به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 آبان 00 [ 00:10]
    تاریخ عضویت
    1388-2-15
    نوشته ها
    532
    امتیاز
    15,820
    سطح
    80
    Points: 15,820, Level: 80
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    2,510

    تشکرشده 2,961 در 521 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    80
    Array

    RE: الان بهش بگم؟ چطور؟

    کسی‌ نگفت تا ۳۰ سالگی صبر کنی‌....

    اما الان ۱۹ سال بیشتر نداری فکر می‌کنم، و این سن خیلی‌ زوده برا فکر کردن به این چیزا چون به بلوغ فکری و عاطفی نرسیدی...

    من قبلا به تاپیک مشابه تاپیک شما پاسخ دادم، پس پاسخمو اینجا دوباره تکرار می‌کنم....

    احساسی‌ رو که داری تجربه میکنی‌، بهش میگن شیفتگی‌ و عشق و علاقه مندی نیست...

    چون یه احساس یه طرفه هست و البته در سن شما بسیار معمول هست...

    من خودم در ۱۸ سالگی تجربه کردم، و ۳ سال طول کشید...اتفاقا من هم ترم ۳ بودم...


    تو این مدت، از طرفت ناخوداگاه برای خودت بت میسازی، ... طرفت رو طوری میبینی‌، گویا هیچ ایرادی نداره...بهش میگن اثر هاله ای...


    میدونی‌، یکی‌ از دوستان دیگرم هم مثل من، همزمان با من اون احساس رو تجربه کرد، منتها، منطق اون به احساسش نچربید، نتیجه، عدم موفقیت تحصیلی‌، ۳ ترم مشروط و اخراج از دانشگاه بود،

    من از این احساسم استفاده کردم، و باهاش یه انگیزه درست کردم برای فعالیت بیشتر و می‌تونم بگم برام سکوی پرتاب شد...

    بنابرین، شدیدا توصیه می‌کنم که منطقی‌ عمل کنی‌، و منطق میگه، نه تو نه اون خانوم، شرایط ازدواج رو ندارین،

    پس، باید فراموشش کنی‌، چون روزو شب فکر کردن به اون، تورو از فعالیت‌های مهمتری که باید داشته باشی‌ و در آیندت تاثیر گذاره باز میداره،

    میدونم سخته، اما فراموشش کن!305

    راهه حلی که در مورد خود من جواب داد، این بود که به احساسم جهت دادم،

    در جهت کارهای مفیدی که می‌تونستم برای زندگیم انجام بدم، و ازش یه انگیزه ساختم، بد‌ها دیدم، همین احساس باعث شده تا تو خیلی‌ از فعالیت هام پیشرفت کنم، و البته، به مرور زمان، اون خانم رو هم فراموش کردم، و اون هیچوقت نفهمید حتا من چنین احساسی‌ بهش داشتم...

    من الان از این بابت هم خوشحالم

  2. 7 کاربر از پست مفید kamran2007 تشکرکرده اند .

    kamran2007 (یکشنبه 20 دی 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.