سلام تنای عزیز
اتنا جان به خوبی می تونم احساس کنم ، که در تفکر و ذهنت مهارتهایی که در تاپیک قبلیت بهت ارائه داده شده رو جا دادی ، اما در عملت زیاد نتونستی ، یعنی فکر می کنی سخته ، بخصوص خلاص کردن ذهنت از خانوده شوهرت . و انتظار داری که تا یه رفتار و مهارتی را در پیش گرفتی زود همه چیز عوض بشه ،
عزیزم باید صبر داشته باشی . یک بنا رج رج بالا میره تا تبدی به یک ساختمون میشه ، پس باید گام به گام تلاش کنی .
همانطور که در تاپیک قبلیت هم گفتم ، این همه رو شوهرت زوم نکن .
یه مدتی خودت رو از درگیر شدن به رفتار شوهر دور کن ، و در پی تغییر در خودت باش اونم به خاطر خودت و سلامت روح و روان و رفتارت .
برای همین سعی کن از این لحظه به بعد ، به جای فکر کردن به کارای اون ، فقط به این فکر کنی که خودت در همه شرایط بهترین رفتار رو داشته باشی حتی اگه شوهرت قدر ندونست ، و یا نبینه که تغییر کردی ، دنبال این نباش که اون ببینه .
مهم اینه که خودت قبول داشته باشی تغییرات مثبت خودت رو ، چون اول از همه به خاطر خودت خودت رو تغییر بده ، از اینی که هستی ، به بهترین شکلی که می تونی باشی . تا آنجا که خودت از خودت احساس رضایت کنی .
بعد هم شوهرت رو همینطوری که هست پذیرا باش و دوستش داشته باش ، بذار اون قهر کنه ، تو قهر نکن ، اما گیر هم نده که باهات حرف بزنه و.... از قهر خارج بشه ، به حال خودش بزارش ، بهش بگو فقط اونجاهایی که لازمه جوابمو بدی یا هماهنگی با هم داشته باشیم ، چون شاید حرف زدن اذیتت می کنه ، جوابمو بنویس .
گاهی تو براش نامه بنویس و در اون از بودن در کنار او احساس رضایت کن و بگو فقط نگران اونی، نگران اینکه با این قهر ها اذیت میشه ....
بعد روحت رو از درگیر شدن با قهر های اون آزاد کن و خودت باش ، شاد و سر حال صبور و با نشاط و شیک و تمیز و با لبخند و کد بانو ، و آراسته و مهربان و دوست داشتنی ..... انگار نه انگار از شوهرت و قهرها و وضعیتش ناراحتی و...
اینجوری هم آرام میشی هم نگرشت تغییر می کنه ، هم مطمئنم در او معجزه می کنه ، منتها تو نباید با نیت ایجاد تغییر در او در خودت تغییر ایجاد کنی بلکه محورت واقعاً رشد خودت باشه








علاقه مندی ها (Bookmarks)