که به فکر شناخت باشیم و فقط به جنبه عشقی قضیه نگاه می کنیم .



    شما حسرت این رو می خورید که چرا در رابطه ای که هدفش فقط دوستی است عشق به وجود نیاوردید ؟ چرا برای خودتان بیش از این درگیری احساسی ایجاد نکردید ؟این حسرت ها و اگر ها جای تعحب داره .....

    من احساس می کنم شما این آقا رو ایده آل میدونستید حالا به هر دلیلی . ممکنه به قول فرشته به خاطر موقعیت بوده باشه و... . الان هم می گید ای کاش کاری می کردم که عشق به وجود بیاد و حتما شاید بعدها تصمیم ازدواجی هم به وجود می آمد ..............؟؟؟

    هستند کسانی که فقط صرف رسیدن به امیالشون حرف از ازدواج و قصد ازدواج می زنند و بعد هم راحت انکار می کنند و میرن دنبال زندگیشون . دیگه این آقا که از اول گفته دوستی........

    عزیزم این که شما تو یک رابطه بخوای عشق رو به وجود بیاری و جایگاه خودت رو که باید مطلوب باشی نه طالب از دست بدی اصلا لذتی نداره و ارزش خودت رو از دست خواهی داد . همیشه باید تو هر رابطه ای ارزش خودمون رو زیر سوال نبریم .

    چقدر شنیدیم که زن اهل ناز است و مرد اهل نیاز ، زن مطلوب است و مرد طالب . واقعا وقتی این جایگاه ها حفظ بشه هم زن هم مرد احساس لذت خواهند کرد .

    من احساس می کنم شما براتون احساسات و عواطف مهمه و دوست دارید که این فاکتور در طرف مقابلتون حتما باشه . به رابطه ای که خودتون هم پی بردید که غلط بوده و گذشته فکر نکنید و "شاید و اگر" برای خودتون نسازید .
    عشق رو تو یه رابطه بی هدف به وجود آوردن هیچ ارزشی نداره و فقط زمینه ها رو برای ضربه های روحی و احساسی خودتون فراهم می کنه .

    به فردا و آینده چشم بدوزید و سعی کنید برای آینده خودتون رو آماده کنید و شناختتون رو از جنس مخالفتون بالا ببرید . برای شناخت حتما نباید وارد رابطه با جنس مخالف شد بلکه راه های زیادی هست .


    در آخر هم می گم که قدر و ارزش خودت رو بدون و بدون که احساساتت با ارزش تر از این هست که به راحتی درگیر هر شخصی بشه .

    یادمان باشد که اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم .

  6. 4 کاربر از پست مفید baran.68 تشکرکرده اند .

    baran.68 (پنجشنبه 05 آذر 88)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 23 اردیبهشت 91 [ 16:00]
    تاریخ عضویت
    1388-8-25
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    3,108
    سطح
    34
    Points: 3,108, Level: 34
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 29 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا من؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    سلام خواهر گرامی
    اینکه می پرسید چرا شما را انتخاب کرده
    دقیقا چون ذات مردها از خانم هایی خوششان می اید که به کسی راه نمی دهند و اون سعی کرده با شما رابطه برقرار کنه شما هم ای همچین ناراضی نبودی با ایشان رابطه دوستی داشته باشی و گرنه قاطعانه می گفتی نه
    شاید از من ناراحت بشی ولی در مورد خود من هم خانم فرشته مهربون نکته ای را گوشزد کرد که هیچگاه من بهش فکر نکرده بودم و همیشه مثل شما از دیگران متوقع بودم که چرا دیگران حریم مرا می شکنند در حالیکه

    این ما هستیم که با اعمال و رفتار و حرفهایمان به طرف مقابلمان اجازه می دهیم که تا چه حد به حریم خصوصی ما نزدیک شوند

    شما نباید با استادت درد و دل می کردی
    نباید بیشتر در کلاس می ماندی
    نباید به دوستی حتی با شرط تن می دادی
    خوب حالا که همه چیز ختم به خیر شده از این به بعد نکته اب را که گفتم مدنظر داشته باش
    شاید حرفم تلخ باشه ولی اگر خوب فکر کنی ازش خیلی چیزها دستگیرت میشه
    .
    .
    .
    چند وقت پیش من سئوال از مدیر تالار داشتم توی همین زمینه ها ولی ایشون لطف کردند و جواب ندادند الان خودم جوابم رو گرفتم :D

  8. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 14 دی 90 [ 15:42]
    تاریخ عضویت
    1386-12-18
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    4,324
    سطح
    41
    Points: 4,324, Level: 41
    Level completed: 87%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    65

    تشکرشده 67 در 37 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: چرا من؟

    فرشته جون اتفاقا استادم آدم گوشه گيري بود و خيلي كم از كنج عزلت خودش بيرون ميومد، اما اينو از قبل خوب ميدونست كه من اهل هنر رو -بخصوص موسيقي رو- روي چشمم ميذارم و خيلي دوسشون دارم...اما از نظر موقعيت اجتماعي و شغلي و اينا من از اون جلوتر بودم..اينم بگم كه با اين وجود توي جمعهاي محدودي كه حاضر ميشد هميشه محور بود چه توي خانواده شون چه توي دوستان چون بيشتر از سنش حاليش مي شد و در مجموع پسر عاطفي بود، همه دوسش داشتن. فكر هم نمي كنم براش مهم بود كه بقيه بدونن با دختري دوست شده يا نه اما فكر مي كنم شايد چون ايده آل گرايي بود تا مطمئن نمي شد كه طرفش همه ايده آلهاش رو داره و ضمنا اون رو كامل پذيرفته توي جمع خانواده مطرح نمي كرد. در مورد منم همين شد> جز يكي 2 تا از دوستاي صميمي مون و يكي از عموهاي اون كه خيلي باهاش جور بود كسي خبر نداشت. نسبت به ازدواج ديد خوبي نداشت و توي رابطه قبليش هم بعد از 2 سال دوستي راضي به ازدواج شده بود اما دختره قالش گذاشته بود و رفته بود با كس ديگه اي كه وضع مالي خوبي داشت ازدواج كرده بود. فكر مي‌كنم از اونجايي كه رابطه قبليش شكست ناجوري خورده بود و بعدش تحقير زيادي رو احساس كرده بود اينه كه خيلي محتاط و طالب آرامش و التيام شده بود. و اينا رو توي من پيدا كرده بود. البته جز بحث بي هدف بودنمون رابطه مون اينم اشتباه دومي بود كه من داشتم چرا كه جاي نفر قبلي اومده بودم و عليرغم اينكه 2 سال گذشته بود اما اون هنوز زياد بهش فكر ميكرد. مي گفت بخشيدمش و تموم شده اما در عمل اينجوري نبود.
    به هر حال من الان تصميم دارم كه ديگه زياد بهش فكر نكنم و به قول باران جان به فردا و آینده نگاه كنم. مي خوام سعی کنم يواش يواش برای آینده خودمو آماده کنم و اين حال جدايي و غمم رو به حال خوب تبديل كنم.... به قول خيام:
    از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن -------- فردا که نیامده است فریاد مکن
    بر نامده و گذشته بنیاد مکن --------حالی خوش باش و عمر برباد مکن
    از خدا ميخوام كه اين بار برام رابطه اي فراهم كنه كه هم مطلوب باشم و هم طالب. و ديگه اشتباهاتي كه اين بار داشتم رو نداشته باشم. هرچند سخته كه همزمان هم دنبال صميميت باشي و هم تعهد در عين حال به خودتم پايبند بموني.
    اگر روح خداوندي دميده در روان آدم و حواست
    پس اي مردم خدا اينجاست ....
    خدا در قلب انسانهاست
    به خود آي

  9. کاربر روبرو از پست مفید yasesepid تشکرکرده است .

    yasesepid (سه شنبه 26 آبان 88)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.