سلام neda-ghazal
وقتی ما از نظر احساسی تحت فشار باشیم این طبیعیه که بخواهیم آنها را بروز دهیم. و من شما را می فهمم.
ستاره نیز به مسائل مهمی اشاره کرد.
ارزش خودت
مهم بودن همین مسائل که مهم نمی شماری
ترس افراطی شما از جدایی و طلاق...
به نظرم باید پاسخ قبلی ام را پس از اینکه آرام شدی بخوانی و به دقت به کار گیری...
برون ریزی احساسات اول راهه.....، و بعد باید شروع به حرکت کنیم....
تا مسیر را تغییر دهیم.
همه اینها را که گفتی درک کردم. اما بدان این نشان می دهد که شما زندگیت را همه و همه براساس رفتار این آقا متمرکز کرده ای...، تمرینی که در پاسخ قبلی خود داده بودم ، تمرینی بود که شما در این دنیا دقت کنی چه چیزهایی هنوز دلت را روشن می کند.
آیا می توانی از طلوع خورشید یا دیدن یک گل سرخ هنوز لذت ببری یا با یک موسیقی آرام ، غرق لذت شوی....





امروزاحساس بهتري دارم براي همين تصميم گرفتم كه مثل يك خانوم بالغ نه يه دختر بچه فين فيني نق نقو و البته با كمك شما دوستان خوبم مشكلم رو بررسي كنم فكر كنم جواب دادن به سوالات مدير مهربون و خوب همدردي شروع خوبي باشه درمورد نقاط ضعفي كه فعلا به ذهنم ميرسه بايد بگم كه اون قدر به دلم تو زندگيم رو ميدم كه اگر گرفته باشه حوصله انجام هيچ كاري رو ندارم فوق العاده احساساتيم به اندازه همه خانومها منظم نيستم و فراموشكار و ولخرجم بعد از اين كلكسيون بديها در مورد نقاط قوت!! پر انرژي و با پشتكارم صبورم و به ندرت عصباني ميشم و خيلي زود بديها رو ميبخشم در مرد تواناييهام اينكه هر كاري رو تا رسيدن به نتيجه دنبال ميكنم و خوشبينو بسيار اميدوارم اعتماد به نفس زيادي دارم و از انجام كارهايي كه دوستشون دارم هيچ وقت خسته نميشم همه دنيا از نظرم سرشار از زييباييه حتي روزهايي كه دلم خيلي گرفته دنيا رو زيبا اما غمگين ميبينم مثل يك موسيقي زيبا و غمگين لزوما تنها چيزهاي شاد كه زيبا نيستند مگه نه؟ دلخوشيهام خدا خدا خدا خنده ها و نگاههاي غزله
شوهرم مرديه كه با تمام تلاشش كار ميكنه و البته نتيجش رو فقط تو خوانواده كوچيكمون مياره خيلي خيلي منظم و تميزه اصلا خسيس نيست ولي از خرج كردن بدون برنامه متنفره حتي از اين كه براش هديه بخرم ناراحت ميشه كارهايي كه از نظر خودش وظيفشه به نحو احسند انجام ميده و چيزهاييرو كه وظيفه من ميدونه نسبت به انجامش بي گذشت و بي ملاحظست مسووليت پذيره و خيلي نسبت به خانومها محجوبه عاشق نظم و ترتيب و تميزيه به تعهدش نسبت به مردم خيلي اهميت ميده و بسيار صادقه ميگه دوست دارم وقتي ميام خونه چراغ خونه روشن باشه و بوي غذا بياد ....و اما از رفت و امد بدش مياد هيچ وقت ابراز احساسات نميكنه چه كلامي و چه به طرق ديگه هميشه از زندگيش ناراضيه و ازش شكايت ميكنه بيشتر مواقع ارزوي مرگ ميكنه خيلي زود عصباني ميشه بد دهنه و فحاشي ميكنه كلا ادم بدبينيه و از هر چيز بدترين جنبههاش رو در نظر ميگيره به ندرت خوشحال ميشه يا ميخنده خودش ميگه از هيچ چيز لذت نميبرم سابقه بيماري افسردگي داره حتي سابقه ژنتيكي داره مدتي تحت درمان بود اما متاسفانه رهاش كرد و الان 2 سالي هست كه بدون تجويز الپرازلام ميخوره مدام اظطراب داره در مورد من خيلي بي گذشته از اين كه باحاش بحث كنم متنفره دلش ميخواد من يه زن خونه دار باشم هر چند بعضي وقتها شك ميكنم كه واقعا چنين چيزي رو ميخواد بهانه گير و بهانه جوست به سختي متوجه ميشم كه علت اصلي ناراحتيش چيه و ...... كه امروز از نوشتنش خسته شدم و مطمئنم شما هم از خوندنش منتظرتونم


علاقه مندی ها (Bookmarks)