به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Threaded View

  1. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 26 دی 88 [ 17:00]
    تاریخ عضویت
    1388-8-15
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    2,617
    سطح
    31
    Points: 2,617, Level: 31
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    23

    تشکرشده 23 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: میخوام دوباره عصرا باشم

    حوصلتو سر بردم؟ :D
    ببین دوسته من ، تا دیروز تو مشکل بزرگی بودم خیلی بزرگتر از چیزی که اینجا نوشتم برای همین تمامه ذهنم آشفته بود اصلا نمیفهمیدم دارم چی میگم : بین زیبایی و زشتیه زندگیه من فاصله کمی هست... شاید اندازه یه چشم به هم زدن... منم یه روز آدم قوی هستم و مثله شما مسائل رو تحلیل میکنم و گاهی هم به دیگران مشاوره میدم اما گاهی خودم چنان غرق میشم که احتیاج دارم به دستی که منو بیرون بکشه
    الان برات همه رو مینویسم البته جوری که دوباره حوصلت سر نره:

    این مشکلیه که اکثر خانوم ها بعد از ورود به زندگی مشترک احساس می کنند دلیلش هم اینه که در دوران عقد از سمت شوهرشون بیش تر محبت می دیدند . به خاطر همین هست که همیشه توصیه به تعادل میشه.
    در دوران عقد به علت دوری و کمتر در کنار هم بودن این عواطف شدیدتره و طبیعیه که بعد ها عادی تر بشه .
    این مسئله برای شما زودتر اتفاق افتاده اما این به این دلیل نیست که همسر شما دوستتون نداره ، شاید زیادی عواطف خرج کرده و الان کمی براش عادی تر شده . شما باید دیدگاهتون رو تغییر بدید و بدونید که بعضی مسائل عادی هستند .
    البته شما خودتون میگید که به همسرتون وابسته هستید . وابستگی خوب نیست . شاید ایشون دارند از همین وابستگی شما فرار میکنند و ازش خسته شدند .
    سعی کنید این وابستگی رو از بین ببرید چون هم باعث آزار خودتون هم همسرتون میشه .این که لحظه به لحظه باهاش در ارتباط یا تماس باشید ، یک لحظه ازش جدا نشید یا اینکه انتظار داشته باشید در همه حال توجهش به شما باشه ، باعث میشه که خسته بشن و سعی کنند از این وضعیت فرار کنند . بهشون فرصت بدید که دلتنگتون بشن و خودشون ازتون سراغ بگیرند و بیان پیشتون . خودتون رو از این شخصیت وابسته رها کنید.
    پسته خانوم باران ، توجهم رو خیلی جلب کرد چون حرفهایی رو زد که خودمم بهش رسیده بودم اما دلیلش رو نمیدونستم و فهمیدم که بی علاقگی در کار نیست خدای نکرده و فقط داره متعادل میشه

    این که میگی تمام روز به فکرشی این طبیعیه و خانوما برعکس آقایون چنین قدرتی رو دارند. اما آقایون وقتی که در حال کار هستند یا حتی موقع بیکاری که فکرشون درگیر مسائل دیگه است نمی تونن به مسائل احساسی و همسرشون فکر کنند ولی خانوما این قدرت رو دارند که حتی در حال انجام جدی ترین کارها هم به مسائل احساسی و همسرشون فکر کنند . این هم یکی از ویژگی های خلقت خداست که حکمت های زیادی داره . فکر کنید که اگر یک خانوم درگیر کار باشه اما یک دفعه فرزندش نیاز به توجه و محبتش داشته باشه اگر نتونه از احساسش همزمان استفاده کنه دچارمشکل می شه . زن ها نباید از مردی که سر کاره توقع محبت و توجه داشته باشند ، مردها باید یک مدت از مسائل کاری و فکری فاصله بگیرند تا بتونن به احساساتشون بپردازند
    خوبیه این پست این بود که : من از خودم بخاطره اینکه همیشه به فکرش بودم بدم میومد و میخواستم جوری هواسه خودم و پرت کنم که دیگه به فکرش نباشم اما فهمیدم که کارم تا حالا درست بوده و فقط نباید خودم و تو این افکار غرق کنم جوری که مثله یه برکه مونده بشم.
    در خانه نشستن منجر می شود که مدام فکر کنید اوچه کرد و من چه کردم و همین منجر به دلخوری های بیشتر می شود..شاید او دارد زندگی عادی خودرا می کند و شما از فرط در خانه بودن این اندیشه ها را به خود راه می دهید..بپذیرید که زندگی همه اش ابراز عشق و علاقه نیست..اینکه شما در منزلید و وی خسته از کار بیاید شما را بیرون ببرد یا به شما پول بدهد..عزیزم سالهاست دوران این خانم ها تمام شده پس خود را تبدیل به چیزی نکن که نیستی ..چون ایشان آن صدرا متفاوت را دوست داشت نه صدرایی که کاری می کند که هر زنی بلد است..خیلی از خصوصیات زن ها مشابه است مهم ان وجهه متفاوتی است که شما داشتید و همسرتان شما را از بین همه انتخاب کرد..
    پس خود را بزرگ و ارزشمند کن....بهترین ان سرگرمی است..
    اینم که خودتی و گفتی که نباید مدام با فکر و خیالات زندگیه خوش رو از خودم و همسرم بگیرم و اینکه اگه از صبح تا شب بشینه بگه دوستت دارم دوستت دارم برای من شخصیت اجتماعی و سرگرمی و پیشرفت نمیشه و باید خودم هم مثله اون دنباله جنبه های دیگه زندگیم باشم
    خود را بیش از حد پرزنت نکن..منظورم این نیست که نگو دوستش داری ..اصلا مگر می شود نگفت؟بگو ولی در حد اعتدال ..بگذار او دلش برایت تنگ شود و نگرانت شود بداند تو هم مشغولیاتی جز اوداری ولی همچنان دوستش بدار و مواظب زندگیت باش..
    صدرا جان اگر محیط کاریش جذاب است ..بگذار تو جذاب تر باشی ..بعد یکسال عقد کم کم زندگی عادی بروز می کند ..خود را برایش جذاب کن..کارهای تعجب آور برایش ترتیب بده..نمی دونی چقدر لذت آور است..ولی همه زندگیت را خلاصه نکن در او..
    تا خودت ..خودت را بالا نبری کسی تو را بالا نخواهد برد دوست من..
    دیروز که شوهرم بهم سر زد همین طور رفتار کردم : یعنی تمامه چیزهایی که گفتید رو پیشه خودم تکرار کردم تا روی رفتارم اثر بذاره اولش یه خورده جا خورد اما باورتون نمیشه چقدر زود اثر مثبته کارهامو دیدم :D و دیگه برای رفتن و موندنش چونه نزدم
    الان شما باید صبر و تحمل داشته باشید و انقدر آشفته نباشید . باید هم به خودون هم همسرتون فرصت بدید تا عشقتون بازیابی بشه . به خودتون کمک کنید که از وابستگی رها شید چون با وابستگی خودتون رو اذیت می کنید و طرف مقابل رو هم خسته و فراری. به همسرتون هم باید فرصت بدید تا دوباره تشنه ی عشق شما بشه .

    درسته بی خبری سخته اون هم در حالیکه شما تمام روز رو به اون فکر می کنید اما تماس نگیرید با خودتون مبارزه کنید . خودتون رو به هر کاری که میدونید فکرتون رو مشغول می کنه سرگرم کنید .
    نتیجه خوبی داد حتی وقتی تو یه اتاق بودیم بر عکس گذشته ، خودم رو با حرف زدن با مامان و زنداداشم مشغول کردم و زیر چشمی دیدم که چقدر متفاوت نگام میکنه
    و همش سرش با من میچرخید جوری که داداشم بهش گفت هواست با منه یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟:D
    سلام عصرای عزیز

    چند نکته دارم که امیدوارم در مسیر شناخت و تغییر روند کمکت کنه :

    1 - مرد طالب آفریده شده و زن مطلوب ، همونطور که برای زن مطلوب بودن شیرین و لذت بخشه ، برای مرد طالب بودن چنینه ، وقتی زن از جایگاه خود خارج میشه و مرتب مردش رو طلب می کنه ، مرد به طور طبیعی سرد میشه ، چون همسرش مثل اون شده ، یعنی مرد شده در خالی که او زن می خواهد و حتی اگر در این وقت خلاء احساس کند و بی رغبت شود طبیعی است .( این اشتباه اکثر خانمها در دوران عقد است )

    2 - زن بهتره همه عواطف و روشهای ابراز عواطفش رو در یک پروسه زمانی کوتاه هزینه نکنه ، همیشه برگهای سبز پنهان داشته باشه و به مرور خرجش کنه .

    3 - هر انسانی از این که کسی سریشش شود خوشش نمی آید ، بند کردن بخصوص همراه با گله گذاری و غرولند مرد را از همسرش خسته و دور می کند .

    4 - این یک واقعیته که اغلب ما به جای دوست داشتن طرفمون ، عاشق دوست داشته شدن توسط او هستیم ، یادمون باشه کسی که خالصانه به محبوبش عشق بورزه ، بیشتر محبت خودش را نشان می دهد و مهم برایش اینه که محبوبش را دوست دارد چنانکه در تصور بی مهری وی غرق نمی شود .

    دقت کن که آیا واقعاً همسرت را دوست داری و یا دوست داشتن و عاشق بودن او را دوست داری ؟؟ در این صورته که ما حساس می شویم و اگر یک روز تعداد دوستت دارمهایش کم شود ، دلمان می گیرد و... اینقدر غرق نکته سنجی و اندازه گیری میزان علاقه وی می شویم که وسواس فکری نصیبمان می شود .


    و اما آقایان محترم :

    لطفاً در دوران نامزدی و عقد و کلاً پیش از ازدواج این همه هیجان زده ابراز عشق نکنید ، اگر نمی دانستید بدانید که طبیعت شما اینه که بعد از عروسی و با آرامش خیال از این که محبوب دیگر مال شماست و هر زمان بخواهید از موهبت وجودش در هر بعدی بهرمند هستید و محدودیتی نیست ، از اون ابراز عشقهای آتشین که به جرأت می گویم بیشترش تحت تأثیر کششهای جنسیست کاسته می شود و غافلید که مهربان همسرتان را عادت داده اید به آنچنان ابراز عشقهایی و او زن است و درک نمی کند شما حالا دارید متعادل و طبیعی برخورد می کنید و لذا تصور می کند که دیگر به او علاقه ندارید یا علاقه شما کم شده .

    گذشتگانمان در مورد این ویژگی مردان خوب دختران را راهنمایی می کردند مثلاً می گفتند ..... هنوز خرش از پل نگذشته !

    پس بهتر نیست کمی خود را کنترل کنید و به گونه ای ابراز علاقه و محبت کنید که مطمئن هستید بعد از عروسی همانگونه و همان حد خواهد بود ؟!!!!!!


    حال یک سئوال از عصرای عزیز :

    آیا با هم رابطه جنسی دارید ، محدودیت در رابطه دارید یا خیر ؟

    اگر جواب مثبت است و محدودیت هم ندارید ، بررسی کنید که آیا از وقتی رابطه جنسی بدون محدودیت داشتید این ابراز عواطف کمتر شده ، یا خیر ؟

    منتظر جوابتون هستم .
    پسته فرشته مهربان رو خیلی خوب خوندم و همش برام خیلی جالب بود و میخوام تو یه فرصت مناسب قسمت هایشو به شوهرم هم بگم . فرشته خانوم اینبار تو ابراز احساسات خیلی دقت کردم خودم زیاد نگفتم اما وقتی اون میگفت خیلی خودم و خوشحال و مشتاق نشون میدادم و کلی شوخی هایی که دوست داره باهاش کردم و با لحنه بچگونه که خودش دوست داره بهش گفتم که اینبار کمتر دوستت دارم چون اذیتم کردی یه کاری کن که دوستت داشته باشم :D اونم فقط میخندید و میگفت چشششششششششم چششششششم :
    خلاصه شده بودیم مثله روز اول عقد :D و با من مثل ملکه ها رفتار کرد
    ممنونمممممممممممممممممممم از همتوووووووووووووون حتی اونایی که نظری ندادن
    دوست عزیزم خیلی خوبه که رابطه ات را محدود کرده ای ولی باید حواست باشه که شوهرت دل زده هم نشه از این که رابطه محدوده منظورم اینه که حتما به هم ابراز علاقه و محبت بکنید
    نه آتنا جان هواسم هست یه کاری میکنم که ناراحت هم نشه و احساس نکنه من دارم محدودش میکنم تقریبا رگه خوابش دستمه
    سلام خواهر عزیزم
    من دیدم که یه تاپیکی قبلا بوده که میتونه خیلی کمکت کنه
    اونو میذارم واست پستاش بخون به نظر من که خیلی میتونه کمکت کنه

    http://www.hamdardi.net/thread-3482-page-1.html

    موفق باشی
    تاپیک رو حتما میخونم بعد از نوشتن این پست ممنونم
    یکی از نتایج مشاور گرفتن این هست که فرد مشاوره گیرنده حقیقتا به صحبت ها گوش یده...
    مثله من :D چون واقعا همه رو عملی کردم
    حالا ابهامی که دارم
    که یکبار هم در پستهای قبلیم گفتم
    شوهرم خیلی خیلیییییییییییییییییییییی منو تحت نظر میگیره
    نمیذاره یه ذره براش مرموز باشم
    از هر کاری ممکنه ایراد بگیره که کاره بدی نیست مثلا چرا رفتی دو قدم اون ور تر بیا اینجا وایسا بعد گوشه لباسم و میگیره که مثلا مثله بچه ها گم نشم خودش منو وابسته میکنه وقتی با همیم هر جا میرم دنبالم میاد وقتی هم نیست من جرعت یه تماس تلفنی کاری با یه مرد رو ندارم چون قدغن کرده
    تکون میخورم باید خبرش کنم با این وضع چطور بهش وابسته نشم؟ چطور براش عزیز و مرموز باشم؟ چطور رو پای خودم وایسم؟ چطور راضیش کنم؟؟؟ منم میدونم جدایی موقت میتونه و فراموش کردنه اختلاف ها کمک کنه اما وقتی عصبانی میشه منو و خودش و تو اتاق حبس میکنه در و قفل میکنه حتی نمیذاره چیزی بخوریم یعنی ما حتی تو بدترین شرایط هم به هم وصلیم!!! مثله دوقلو های بهم چسبیده!!!!!!!!! حالا بهم حق میدید که زیادی وابسته اش بشم و اینقدر عذاب بکشم؟ به نظرتون چجوری این وابستگی رو کم کنم ؟ مثلا تو همین مثالی که زدم!!! اگه الان ازش قول بگیرم که وقتی دعوامون شد یک ساعت بریم تو جمع بشینیم اما باهم حرف نزنیم و عادی باشیم و تا اخره نیم ساعت تنها نشیم با هم و یه ذره ذهنمونو آزاد کنیم . این خوبه به نظرتون؟ اگه الان قبول کنه بعید میدونم اون موقع اجرا کنه!!!!!!!! چطور راضیش کنم که باور کنه اگه تا مغزه سره کوچه برم بلایی سرم نمیاد؟؟؟

    عجب تاپیکی.....................
    خیلی خیلی استفاده کردم
    چقدر بهم امید داد چون من تو این مدل دور بودن ها و ناز کردن ها استادم
    اینقدر از شوهرم دوری کردم که اومد خاستگاریم اما بعدش فکر کردم چون دیگه حلالیم باید همه اون کارا رو بذارم کنار :D
    میگم تو این تالار دیگه از این مدل نوشته ها نیست؟ میخوام بیشتر یاد بگیرم
    خیلی اموزنده بود خیلی

  2. کاربر روبرو از پست مفید عصرا تشکرکرده است .

    عصرا (چهارشنبه 14 دی 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فشار عصبی و فکری در مورد کارم
    توسط bb12 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 خرداد 94, 01:33
  2. اعصاب فوق العاده ناراحت خواهرم
    توسط نازنین 2 در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 21:17
  3. خواهر و برادر ناسازگار و اعصاب خورد کن
    توسط من راضیه هستم در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 اردیبهشت 94, 13:12
  4. چرا اینقدر عصبی؟چرا اینقدر عصبانی؟
    توسط کاربر19 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 24 مرداد 93, 12:06
  5. چگونه با همسر عصبانی و پرخاشگر کنار بیایم؟
    توسط دختر بیخیال در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 اسفند 92, 09:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:33 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.