کسی نگفت تا ۳۰ سالگی صبر کنی....
اما الان ۱۹ سال بیشتر نداری فکر میکنم، و این سن خیلی زوده برا فکر کردن به این چیزا چون به بلوغ فکری و عاطفی نرسیدی...
من قبلا به تاپیک مشابه تاپیک شما پاسخ دادم، پس پاسخمو اینجا دوباره تکرار میکنم....
احساسی رو که داری تجربه میکنی، بهش میگن شیفتگی و عشق و علاقه مندی نیست...
چون یه احساس یه طرفه هست و البته در سن شما بسیار معمول هست...
من خودم در ۱۸ سالگی تجربه کردم، و ۳ سال طول کشید...اتفاقا من هم ترم ۳ بودم...
تو این مدت، از طرفت ناخوداگاه برای خودت بت میسازی، ... طرفت رو طوری میبینی، گویا هیچ ایرادی نداره...بهش میگن اثر هاله ای...
میدونی، یکی از دوستان دیگرم هم مثل من، همزمان با من اون احساس رو تجربه کرد، منتها، منطق اون به احساسش نچربید، نتیجه، عدم موفقیت تحصیلی، ۳ ترم مشروط و اخراج از دانشگاه بود،
من از این احساسم استفاده کردم، و باهاش یه انگیزه درست کردم برای فعالیت بیشتر و میتونم بگم برام سکوی پرتاب شد...
بنابرین، شدیدا توصیه میکنم که منطقی عمل کنی، و منطق میگه، نه تو نه اون خانوم، شرایط ازدواج رو ندارین،
پس، باید فراموشش کنی، چون روزو شب فکر کردن به اون، تورو از فعالیتهای مهمتری که باید داشته باشی و در آیندت تاثیر گذاره باز میداره،
میدونم سخته، اما فراموشش کن!305
راهه حلی که در مورد خود من جواب داد، این بود که به احساسم جهت دادم،
در جهت کارهای مفیدی که میتونستم برای زندگیم انجام بدم، و ازش یه انگیزه ساختم، بدها دیدم، همین احساس باعث شده تا تو خیلی از فعالیت هام پیشرفت کنم، و البته، به مرور زمان، اون خانم رو هم فراموش کردم، و اون هیچوقت نفهمید حتا من چنین احساسی بهش داشتم...
من الان از این بابت هم خوشحالم








علاقه مندی ها (Bookmarks)