به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 45

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 88 [ 12:44]
    تاریخ عضویت
    1386-8-23
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    4,021
    سطح
    40
    Points: 4,021, Level: 40
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 19 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: وابستگی همسرم به خانواده اش

    سلام
    من همه حرفهاي شمارا قبول دارم . ولي اينها براي زماني است كه چنين شرايطي پيش نمي آمد . ببينيد اون اگه الان ناراحته و زنش را دوست داره ديگه چرا غرور؟ اصلاً معنا داره ؟ به خدا من اصلا نمي خوام به خاطر غرور جلو نرم فقط به خاطر اينكه از عواقبش مي ترسم . يعني زندگي ما انقدر ارزش نداشته كه بياد بگه همه چي را تموم كنيم ؟
    اي كاش يك كسي بود و بهش مي گفت تو بايد بري دنبال زنت . من مي شناسمش اگه يك نفر باشه كه باهاش حرف بزنه بهتر تصميم مي گيره . دفعه قبل هم خواهرم بود و باهاش حرف زد و تحريك مي كرد . البته نه به معناي بد اينكه مي گفت زندگيتون را به اين راحتي خراب نكنيد و مي گفت كه من دلم براش تنگ شده و ... در نتيجه خودش اومد . اما حالا كسي نيست باهاش صحبت كنه . به خواهرم گفتم گفت توهرگز صلاح نيست بري جلو ، من هم همينطور . پدرومادر من هم ناراحتند و منتظرن كه خودش بياد . حالا من موندم تنها . خودم هم موافق جلو رفتن نيستم والا از نظر من امشب يك sms مي زنم و همه چي تموم اما...
    به خدا از انتظار خسته شدم . هر صداي تلفن هر صداي ماشين و هر ... فكر مي كنم كه اومده . انتظار خيلي بده .
    اصلا باورم نمي شه كه الان 17 روزه راحت بدون من تحمل كرده . اصلا . فكر مي كردم نهايت يك هفته دوام بياره . اما زهي خيال باطل .
    ازش بعيد نيست بره با مشاور صحبت كنه و من نگرانم كه مشاور بهش گفته باشه فعلا كاري نكن . يعني فكر مي كنم اينطوري شده كه نيومده .
    نمي دونم چي بگم فقط مي دونم كه شرايط خيلي بديه . اميدوارم هيچ كس توي زندگيش اين روزا رو نبينه .
    براي من دعا كنيد . اگه برم سرخونه زندگيم مطمئن باشيد كه هميشه در مسايل مختلف با شما مشورت خواهم كرد .
    راستي اينكه گفته بوديد جمله دوستت دارم معجزه مي كنه ،‌باور كنيد روزي نبوده كه بهش نگم دوستت دارم . هميشه و در همه حال اين جمله را بهش گفتم . به طور متوسط روزي سه بار اين جمله را از من شنيده .
    همه حرفهاي شما قشنگ و منطقيه . اما ...
    بياييد همه فكرهامونو بريزيم روي هم و كمك كنيد كه من با چه ترفندي مي تونم اقدام كنم . كاري كنم كه اون از يك سمتي تحريك بشه و بياد جلو .
    از طريق فاميل خودم يا اون نمي تونم كاري كنم .پس چه راهي وجود داره ؟ يك راهي كه اون هم نفهمه من كاري كردم .
    امروز داشتم فكر مي كردم كه اصلا شايد خانواده اش هم ندونند . يعني امكان داره ؟ اگه مي دونستند يعني انقدر بي تفاوت مي موندند ؟ اقدامي نمي كردند ؟
    راستي امروز يك نفر بهم گفت فكر نكن بايد به اين زودي بياد سراغت . بعضي بودند كه تا 6 ماه همين بساط را داشتند . خيلي نگران شدم .

  2. کاربر روبرو از پست مفید صداقت تشکرکرده است .

    رویاا (شنبه 27 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.