[align=justify]سلام
نگار جان قبل از اینکه تصمیم بگیری باهمسرت ازدواج کنی، وقتی در مورد تقسیم بندی مسئولیت های اینچنینی ازش پرسیدی، چی جواب داد؟ وقتی ایشون ازت خواستگاری کرد، سعی کرد در مورد این مسائل فریبت بده؟ یا شما دلت می خواد تغییرش بدی؟
علاوه بر این، فکر نمی کنی شما مسئولیت های زندگی رو نابرابر تقسیم می کنی؟
زن کارهای آشپزخونه رو انجام بده (البته مرد هم در این موارد باید مشارکت کنه) اما به مسائل جانبی کار نداشته باشه، زن در مورد دکوراسیون منزل ایده بده و مرد اجرا کنه. و ...
اما مثل زن های سنتی هم نباشه که زیر دست مادر شوهر و پدر شوهر و برادر شوهر و خواهر شوهر و مادر بزرگ شوهر و ... باشه و دستورات ریز و درشتشون رو اجرا کنه.
مرد مثل سابق بار مالی زندگی رو برعهده داشته باشه، وظایف سخت افزاری منزل رو کاملا تقبل کنه. البته مدرن هم شده باشه، یعنی ناز زن رو بکشه، مواظب عواطفش باشه، در مورد مسائل جنسی خودخواهی مردهای سنتی رو نداشته باشه و ...
اما مثل مرد های سنتی هم نباشه که زن رو در تصمیم گیری ها سهیم نمی کردند. همیشه با خانمش هم فکری کنه، تک روی نکنه، و ...
اجازه نده خانمش با آقایون همسایه در مورد کار پیش پا افتاده ای مثل ترکیدن لوله صحبت کنه، اما از اون طرف محدود و خونه نشینش هم نکنه، چون زن به وجهه اجتماعی نیاز داره، به شغل نیاز داره، البته اونجا اشکال نداره با آقایون هم کلام بشه، چون این حرفها قدیمی شده و حالا زن ها تغییر کردن و شوهر ها باید خودشون رو با این تغییرات وفق بدن و ...
نگار جان این مسئله ای که شما الان گرفتارشی مشکل خیلی از خانمهای زمان ماست چرا که ما در حال حاضر در جامعه ای نیمه سنتی و نیمه مدرن زندگی می کنیم.
دقت کن اگه همسر شما می خواست با یک خانم با تفکرات سنتی ازدواج کنه، شما رو انتخاب نمی کرد. اما ایشون دختری رو برگزیدند که در شرکت به توانایی هاش و قدرت تفکرش ایمان داشت و اون رو یک شریک محکم و قدرتمند برای زندگیش می دید.
دوست خوبم، پیشنهاد من اینه که بشو همون دختری که همسرت انتخابش کرد، و از همسرت هم انتظار نداشته باش چیزی باشه غیر از اون مردی که قبل از ازدواج دیدی و پسندیدی.
نگارم نظر من اینه که اصولی که بر اساسشون فکر می کنی، و احساس رضایت مندی یا نارضایتی می کنی، نیاز به یک بازنگری دارند، که تناقض هاشون رو تشخیص بدی و برطرف کنی.
[/align]









علاقه مندی ها (Bookmarks)